جاوا اسکریپت غیر فعال میباشد. برای تجربه بهتر، جاوا اسکریپت را در مرورگر خود فعال کنید.
You are using an out of date browser. It may not display this or other websites correctly.
You should upgrade or use an
alternative browser .
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
از عنبرت غبار چو بر یاسمین نشست
شرمنده گشت نافه و در ملک چین نشست
شد خاک راه جمله تنم زان طمع که دید
آمد خدنگ ناز تو و بر زمین نشست
هر ناوکی که بر دلم از غمزهات نشست
از بهر بردن خرد و عقل و دین نشست
درکوی دوست این دل سرگشته صبح و شام
از بهر شام طره و صبح جبین نشست
گفتی که تیغ میکشم و میکشم تو را
بر درگه تو شاهدی از بهر این نشست
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
چو بر دل لشکر دل از کمین ریخت
قرار و صبر و هوش از عقل و دین ریخت
چو دیدم غمزهاش فتان دین است
بگفتم خون خلقی بر زمین ریخت
چو بر گلبرگ تر زد حلقه سنبل
غبار مشک را بر یاسمین ریخت
ز لعلش آب حیوان زندگی یافت
چو از کوثر درون ماء معین ریخت
دمادم شاهدی بهر نثارش
ز هجر دیده بر در ثمین ریخت
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
دلبرا در کشتن ما خود بگویی سود چیست
ور نخواهی کشتن از جور و ستم مقصود چیست
کس نمیپرسد ز احوال درون درد من
هم نمیپرسد یکی کین آه درد آلود چیست
زاهدا تا چند بر افعال ما منکر شوی
چون نمی دانی که اندر کار ما بهبود چیست
آه من میبینی و از سوز دل واقف نه ای
آتشی گر نیست پنهان خود بگو این دود چیست
جان همی کردم نثار اما همی ترسم که یار
گوید ای بیمایه رو این جان غم فرسود چیست
مدتی شد تا ز مژگان خون فشانم دمبدم
او نگفت ای شاهدی زین گریهات مقصود چیست
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
خوش بود که تیرش به دل ما گذری داشت
وان چشم هم از غمزه به سویش نظری داشت
آورد صبا وقت سحر مژده دیدار
گویا که دعای سحر ما اثری داشت
بگریست بر احوال درونم همه شب شمع
او هم مگر از سوز دل من خبری داشت
سر در قدم پیر خرابات نهادیم
زان رو که ره خلو تیان درد سری داشت
شد شاهدی اندر ره معشوق روانه
کاین راه بهر مرحله خوف و خطری داشت
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
هر سر که بوی سنبل تو در دماغ داشت
از مشک و از شمامه عنبر فراغ داشت
در تن نماند یک سر مو بی نشان تو
هر جا که دیدمش ز خدنگ تو داغ داشت
هر چند بود لاله جگر خون ز درد عشق
لیکن به یاد لعل تو بر کف نفاغ داشت
دوشینه شمع روشنی خود به باد داد
کز روی یار مجلس رندان چراغ داشت
گر شاهدی به باغ نشد زین عجب مدار
کو با خیال حسن تو بس باغ و راغ داشت
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
آنکو دل خود به خار ننهاد
گل گل شد و در کنار ننهاد
اشکی که به خاک ره نیامیخت
سر در قدم نگار ننهاد
عقلی که به زیر بار نفس است
از کار نماند بار ننهاد
از کار جهان چو دل بپرداخت
پا در ره کار بار ننهاد
قسام ازل چو کرد قسمت
اندر دل ما قرار ننهاد
تا شاهدی از غم تو برشد
دل بر غم روزگار ننهاد
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
جان ز تن رفت و دل اندر عقد گیسویت بماند
شد تنم هم خاک دروی تا ابد بویت بماند
خاک ره گشتم ولی شادم که بعد از سالها
گردی از خاک وجودم بر سر کویت بماند
در دل پر درد خود دیدم که در هرگوشه ای
بس نشان ها از خدنگ چشم جادویت بماند
سالها شستم به خوناب جگر لیکن نرفت
آن غباری را که بر روی دل از خویت بماند
نقش عالم را یکایک شستم از لوح خرد
همچنان در وی خیال قد دلجویت بماند
گر شدی دور از من اما شاهدی را در نظر
سجده گاهی از خیال طاق ابرویت بماند
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
زلف و رخ تو چون شب مهتاب نماید
خط بر رخ تو سبزه سیراب نماید
بر روی تو دلها همه شد زار و نگون سار
چون پرتوی قندیل که در آب نماید
گفتم که شبی چشم تو در خواب ببینم
کو بخت که در خواب چنین خواب نماید
دیگر به مساجد نبرد سجده جبینم
ابروی تو گر گوشۀ محراب نماید
گو شاهدی از جمله گدایان در ماست
تا بر همه کس فخر ازاین باب نماید
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
خوب رویان چو صید عام کنند
ناوک از غمزه تو دام کنند
آن دو چشمان م×س×ت خواب آلود
خواب بر چشم ما حرام کنند
عاشقان میپزند سودایش
دل بسوزند و فکر خام کنند
گر بگویند روی او را ماه
زین سخن ماه را تمام کنند
شاهدی گر طمع به لعل تو کرد
عاشقان زین طمع مدام کنند
رمانیکی کهکشانی
Thread Owner
محروم
شناسه کاربر
498
تاریخ ثبتنام
2021-04-28
آخرین بازدید
2025-10-10
نوشتهها
4,592
راهحلها
61
پسندها
14,014
امتیازها
1,409
سن
25
محل سکونت
آسمون هفتم
سکه
11,512
دانی که جان به فکر لبت در چه حال بود
گه غرق آب کوثر و گه در زلال بود
خال سیه ز روی ملاحت بر آن جبین
گویی به بام کعبه معنی بلال بود
با آنکه عقل موی شکافد خرد ندید
در حل مشکلات دهان تو لال بود
در نسبت جمال تو حیران شدند خلق
زیرا که حسن طلعت تو بی مثال بود
با ذره دهان توام حیرتی گذشت
کانجا نه عقل و فهم و خرد ر ا مجال بود
اندر خیال موی میان تو شاهدی
مجنون صفت همیشه خیا لش محال بود