نام رمان: بیرمق
نویسنده: پروا
ژانر: تراژدی، معمایی، عاشقانه
ناظر: @Ardibehesht'inkızı
خلاصه: زندگی بیرحم است! آنقدر بیرحم که تو را از من، لیلی را از مجنون، دزیره را از ناپلئون، رومئو را از ژولیت، بهطرز اندوهناکی جدا میکند.
زمانی که دیگر توانی برای ادامه دادن ندارم، فقط مینشینم و روزهای...
نام رمان: جام تیره
نویسنده: آونگ پرتو
ژانر: تراژدی، جنایی، عاشقانه
خلاصه:
آنهنگام که تلاءلو دیدگانش، بر چارچوب افکارم سایه افکند؛ همهچیز تار گشتند... تنها من ماندم، برق شمشیرگون خونابهها... و روحی که جز خراشهای قلبش، چیزی را حس نمیکرد... او قلبم را با خود گرو گرفته بود...!
نام اثر: دلقکها نمیخندند
نویسنده: lucifer
ژانر: تراژدی
مقدمه:
دلقکهای عزیز! واقعاً برای تخریب حرفهی شما؛ متاسفم!
دلقک خوبی بودن، سخت است...! از همانها که ساعتها بدون زله شدن، نقشبازی میکنند...!
با اینحال؛ حسی در قعر وجودم میگفت من دلقک خوبی نیستم؛ تمام پیکرم به هوای لبخند مردم تخریب...
نام رمان: آغوش دلدادگی
نام نویسنده: hana81
ژانر: تراژدی - عاشقانه
ناظر: @Sevda22
مقدمه:
این رسمش نبود قرار بود که بمانی
اما...
بی معرفت شدی
دلم را سفت و محکم گرفتی و به یک باره به نا کجا آباد کوچ کردی
و من...
****
نام رمان: خونها مغرم میطلبند!
نام نویسنده: محدثه رستگار.
ژانر: #ترسناک #جنایی #تراژدی
ناظر: @black moon
خلاصه:
در سحرگاهی همهچیز مهیاست تا خاطراتی پوسیده برای محاکمه از دل خاک قیام کنند! محاکمهای که روزی زیر موجهای خون پوشیده شد ولی رخدادی تصادفی موجب میشود زخمهایی دیرینه سر باز کنند...
بهنامخدا
نجوای بیصدای مرگ
نویسنده: عطیه ابراهیمی
خلاصه:
سلمان یک آدمِ بیرحمی هست که یک سری افراد ضعیف را گیر میاندازد که کمی خودش را سرگرم بکند.
و اینبار شاهان را هدف قرار میدهد.
بازی اینطور است که شاهان برای نجات دخترش
مجبور است پنج قتل انجام بدهد که قتلها را هم سلمان مشخص میکند...
داستان: داهل
ژانر: تراژدی
نویسنده: A.S
خلاصه: خیلی وقت بود که هر روز بهش خیر میشدم و به این فکر میکردم که آیا مردم، راجب آن درست میگویند؟!
او روزهای زیادی بود که شده بود همدم و هم درد من. شاید بنظرتون مسخره بیاد اما من خیلی وقت بود دل بهش بسته بودم؛ و به این فکر نمیکردم که شاید او هم روزی...
بسم تعالی
نام رمان: نبضهای پوسیده.
به قلم: Eyvin_ A
ژانر: جنایی.
لحن: معیار.
زاویه دید: دانای کل.
پارتگذاری: فقط پنجشنبه.
ناظر: @Sevda19
خلاصه:
انگشت اشارهای که روی ماشه قرار گرفت، زنی که کشته شد و سوت آغازی که به صدا در آمد. یکی برای عمر بر باد رفتهاش و یکی برای خانوادهاش جنگید؛ یکی برای...
به نام خدا
نام رمان: بال های تیره
نویسنده: کیتی.د
ژانر: تراژدی، تخیلی، معمایی
ناظر:@laluosh
خلاصه: از زمانی که یادم می آید همه بهم می گفتند: فرشته ی تاریک! البته من اسم دارم؛ یک اسم نفرت انگیز.. من لایانا د پارویس وایت نیکل هستم. شاید برایتان سوال پیش آید که اسم من چیز خاصی ندارد پس چرا من ازش...
نام اثر: سوزش دل
نویسندگان: محمدامین سیاهپوشان
ژانر: عاشقانه، تراژدی
خلاصه: عشق که بیاید شخص نمیشناسد. عشق که بیایید چه مزدور باشی، چه قاتل و چه ملکهای مثلاً دربند. کاخ آرزوهایت را میسازد و بالا میبرد و تو میمانی و حسی شاید بسان طوفان نوح ویرانگر.
مقدمه: داستان ما داستانی درباره عشق است...
حـو یا حق
نام اثر: آوای آشوب
نویسنده: ~MoBiNa~
ژانر: تراژدی، اجتماعی، عاشقانه
نویسنده: @arezoo24
خلاصه:
اینبار دست به قلم میشوم تا بنویسم از روحی خالص از درد و رنج،
قلبی آکنده از کینهی دنیا،
جسمی آغشته به سیاهی، تار و مبهم؛ اما سیاهیای که آخرِ داستان من روشن خواهد شد.
او با صدایش تلنگری...
نام رمان : جانان من باش
نام نویسنده: شکوفه فدیعمی
ژانر :#اجتماعی#عاشقانه#تراژدی
ناظر: @Laluosh
خلاصه:
یعنی میشود تابستان، بشود عروس زمستان؟
یعنی میشود جانان قصهی ما بشود عروس کوه سرد غرور؟
یعنی میشود دختر قصهی ما وقتی از طوفانهای بزرگ زندگیاش تن نحیفش شروع به لرزش کند، کسی باشد که...
نام رمان : شکاف قلبم
نام نویسنده : ستایش پورشیرعلی
ژانز : #عاشقانه#تراژدی
ناظر: @MoOn!
خلاصه : اتفاقای بد زندگی ، باعث شد شکست بخورم ،، پدر و مادرم رو از دست دادم ،، قلبم شکاف برداره ..روز به روز شکاف قلبم بزرگ و بزرگ تر میشد ، به حدی که تو بعضی مواقع درد عجیب و بدی تو ناحیه قلبم حس میکردم...
نام اثر: مهموم منفور
نویسنده: ستایش عیدیوند
ژانر: عاشقانه، معمایی، تراژدی
خلاصه: من سلدام، همون دختری که مثل اسمش قرار بود حامی باشه اما بازی های سرنوشت اون رو از حامی بودن به فرشته بودن تبدیل کرد، اما نه هر فرشته ای؛ فرشته مرگ! همون فرشته بی احساسِ، بی رحمی که مرگ روح و جسم خیلی ها رو رقم...
نام اثر: جادوی چشمهایمان
نویسنده: تینآ_ف
ژانر:عاشقانه_ تراژدی
ناظر: @at♧er
خلاصه:
سودا، دختری که فدای موفقیتهای مامانش میشه، دختری که بعد از فلج شدن ناگهانی برادرش، اون هم بدست مادرش، دیوونه میشه و توی قلب و روحش، هیچ چیز جز انتقام پیدا نمیشه...
انتقام از مادری که باعث شده اون زندگی کاملاً...
به نام حق
شعر:جمجمهی حزن
شاعر:نادیا بیرامی
ژانر:تراژدی، اجتماعی
قالب: شعرنو(نیمایی)
مقدمه:
سر از پای نمیشناسم،
نه خویش، نه خلق،
هیچ نمیشناسم!
در این جمجمهی حزن،
در این محبس عبوس منحوس،
میکشد اندوه، افعال گنه را
زوزهکنان به آویز مرگِ منِ از من عاجزتر..
نهایت بر پای خدای افتادم،
او رحیم...
بسم رب القلم
نامِ اثر: قلمِ بارانزده ام
نویسنده: MAHDIEH.A
ژانر: تراژدی، اجتماعی
تاریخ: دوازدهمِ آبانِ سالِ یک هزار و چهارصد و یک.
شاید از همان روز که میان صخرههای سختِ جادهی تفکراتم، غنچهای را کاشتم؛ ازهمان روز که روی گلبرگهای تازهاش دست کشیدم؛ او میدانست که عاقبتش چیده شدن خواهد...
نام اثر: قبر فروید؛ پشت خانه
به قلم: آمین
ژانر: تراژدي
***
دیباچه:
من میدانم!
به همان اندازه که کورم میدانم.
حفرههای تردید وجودم،
پر از صدای پای فلسفه ایست
که گل های لالهی آبی را خاکستری
و مرا تمدنی سوخته، پنهان، در میان قطرههای اشک میپندارد.
من میدانم!
به همان اندازه که میبینم میدانم،...
دلنوشته: دود سیگار
ژانر: تراژدی
دلنویس: آنالیS
مقدمه: خندهاش تلختر شد و صداش با درد بیشتری بلند شد:
- میگی نکشم چون دخترم؟ میدونی! خودمم یک روز به دخترهایی که میکشیدن میخندیدم و براشون تاسف میخوردم؛ میگفتم دختری که میکشه ذاتش خرابه و باید درمون بشه اما، میدونی وقتی خودمم دچارش شدم اون...
بسم الله الرحمن الرحیم
نام دلنوشته: اگه میموندی
نویسنده: سونیا جهانبخشی
ژانر: #تراژدی #عاشقانه #اجتماعی
مقدمه:
شاید نهایت لطف من به آیندگان، تنهایی من باشه
بحث تو، فقط رفتن تو نبود! من یه تیکه از قلبم رو گم کردم؛ یه تیکه که بعد از رفتنت هیچ وقت نتونستم پیداش کنم. راستش یه روزی یه کتاب مینویسم...