(به نام خدا)
نام دلنوشته: خبرت هست؟!
به قلم: رُمَیصا.پَکس
ژانر:عاشقانه، تراژدی، اجتماعی
مقدمه:
خبرت هست دلم مرده در این فاصلهها؟
یا که مشغول به یار دگری؟
خبرت هست خون ز چشمم جاریست؟
یا که غرق دیدگان دگری؟
خبرت هست که این پیکره از هیچ پراست؟
تو بردی با خودت قلب مرا، این هم صید دگری!
خبرت...
رمان:چکاو
ژانر:عاشقانه
خلاصه: داستان، زندگی سه خواهر، به نام چکاو، تمیس و جوانه. دخترهایی با سن کم؛ اما قد و قواره بزرگ. آنها محکوم شدهاند اطاعت کنند، سربهزیر باشند و لال! آنها عروسک هستند عروسک خیمه شببازی. در آنها احساسی به نام عشق وجود ندارد، بیاحساس نام دارند. در آنها مانعی وجود...
نام: سالگرد مرگ عاشقانههایم
نوشته: یکتا یاری
ویراستار: زهرا بهمنی
《مقدمه》
مثل گیسویی که باد آن را پریشان میکند،
هر دلی را روزگاری عشق ویران میکند،
ناگهان میآید و در سینه میلرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان میکند
با من از این هم دلت بیاعتناتر خواست، باش
موج را برخورد صخره کِی...
جلد اثر
نام دلنوشته: تنهایم نگذار
نام نویسنده: گل سرخ
《مقدمه》
من در این دنیا تنهای تنها ماندم؛ بدون اینکه کسی وجودم رو حس کنه، اینور و اونور میرم، شاید دیگه براشون بیارزش شدم.