نام مجموعه شعر: پاییز نزدیک میشود
شاعر: زهرا بابازاده
قالب: رباعی
مقدمه:
پاییز نزدیک میشود..
تابستون داره میره از گلستون
این هوای گرم داره میره از میون میدون
هندونه های سرخ و رنگی رنگی شهر دارن میرن از بینمون
داره کم کم هوا میشه سرد
گل و بلبل ها دارن میرن از دیار این شهر
پاییز خشک و...
به نام جان و جانان و جهانم!
نام دلنوشته: صحنهی جرم
به قلم: رمیصا.پکس
ژانر: اجتماعی، عاشقانه
مقدمه:
سالیانیست که دل بریده از این دنیای پوشالی!
از این صحنهی جرم!
سالیانیست دلم پر شده از بغض!
سالیانیست تنم پر شده از زخم پر از رد کبودی!
سالیانیست حیات را غم گرفته.
صورت را ماسک گرفته!
انسانیت...
نام رمان: دختر شطرنج باز
نویسنده:آتاناز نیک نام
ژانر:اجتماعی، عاشقانه
ناظر: @*First __ Lady*
خلاصه: ویکتوریا دختری از جنس تفاوت؛برای بدست آوردن رویاهای خودش مجبوره خیلی چیزارو فداکنه. میخواد بزرگترین شطرنج باز بشه. اون هر دفعه طوری محاصره میشه که با هر قدم شکست و پیروزی بهش نزدیک میشن اما کسی...
به نام خدا
نام رمان: شباهنگ
نویسنده: سفیرستارهها
ژانر: عاشقانه،اجتماعی
ناظر: @ara.pr.o.o
خلاصه:
نوجوان است و تنها و مانند خیلی از همسن و سالان دههی هشتادیاش خواهری ندارد. پدر و مادر از نظرش فرسنگها از او دورند و با افکار پوسیدهی خود سر و کله میزنند. در آرزوی یک دوست است، دوستی که...
به نام خداوند جان و خرد
کزین برتر اندیشه برنگذرد
به نام خداوند جان و خداوند مال
خداوند روشن گه مهربان***
•••
نام رمان:خنجری از جنس دل آسا
نام نویسنده:مهدیه مومنی کاربر انجمن رمانیک
ژانر: عاشقانه، اجتماعی
ناظر: @آلباتروس
خلاصه برای خوانندگان:
داستان درمورد یه دختره که طی شنیدن یک راز تصوراتش از...
دلنوشته: پیمان با آینه
نویسنده: آلباتروس
ژانر: اجتماعی
مقدمه
امروز در تاریخ ۱۴۰۰/۶/۲۲ میخواهم بازگو کنم، هر چیزی را که در دلم سنگینی میکند، هر چیزی که باعث شده من امروز اینبار از دلم بگویم، نوشتن برایم بهترین زبان و همدردست و من میگویم، از بیوفاییها، عشق، ظلم، مظلوم، قدرت، ضعف و تمام...
داستان: ماهک، دختر بی ادب
نویسنده: آلباتروس
ژانر: فانتزی
خلاصه
سیزده تا دوست که مثل یک خانواده در کنار هم زندگی میکردند؛ اما یکی از آنها فرق میکرد. بقیه بچهها زیاد دوستش نداشتند و در آخر برایش یک نقشه کشیدند تا او را هم مثل خودشان کنند؛ ولی... .
نام رمان: مشکی
نویسنده: تارا
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، طنز، درام
ناظر: @آلباتروس
خلاصه: دخترانی از طبار جنگل و دریا
خاندان های اخوان، نیک زاد و مجد چندین سال است که به فرانسه مهاجرت کرده اند .
و ما در داستان میخواهیم زندگی وارثان و نوه های این خاندان ها را به قلم بکشیم .
مقدمه:زندگی آرام بود ،...
نام دلنوشته: افکار فرسوده
نام نویسنده: سوما غفاری
ژانر: اجتماعی
خلاصه: وقتی به اطرافمان نگاه میاندازیم، خود را میان افکار فرسوده ای که در ذهنها جا خوش کرده و نشسته است، مییابیم. افکاری که روز به روز به جای کمتر شدن، بیشتر میشوند. باید از خود بپرسیم؛ این افکار تا کی ادامه خواهند یافت؟ چقدر...
نام رمان: دل تو را تمنا میکند
نویسنده: م.ماه
ژانر: پلیسی، عاشقانه،انتقامی
ناظر: @Hadis ♡
ویراستار: @ترشکʕ⁰̈●̫⁰̈ʔ
خلاصه:
زندگی را برایش ناجوانمردانه معنا کرد. زندگی شیرینی که به تلخی زهر تبدیل شده و با حضور کثیف او معنایش در ذهن آن دختر بچهی ناز پرودهی شر و شیطون تغییر کرد. اما حالا دیگر آن...
نام رمان: رویای هشت نفره
نام نویسنده: سوگند تقوامنش
ژانر: طنز، تخیلی، اجتماعی
ناظر: @ara.pr.o.o
ویراستار: @Nafas.h
خلاصه:
نورا دختر شانزده سالهای که مثل همه هم سن و سالهاش تو این زمان کرونا، مجازی درس میخونه.
یک روز از طریق یک برنامه اینترنتی، به طور اتفاقی با یک گروه کیپاپ آشنا میشه. اوایل...
فیالبداهه: طلوع کن
نویسنده: آلباتروس
ژانر: اجتماعی
مقدمه:
با یکی اسم و فامیل بازی میکردم.
گفتم اسم؟ گفت عزت.
من از فامیل پرسیدم، گفت شرف.
من از حیوان پرسیدم، گفت نجیب.
شهر رو خواستم، جواب داد جوانمردی.
من گفتم غذا، گفت آرامش.
گفتم اشیاء، گفت حرف مردم.
هه! بازی باحالی بود.
نام اثر: خستگی شیرین
شاعر: زهرا بابازاده
ژانر: عاشقانه
قالب: ندارد
مقدمه:
یادم آید خستگی ها
خستگی این زمونه
با دل خونین دویاره
می روم از بین مردم
دور گردم از غرورم
همچو شهری با زمستون
باز کنم بال های خسته
پر زنم همچو پرنده
روم از فکر و خیالم ب
ه شهری پر شور
"بسم الله الرحمن الرحیم"
نام داستان: آفاق کبود
نام نویسنده: Arsi
ژانر: اجتماعی، تراژدی
ویراستار: @Nafas.h
خلاصه:
نبوغی که در نیمهای تاریک به دست خاموشی سپرده شد، دوباره شعله میکشد.
دستانی کوچک در تنی نفرین خوانده شده که برای نجات، قلم سرنوشت را میرقصانند. اشک هایی که سایه میشوند بر خطوط روی...
نام اثر: اشک
شاعر: زهرا بابازاده
ژانر: عاشقانه، تراژدی
قالب: ندارد
مقدمه:
روز و روزگار ما
ز رنگ غم
شد شب سیاه
صدای بغض و آه
می آید از دل ما؟!
کی می شوم رها
ای دنیا؟!
از بار غم ها
سرم سمت خداییست
که می گیرد دو دستم را
خدایا تو روزی می شوی مرحم برای
درد این زخم ها
روز و روز گار ما
شود روزی گلستان...
نام دلنوشته: کودک که بودم.....
دلنویس: پانیک۳۱۵
ژانر: اجتماعی، غمگین
مقدمه:
کودک که بودم، چه دوران خوبی را گذراندم، کوچک بودم و غمهایم یک فسقلی بود!
اندازه غمهایم از خودم خیلی خیلی کوچکتر بود. بزرگ شدم، خودم و غمهایم پا به پای هم رشد کردیم. فکر میکردم دوران بزرگسالی حال و هوای دیگری...
نام رمان: چشم های وحشی
نام نویسنده: مائده بالانی
ژانر: عاشقانه
ناظر: @regle cassée
ویراستار: @Nili _ N
خلاصه:
داستان چیزی فراتر از یک اتفاق ساده است.
میگویی عشق در یک نگاه؟
میگویی جدال سوختن در میان تمام خواستنها و نخواستنها؟
حرف، حرف دل است، داستان،داستان دلدادگی است.من از مردی میگویم...
نام دلنوشته: من و نوشتهها
دلنویس: پانیک۳۱۵
ژانر: اجتماعی،تراژدی،درام
مقدمه:
مینویسم تا روشنایی را بر تاریکی چیره کنم و شعر را به پیروزی برسانم،
مینویسم تا خوشههای گندم بخوانند تا درختان بخوانند،
مینویسم تا گل سرخ بخواند تا ستاره تا پرنده، گربه، ماهی، صدف مرا بفهمد،
مینویسم تا واژهها...
به نام خدا
نام رمان: قرار ماندن
نویسنده: تاینا
ژانر: عاشقانه، طنز
ویراستار: @Nafas.h
ناظر: @Lady Dracula
خلاصه:
داشتم از خنده ریسه میرفتم که یهو یه ماشین کنار ماشینم نگهداشت بین همون خنده هایی که تا ردیف آخر دندونامم نشون میداد سر برگردوندم که یه دفعه با دو تا مامور پلیس چشم تو چشم شدم... .