اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام دیوان شعر در اوج بهار در قعر خزان |amingarreen

رده سنی
  1. نوجوانان
  2. جوانان
  3. بزرگسالان
ژانر اثر
  1. عاشقانه
  2. اجتماعی
  3. تخیلی
  4. تراژدی
عنوان: دیوان شعر در اوج بهار در قعر خزان
شاعر: amingarreen
ژانر: عاشقانه، اجتماعی، تخیلی، تراژدی

مقدمه: گر این عشق بود که ما چشیدیم
پس بدانید جام زهر سر کشیدیم
اندر این چند صباح عمر غمگین
اندازه دنیا ستم زی یارمان دیدیم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
منتظرم که، کی‌و کجا روح ز جانم برود
آن دم که آنی بر چشم شیرین روانم برود
 
گفتمش صبا ز کوچه یارم گذر کن
همه را بر دم پایش قربانیو نظر کن
عطر یارم به مشام نا محرم ندهی
از یارم دور باشو ز وی بر حذر کن
 
پروردگارا چشم دوخته ام به کرمت
خودرا پناه دهمو آورمش به حرمت
هر آزمونی که دهی به جام می خرم
به این بنده بی پنا بگو که می خرمت
 
برو اما نیابی عاشقتر ز من
نیابی که بهر تو بگذرد ز تن
دست مرا ز دستت کردی جدا
مرا در مام وطن کردی بی وطن
 
نام عشق ایرانی را بر عالم زنم
شرقو غرب را به تالعه ام زنم
آنجا که دنیا بشنود ادب پارسی
شیرین‌و فرهاد را به تابعه ‌ام زنم
 
عشق تو ز من ربود خدایم
زین بعد ز همه قدیس جدایم
مرا بهر تو فدایو جان فدایم
عشق تو قبله دهد که کجایم
 
خدارا در حس خود به تو دیدم
حسی که ز شاهان عالم دزدیدم
ز کف همه بردم تمام ارزو ها را
خدارا در آن صدای نازت شنیدم
 
روزی هم بچرخد دنیا به کامم
اما نشنوم هرچه را که تو بنامم
سلامت کردم ، تا بمانی سلامت
اما این بار نیست جواب سلامم
 
یارا گوش فرا دهی زین عالم سکوت؟
زین عذاب خود ماندی مات‌و مبهوت ؟
گر مرا گوی؟جهنمی‌یست در جهنم ها
همانا جهنمت باشد مرا بهترین یاقوت

شکست آن شاخه‌ی محکمو قطور
همه را بیندازم گردن این دل صبور
من عاشق چشمانت شدم نه %%%%
عاشق آن زلف شرابت شدم نه بور

چو م×س×ت باشم ره راستی گیرم
ز صداقت بدون کم‌و کاستی گیرم
گر م×س×ت نکند ز داغت چه کند دل
گر خواستی مرا چون خواستی گیرم

توام چون من خواب نداری! خوب دانم
هرشب بال‌بال‌و بی قراری! خوب دانم
دانم که حسرت های فراوان می پرورانی
گرچه دانم همه شدند تکراری! خوب دانم
 
شکسته تر از آن شدم که بنا کنی مرا✍️بی رنگ تر از انی که رنگ حنا کنی مرا✍️اعتمادی زین میان نمانده عزیز✍️حتی گر بیای به زبان خود هنا کنی مرا
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا