
هنرجویانی بودند که بارها از محیط نامناسب نالیدهاند و مدعی شدهاند که قدرت خلاقانهی آنها را محیط منفی و بازدارنده نابود کرده است.

*هنرجویی میگوید:به شدت مایل به نوشتن هستم و توانایی این کار را هم حس میکنم اما خانهی ما بسیار شلوغ است من پنج خواهر و یک برادر کوچکتر از خودم را دارم که با پدر و پدربزرگ و مادربزرگم در دو اتاق کوچک زندگی میکنیم.

*جوانی میگوید:من پر از میل به نوشتن بودم. خیلی هم مینوشتم.اما حالا مدتهاست که کنار گذاشتهام.بیش از سی قصه کوتاه و دو داستان بلند نوشتم اما هیچ ناشری آنها را قبول نکرد.بدون حداقل امکانات همه از پا در میآیند...

اما نتیجهی مطالعاتمان که بر روی زندگی بیش از دویست نویسندهی موفق از سراسر جهان انجام دادهایم...

*در خانهای کاروانسرا مانند و آشفته،یا در پناه کانون گرم خانوادهای کم فرزند نوشتهاند و نویسنده شدهاند.
✏*در اتاق محقر زیر شیروانی خود در تنهایی و با گرسنگی، یا در اعماق جنگل با پدری هیزم شکن یا در یکی از قصرهای قدیمی نوشتهاند و نویسنده شدهاند.

*در خط مقدم جبهه، در سنگر در لحظههایی که در بی لحظگیِ ابدی جاری است، یا در ارتفاعات کوهستانهای ایتالیا در کلبهی پدری چوپان در عین حال بسیار بی رحم و طفل آزار و دشمن سواد و نوشتن نوشتهاند و نویسنده شدهاند.

زمانی که میگویم《نویسنده شدهاند》اشاره ما به《نویسنده》به معنای متعالی و هنری کلمه است نه نویسا و قلمزن.

به این ترتیب، با توجه به شواهد و مدارک کافی، باید گفت که برای نویسنده شدن، شرایط ویژه و از پیش تدارک دیده شده و بسیار مناسب خانوادگی، طبقاتی، زیست محیطی، تاریخی، اجتماعی، ملی، سرزمینی وجود ندارد.