اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

متن بهار

Paradoxکاربر Paradox تأیید شده می‌باشد.

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
معاون
بخشدار
کاربر منتخب
کاربر طلایی
کاربر نقره‌ای
کاربر ثابت
رمانیکی
شناسه کاربر
310
تاریخ ثبت‌نام
2021-01-20
نوشته‌ها
5,689
راه‌حل‌ها
120
پسندها
2,687
امتیازها
1,313
سن
21
محل سکونت
قبرستانی‌متروکه‌به نام«ذهن»
سکه
62,192
مانند ساحل باش...
تادیگران مثل دریا...
بی قرارت باشند...
 
شاید این بهار، درختِ آرزوهایمان جوآنه زد...💙🌱
 
بهار پاداش درختانیه که زمستون سرد رو تحمل می‌کنن!🙂✨
 
I glanced out the window at the signs of spring. The sky was almost blue, the trees were almost budding, the sun was almost
bright
به بیرون از پنجره، به نشانه های بهار نگریستم. آسمان تقریبا نیلگون بود، درختان تقریبا جوانه زده بودند، و خورشید تقریبا درخشان بود
 
بهار که از راه می‌رسد جوانه سر می‌زند، شکوفه می شکفد باران نم‌نم می بارد آسمان نفس می کشد بهار که از راه می‌رسد زمین سبز می‌شود بلبل نغمه خوان می‌شود روز نو می‌شود سال نکو می‌شود اما… تو چطور؟ اگر شکوفه شکوفه بروید و دریغ از شکوفه لبخندی که بر لبانت بنشیند چه؟ اگر زمین زمین سبز شود و هنوز برگ‌های پاییزی سنگفرش دلت باشد چه؟ اگر باران باران طراوت ببارد و هنوز خاکستر غم و یاس بر شیشه دلت باشد چه؟ اگر روز روز نو شود ولی چشم‌هایت به عادت و کهنگی گشوده شود چه؟ اگر گرما گرما مهربانی با طلوع خورشید بتابد و تو همچنان دل به سرما سپرده باشی چه؟ اگر بهار بهار بیاید و تو زمستان باشی؟ بیا و وجودت را به دست مهربان بهار بسپار تا زندگی را در تو جاری کند تا… بهار شوی بیا و چون بهار طراوت و شکفتن و لبخند و مهربانی و زیبایی و سبزی و تازگی را به هر که دل به زمستان سپرده هدیه کن که بهار می‌آید و می‌رود اما تو در تابستان و پاییز و زمستان هم که بمانی بهار آفرین خواهی شد بیا و تو بهار آفرین باش تا دشت دشت مهربانی بروید هزار هزار خنده بشکفد باران باران محبت ببارد تـــــو بــــهار آفریـــن بـــــاش
 
ایمان بیاوریم به بهار
به عشق، به ب×و×س×ه …
ایمان بیاوریم
به انتظار آغوش‌ های بی‌ هوس
دنیا جهنم است برای آنهایی که ایمان نیاورده‌ اند !
 
آیینِ دل تو، مهربانی‌ست، عزیز
در سینه، بهار جاودانیست، عزیز
هر لحظه نگاهت به دلم می‌ گوید
عشق تو دلیل زندگانیست، عزیز
 
چنان که یخ زده تقویم‌ها اگر هر روز
هزار بار بیاید بهار، کافی نیست
فاضل نظری
 
نهال بودم و در حسرتِ بهار! ولی
درخت می‌شوم و شوق برگ و بارم نیست
فاضل نظری
 
کافی ست دلت بهار باشد
از اشک تو سبز می شود خار
از خنده ات آب می شود
برف در دشت تو لانه می کند سار
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
1
بازدیدها
331
پاسخ‌ها
22
بازدیدها
1K
پاسخ‌ها
8
بازدیدها
942

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا