اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام مجموعه فی‌البداهه تیدیم | پ.الف کاربر انجمن رمانیک

•بسم رب رنگین کمان•
negar_۲۰۲۳۰۳۱۹_۲۳۴۴۵۱_sj6j_6wyk.jpg

عنوان: تیدیم
نویسنده: پ.الف
ژانر: اجتماعی

مقدمه:
خسته‌ام! همچون نویسنده‌ای که غرق در افکار مبهمش به دنبال واژگانی گم شده می‌گردد تا بنویسد و بنویسد و بنویسد.

توضیحات:
tedium(تیدیم) به معنای خستگی، درماندگی و این قبیل احساسات می‌باشد!​
 
آخرین ویرایش:
سلام خدمت نویسنده گرامی؛ متشکریم از انتخاب انجمن رمانیک جهت انتشار دل نویسه‌‌هایتان!

لطفا قبل از تایپ اشعارتان قوانین زیر را با دقت مطالعه بفرمایید:​

پس از ارسال حداقل پانزده پارت از فی البداهه‌‌ی خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.

با اتمام فی البداهه خود، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

پس از اتمام تایپ مجموعه شعر، در تاپیک زیر اعلام کنید.

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.​

پس از اتمام رصد، برای ویراستاری و ارسال اثر شما روی سایت، طبق موارد گفته شده در لینک زیر اقدام کنید.

متشکریم از همکاری شما با انجمن رمانیک!​

با آرزوی موفقیت‌های روز افزون شما
|کادر مدیریت انجمن رمانیک|
 
خسته‌ام... همچون درخت بیدی که سالها در انتظار ثمره‌ای بر سر نیکمتِ رنگ‌ پریده‌ی پارکی متروکه سایه انداخته.​
 
آخرین ویرایش:
خسته‌ام دقیقا به مثال ماهی‌ای که بعد از تلاش‌ بسیار برای زنده ماندن، انتهای نفس‌نفس‌زدن‌های ثانیه‌های آخر زندگانی‌اش از خستگی تقلاهای بسیار آرام ماند.​
 
خسته‌ام همچون پیر ناتوانی که درون چهاردیواری خانه‌ی سالمندان نام، با آلزایمری چندین ساله، نشسته بر روی نیمکت رنگ پریده‌ی انتهای حیاط با همسر فوت شده‌اش صحبت می‌کند.​
 
خسته‌ام، همچون بانوی نودساله‌ای که در انتهای کوچه‌ی بن‌بست خیال، چشم به راه فرزندانش، دست به تسبیح برده است!​
 
خسته‌ام، همانند گرگی در آستانه‌ی پیری که نگاهش معطوف گله‌ای‌است که به دنبال آلفای جایگزین جنگ و نزاع می‌کنند.​
 
خسته‌ام، همچون گلبرگ‌های گلی پرپر شده
له‌به‌لای ورق‌های کاهی یک دفترچه‌ خاطرات قدیمی!​
 
خسته‌ام، همچون دخترکی پاکت به دست که به دنبال فروش فال‌های نم شده‌اش زیر باران، تقه به شیشه‌ی ماشین‌های یخ بسته می‌زند!​
 
خسته‌ام به سان جوانه‌ای تازه روییده شده که در ابتدای جوانی‌اش، جان خود را فدای له شدن به زیر کف کفشی چرمی کرده است!​
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
23
بازدیدها
967
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
524
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
344

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا