اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

انتشاریافته مجموعه فی‌البداهه‌ خاکسترنشین | پروین یادگاریان کاربر انجمن رمانیک

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
سطح اثر ادبی
طلایی
اثر اختصاصی
بله، این اثر اختصاصی می‌باشد و فقط در انجمن رمانیک نوشته شده است.
نام مجموعه فی البداهه: خاکسترنشین(پیک عشق)
نام نویسنده: پروین یادگاریان( Parand)
سخن نویسنده:
عشق شیرین است و زیبا؛ اما همین عشق تو را به آتش می‌کشد و ذره ذره تو را تبدیل می‌کند به خاکستر و شاید هم عشقت را به آتش کشیده و تو را در کنار خاکسترهای عشقش نشانده تا به تماشای گذر عمر بنشینی و غم دگران را بخوری.
عشق و عاشقی بهایی دارد و بهای عشق تو، خاکسترنشینی است و مرا پایبند کرده به این عزلت و تنهایی!
 
آخرین ویرایش:
من در زندگانی دو چیز را فهمیدم:
یک، با تو جهانم زیباست و دلنشین؛ آن زمان که تو مرا مخاطب خاص خودت قرار دادی.
دو، بی تو جهانم تبدیل به جهنمی می‌شود که داغ نبود تو مرا تا ته اعماق وجودم می‌سوزاند.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
شاه قلبم، می‌دانی زندگی بی تو معنایی نداشت؟
در پس خانه عشق‌مان نشسته‌ام، چشم انتظاری بد دردی‌ است؛ می‌دانی؟
شاهانه در دلم امپراطوری کن.
پرده‌ها را می‌کشم که مبادا غم در میان دلم سرک بکشد!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دلبرجان...
دقیقاً روز میلاد تو، من متولد شده‌ام،
منی که خاکسترنشین دردها و خاطرات بودم، تبدیل به ققنوس شده و دوباره متولد شدم.
من با تو به اوج شادی رسیده‌ام،
دردها را بقچه پیچیده‌ام و راهی سفر کرده تا مبادا دوباره گرد بپاشند بر روی دلم،
دوست داشتن که هنر نمی‌خواهد... من بی‌بهانه دوستت دارم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
اسمش را احترام متقابل گذاشته‌اند؛ اما من می‌گذارم دل شکستگی، دل که بشکند دیگر درست بشو نیست، چرک می‌کند زخم‌های دل، بخاطر همین زخم‌ها مجبور است رسمی باشد و رسمی برخورد کند، این است احترام متقابل... .
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دوست دارم نقاش باشم، طرح محبت را بکشم در میان انبوهی از آدمیانی که پروانه وار دور یک گل می‌چرخند.
دوست دارم نقاش این زندگی باشم، تو را با همه پروازهای خیالی بکشم،
محبت را پروانه وار درونش به پرواز در بیاورم.
یک باغ گل با عطر گل یاس تقدیمت کنم،
به در و دیوارهای شهر رنگین کمانی بزنم،
تو را کنارم با لبخند به تمام زیبایی‌ها بکشم.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
دلم می‌خواست زمان را برایت نگه دارم؛ اما چه حیف که این دقیقه‌ها و ثانیه‌ها بی حضور تو می‌گذرند.
کاش میشد فاصله‌ها را با یک چشم بر هم زدنی طی کنیم و دور نباشیم.
چه فایده‌ای دارد این فاصله گرفتن‌ها؟
اوایل خیلی هوای آدم رو دارن؛ اما بعد بخاطر هیچ خطایی چنان زیر پا له‌ات می‌کنند که می‌شوی آدم بد داستان... .
خیلی‌ها این‌جوری رفتار می‌کنند.
دل هر آدمی صندوقچه‌ایست از نقش و نگار، دلش رو نشکن.
به قول شاعر، تا توانی دلی به دست آور/ دل شکستن هنر نمی‌باشد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:


عرض سلام و خسته نباشیدی ویژه خدمت شما نویسنده‌ی عزیز!
بدین وسیله پایان تایپ اثر شما را اعلام می‌‌دارم. با آرزوی موفقیت روز افزون!

|مدیریت کتابدونی|
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
23
بازدیدها
1K
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
538
پاسخ‌ها
2
بازدیدها
355

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا