اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

ارسام، پسر ناخلف حاج سلطانی که دخترا براش فقط تخت گرم کن و بازیچه ان!
با ورود سراب به محله، دل میده به دختر چشم رنگی و حامیش میشه...
عشقی که پر از دردسره براش، اما دردسرشم به جون میخره...
 
سلام ... من خیلی وقت پیش یه رمان خوندم که دختره خیلی دختر قوی و باهوشی بود فکر کنم یه شرکت هم داشت و برای اینکه رقیب کاری خودشو زمین بزنه یه شب که حالش خوب نبوده از قصد به رقیبش زنگ میزنه و اینجوری میشه که با هم رابطه برقرار میکنن
 
سلام دوستان اسم رمانو اگه میدونین بگین مال چند سال پیش خوندم یه دختره با پسره ازدواج میکنه بعدش پدر پسر هر دختره که حامله شده بود هر روز یه اسباب بازی میگرفت.... بعدش نمیدونم پسره با دختر دعواش میشه و فرار میکنع میره شمال اونجا دختر ه یه همکلاسی داشت که وکیل بود براش یه خونه پیدا میکنه و بعدش نه ماه بجه دختره میخاست به دنیا بیاد که توخونه به دنیا میاد به واسطه استادش. دو قلو بود بچه و دختره تو مهد کودک کار میکرده بچه هاشم اونجا کنار ش بود بعدش یه دختر با دوستش که وکیل بود کنار دریا بود که یه دفعه پسره و مبینه و که پسرش رفته کنار پسره همون پدر بچه و شوهر دختره باهاش حرف میزنه دوستش میره بجه میاره و دخختره اون یکی بچه رو سوار ماشین میشن و میرن
تا اینجاش یادمه 😔اگه اسمو میدونن بهم بگین
فک کنم گل عشق منو تو باشه اسمش
 
یه رمان خوندم دختره عاشق پسر عمو یا عمشه از بچگی با هم بزرگ شدن بعد با استاد دانشگاهش ازدواج میکنه جدا میشه میره خارج بر میگرده با همون پسر عمش ازدواج میکنه آخرم می‌فهمن پسره مریضه نمیتونه به دختره نزدیک بشه چون حس پدری داره بهش
زهر تاوان
 
یه رمان بود اسم پسره آرش بود و یه دختره بود که اسمش یادم نیست ولی این پسره یه مریضی میگیره بعد خوب میشه باهم ازدواج میکنن پسره یه داداش داشت که اسمش آرمین بود و دختره یه خواهر داشت که با داداش پسره ازدواج میکنه
 
سلام. یک رمان بود که دختره به دوست برادرش که خیلی هم توی خانواده دختره محبوب بوده پیشنهاد میکنه که برای چند روز با هم صیغه کنن. چون دختره اصلا قصد نداشته هیچ وقت ازدواج کنه ولی میخواسته رابطه ایی رو تجربه کنه و پسره رو راضی میکنه. ولی بعدش دیگه پسره دچار عذاب وجدان میشه و کم کم عاشق دختره میشه.
هر چی فکر میکنم اسمش یادم نمیاد. میشه کمک کنید
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
دنبال یه رمانیم ک دختره روانشناسه و پسره عکاس اخرش پسره سرطان میگیره و میمیره
 
بعد اون پدره اون دختره دختر رو مجبور میکنه با پسر عمه اش ازدواج کنه و دختره هم با کمک پسر خاله اش یه سری مدرک جمع میکنه که به پدرش بگه دنبال اموال پدره هستن
 
یه رمان بود دختره از عروسییش فرار میکنه بعد میره توی یه ماشین قائم میشه
بعد از اینور یه پسره اسمش مسیح بود اونم شب عروسیش بود که عروسش فرار کرده بود میاد تو ماشینش میبینه یه دختر با لباس عروس اونجاست دوستاش بهش پیشنهاد میدن دختره رو بزاره جای عروس خودش دختره ام به خاطر فرار کردن از عروسییش قبول میکنه
حرارت تنت
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا