. . .

در دست اقدام دلنوشته نشان از تو| فائزه میرانی

تالار دلنوشته کاربران
عنوان: نشان از تو
ژانر‌:عاشقانه، تراژدی
نام نویسنده‌: فائزه میرانی
مقدمه: نه بلدم ادبی تایپ کنم و نه میخوام ادبی تایپ کردن رو یاد بگیرم
من نیومدم این جا تا سطح سوادم رو بفهمونم و نه میخوام اون قدر ساده حرف بزنم
که خیال کنی ساده‌‌‌ساده‌ام
تمام این ها را بر زبان آوردم که بفهمی دلتنگم‌
روز های پرتنشی رو میگذرونم
خستم‌،بی‌هدف این در و آن در میزنم
هر کجا که فکرش را کنی گشته‌ام آری گشته‌ام
اما‌؛مگر تو به من و به دنبال گشتن هایم فکر میکنی؟!
میبینی‌! هنوز هم همانم همان که آن قدر بی‌آلایش بود
که نفهمید تو باد آورده بودی و رفتنی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
53
نوشته‌ها
839
پسندها
7,189
امتیازها
218
محل سکونت
romanik.ir
وب سایت
romanik.ir

  • #2
20230912-190802-rpnm.jpg

سلام خدمت شما دلنویس عزیز

متشکریم از شما بابت انتخاب انجمن رمانیک برای نگارش آثار ارزشمندتان

خواهشمندیم قبل از شروع دلنوشته‌ی خود، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه کنید.
قوانین ایجاد دلنوشته

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.

درخواست جلد برای دلنوشته

آموزش درخواست جلد رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش درخواست جلد برای دلنوشته​

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست نقد و بررسی دلنوشته

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
تاپیک اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست رصد برای دلنوشته

بعد از اتمام رصد، مدیران هر تالار تاپیک‌های مربوطه رو ایجاد و نظر شما رو در پایان میپرسند و نیازی به ایجاد تاپیک‌های مختلف تا بر روی سایت رفتن اثر نمی‌باشد.

در صورت علاقمندی به صوتی شدن اثر خودتان، در لینک زیر درخواست صوتی شدن دهید.
درخواست صوتی شدن دلنوشته

آموزش و قوانین درخواست صوتی شدن رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش و قوانین صوتی شدن

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

درخواست انتقال یا خروج از متروکه

|متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #3
شاید دنیا هنوز بی‌‌آلایش نشده یا شاید من آن قدر دنیا را تمیز نمی‌بینم
در هر صورت هر چه که هست و هر چه که پیش می‌آید
می‌دانم گذراست غم فردا خوردن امروز پیر شدن‌است
غیر از این هر چه هر که گفت دروغی است بسی بزرگ
نمی‌دانم عاقلان هم وقتی دلتنگ‌ان گوشه گیر میشوند؟!
یا به کاری روی میاورند‌! تو چه فکر می‌کنی؟!
یادم نبود تو مرا به خاطر نمی‌آوری چه برسد بخوای در موردم فکر کنی‌؟!
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #4
افسردگی هم عالمی دارند شیخان همه گفتند دیوانه‌ام
من از تو می‌پرسم یارم‌،عاشقی دیوانگیست؟!
ممکن نیست
پس هر کس در این عالم هستی‌است دیوانه‌است گویی
سخت است گر بگویم دلم هوس زلف خرمایی رنگت را کرده
همان ها که روزی با دلبری گفتی رنگشان کردم نگران چهره‌ات بودی
که پشت نقاب خرمایی رنگ موهایت پیر و شکسته به نظر نرسد
با لبخند دستی روی سرت کشیدم و گفتم تو همه جوره جوانی دلبر
خنده زمستی سر دادی و من آن زمان پی بردم اگر خنده بی‌امانت را میخواهم
باید از چهره‌ همچون ماهت تعریف کنم از آن پس کارم شد
تو را به ماه تشبیه کردن و تو هر روز ذوق کنان به حرفایم گوش می‌کردی
اما‌؛نمی‌دانم چه شد که دلبری کردن را درست نیاموختم
شایدهم یکی دیگر دلبری کردن را از من بهتر آموخته بود
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #5
به هر حال هر چه که بود گذشت‌، شاید بهتر است بگویم گذشتی ز من و جهانم!
سخت است دوری از تو و یادت اما‌؛ سخت تر از آن خاطرت است
درست جلوی همین پنجره کتابت را باز می‌کردی و بدون علت لبخند مهار نشدنی‌ای میزدی
تلخ است بگویم کتابت همچنان خاک میخورد نه من رمق خواندنش را دارم
نه خودت هستی که زلفت را پریشان کنی و برایم با آن صدای رسا شروع به خواندن کنی
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #6
شنیده بودم از لبخند کهنه اما‌؛ نمی‌دانستم چیست
حالا که نیستی به نقاب جدیدم در آیینه مینگرم لبخندی زیبا بر لب دارم
که حکایت خاطره هایست که تو بر قلب و جانم نقاشی کردی
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #7
نقاش ماهری بودی و من سرگشته و حیران نمی‌دانستم!
تو آن قدر ماهر بودی که هر روز نقابی زیباتر بر چهره‌ات میگذاشتی
و من فکر میکردم این همه زیباییت فقط برای من است و بس!
نمی‌دانستم زیر سر یکی را داری و به قولی چشم من دنبال توئو چشم تو دنبال دیگری!
 

فائزه میرانی

رمانیکی تلاشگر
رمانیکی
نام هنری
مبتلا به اغما
شناسه کاربر
1576
تاریخ ثبت‌نام
2022-01-13
آخرین بازدید
موضوعات
8
نوشته‌ها
314
پسندها
1,697
امتیازها
144

  • #8
می‌گویند فردا که بیاید امروز و دیروز فراموش شدنی‌است
ولی دروغ است نه خاطره ها کمرنگ میشوند و نه کار ها فراموش
تنها چیزی که فراموش خواهد شد زمان دقیق آمدن و رفتن هاست
همان طور که من نمی‌دانم چه ساعتی در دلم آشوب به پا کردی
و چه ساعتی در دلت آتشم خاموش شد هعی روزگاریست
پر از تیرگی و تاریکی اما‌؛ خاطره هایت همچنان در قلبم مانند خورشیدی بی‌امان می‌تابند!
که هیچ وقت قصد غروب کردن ندارند در قلبم همچنان صبح است
با طلوعی بی‌امان چشم های همیشه ملتهبم نشان از خستگی درونم دارد
اما‌؛ تو دگر نیستی که بشنوی صدایم را و من چه ملتمس این در و آن در میزنم در هوس دیدار رویت
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
8
بازدیدها
161
پاسخ‌ها
1
بازدیدها
101
پاسخ‌ها
4
بازدیدها
54
پاسخ‌ها
12
بازدیدها
254

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

بالا پایین