نویسندهی عزیزی که قصد تایپ رمانت رو داری، کافیه که روی فرستادن موضوع کلیک کنی و اسم اثر، نویسنده و خلاصه رمانت رو به همراه ژانرش بنویسی و منتظر تایید توسط مدیر مربوطه باشی. لازم به ارسال مجدد تاپیک اثرت نیست.
عزیزتر از جانم!
صبح دلانگیز بهاریات بخیر.
حتماً از دیدن نامهام بعد از گذشت این همه سال شگفتزده شدهای. شاید هم انگشتانت را روی خطوط نامهام میلغزانی؛ اما دستخط مرا که نمیشناسی و باور اینکه من این نامه را نوشته باشم در ذهنت کمی بعید به نظر میرسد.
این اولین نامهای نیست که برایت مینویسم، اما دلم میخواهد سرنوشت این نامه چون نامههای قبلی نشود.
مهربانم!
اینبار حرفهای تازهای دارم.
راستش خواستم بگویم:
لطفاً برگرد و از اول برو.
این بار مرا در باران رها کن!
میخواهم راه خانه را گم کنم و گیتار به دست، با کرمهای شبتاب به دوردستها بروم.
میخواهم فراموش کنم چشمهایت را.
دستهایت را!
و تمامِ تمامِ تمامِ قولهایت را.
تو سالها پیش رفتهای و قطعاً نمیدانی تمام وجودم از اشتیاق دیدن تو، رو به تباهیست و قلبم از شدت درد، مچاله شده.
لطفاً قاتل پروانهها نشو که من حتی قاصدکها را هم مچاله نشده رها میکنم.
کاش خودم را از یاد میبردم.
کاش فراموشم میشد از کدام آهنگها خوشم میآید.
کاش میرفتی؛ اما اینگونه نه!
بسیار آزردهام از تو، بسیارتر از خودم!
دلم گرفته است و مثل همیشه دلخوریها و دلتنگیهایم از خودم پیشی میگیرند.
دلم برای دیدن دوبارهات بیقرار است. دلشورههایم تمامی ندارند! میخواهم برگردی.
پردهها را کنار بزنم و نور در صورت خوابالویت بپاشد.
بگویی:
- صبحت بخیر مهرای من!
دلم میخواهد باشی!
بودنی که هیچگاه نبودن نشود.
تسکین دردهای قلبم!
میشود از گلهی گوسفندها جا بمانیم؟
میشود به بهانهی چیدن علف در روستایی که نمیشناسمش گم شویم؟
گاهی به سرم میزند طنابی را دور گردن گذشتهمان بیاندازم و نفس خاطراتمان را ببُرم.
اما میبینی!
من هنوز هم مهرای تو هستم
و بیشک هیچگاه جرعت دفن آن حجم از عشق را نخواهم داشت.
این دردی که قفسهی سینهام را چنگ میزند، تنها یادگاری روزهای با هم بودنمان است.
تنها چیزی که اگر گرگها با هم تبانی کنند، باز هم نمیتوانند آنرا از من بگیرند.
خوبِ من!
کاش خودت را در انزوای ذهنم برای همیشه جا نمیگذاشتی!
که تحمل این حجم از دلواپسی از طاقتم بیرون است.
گودال عمیقِ یادت، هر لحظه مرا هزاران هزار بار میبلعد؛ اما انگار این زندگیِ آغشته به فنا قرار نیست پایان یابد.