هدف: نشان دادن گوشهای از مشکلات جامعه خلاصه: زندگی، دستخوش بازی سرنوشت شده و ما همانند عروسک خیمه شب بازی، با دستورات کتاب قطور تقدیر به این طرف و آن طرف میرویم و همانند خواستههای او عمل میکنیم! و امان از...
مقدمه: با یکی اسم و فامیل بازی میکردم. گفتم اسم؟ گفت عزت. من از فامیل پرسیدم، گفت شرف. من از حیوان پرسیدم، گفت نجیب. شهر رو خواستم، جواب داد جوانمردی. من گفتم غذا، گفت آرامش. گفتم اشیاء، گفت حرف مردم. هه! بازی باحالی...
مقدمه: از رفتنت چندان نمیگذرد. تو نیستی و من در خود سرگردانم، نبودنت شایعهای بیش نیست. غیر قابل نفوذ برای واژگان، مصون برای سکوت، شبها را ترک میکنم، بدان شناخت مسیری بیآنکه بدانم زندگی را باید از کجا آغاز کنم! ...
مقدمه: آه از کشتار فجیع حس من میان دستهای مردانهی تو! داد از فریادهای خفهام، پشت لبخندهای مصنوعی تو! آه از قلب مستعمرهای که شده چنگ در چنگ استعمار تو! بینوا اشک چشم من که غلتیده، افتاده بر شانهی تو! من به چه حکم...
خلاصه: پشت شیشههای بخار گرفته، در میان کلبهی خاطرات خویش ایستادهام و ذهنم در میان دفتر کهنه و ورقِ کاهی سفر میکند تا بالاخره میرسد به همان جملات بینقطه سر خط: – جانم به قربانت، برگرد! برگرد که بدون تو دنیای...
نام اثر: کودکان همسر میشوند نام نویسنده: A.R.S لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده – داستان کودکان همسر می شوند | A.R.S نام اثر: کودکان همسر میشوند نویسنده: A.R.S ژانر: تراژدی، اجتماعی خلاصه: مهناز دختری روستایی؛...
نام اثر: دگر هرگز عاشق نمیشوم نام نویسنده: مبینا عباسی لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده – دلنوشته دگر هرگز عاشق نمیشوم | مبینا عباسی ژانر: تراژدی سطح: نقرهای تعداد صفحات: 8 خلاصه: فرصتی نیست برای دوست داشتن یا...