اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام رمانی بود ک ی اکیپن اسمشون تینا و سینا و آیلار و محمد بعد چند وقت تینا و محمد عاشق هم میشن آیلار ک ی دختر خیلی مغرور و لجباز با سینا خیلی رفیقه اینا همش همو اذیت میکنن تا ایم ی روز عاشق هم میشن محمدم ی شرکت داره ک آیلار و تینا با هم منشی میشن و بعد چن وقت سینا هم میاد تو شرکت
 
سلام رمانی بود ک ی اکیپن اسمشون تینا و سینا و آیلار و محمد بعد چند وقت تینا و محمد عاشق هم میشن آیلار ک ی دختر خیلی مغرور و لجباز با سینا خیلی رفیقه اینا همش همو اذیت میکنن تا ایم ی روز عاشق هم میشن محمدم ی شرکت داره ک آیلار و تینا با هم منشی میشن و بعد چن وقت سینا هم میاد تو شرکت
یک‌رمانی‌ بود کارکتراش یاشار و میرا هستن بعد جریانش اینه عشق دخترعمویی ک عاشق پسر عموی 30سالیه بوکسورش میشه چیز بیشتری یاوم نمیاد
منم دنبالشم
 
سلام
یه رمان بود فکر می کنم ۲ جلد بود راجب دختر بچه ای بود که پدرش از خونه بیرونش می کنه و همون شب توسط فردی دزدیده می شه و می برنش فرانسه اونجا بهش اموزش می دن و تبدیلش می کنن به یه قاتل بعد مدت ها بر می گرده ایران اسم ایرانیشم باران بود
 
سلام دوستان
یه رمان بود دختری به اسم پینار خدمتکار یه عمارت بود ک عاشق ارباب اون عمارت به ایم ارسلان شده بود ارسلان زن داشت به نام ترنم... ترنم از بارداری جلوگیری میکرد و این باعث دعوای شدید بین اینا شد تا این که تصمیم گرفتن یه مدت از هم دور باشن و برادر ارسلان متوجه عشق پینار به ارسلان شده بود و به ارسلان پیشنهاد میده ک با پینار باشه و ....
هرکی اسمش رو میدونه ممنون میشم بگه بهم
 
سلام یه رمانی بود که همه فکر میکردند دختره معیوبه و میفرستنش پرورشگاه در صورتی که خیلی یاهوشه و استاد دانشگاه میشه و در دانشگاه اتفاقاتی براش میفته و با یه پسری اشنا میشه که ازش برای گرفتن بورسیه خارج سوءاستفاده میکنه
اگه کسی اسمش میدونه بگه ممنون میشم
 
دوستان رمانی با این موضوع دختری شمالی که پدرش رو در بچگی از دست میده و مادرش بخاطر کار زیاد در مزرعه از دنیا میره و این دختر در هتلی در تهران فکر کنم نظافتچی هست و با همکارش مشکل داره و طی سفری به شمال تو راه برگشت با یکی اشنا میشه ...
اسم این رومان رو میدونید ؟
 
سلام. کسی اسم رمانی که عموی دختره می‌خواسته بهش *** کنه بعد دختره میره خونه یکی دیگه از عموهاش که عاشق پسرشه ولی اونا می‌خواستند با یه پیرمرد ازدواج کنه اونم میره خونه دوستش بعد چون براشون دردسر نشه میره تهران خونه عمش میدونه؟!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام یه رمانی بود که اسم دختره رها و اسم پسره علی بود بعد رها از یک خانواده ی مذهبی هست ولی اجباری نیست بچه های مذهبی باشن و این رها هم زیاد اهل مذهب نسیت بعد رها یک داداش داره به نام حسین
این خانواده یگ دوست خانوادگی دارن که اونا هم یه پسر به نام علی و یه دختر به نام زینب اگه اشتباه نکنم اینا هم مذهبین
بعد این رها یکم شیطونه و علی رو یکم اذیت میکنه
بعد این رها میره کربلا دیگه یادم نیسس
و اینکه اول رمان توی مشهد شروع میشه
 
سلام یه رمان قبلا خوندم اسم‌دختره آهو بود پدرش فوت کرده بود و مادرش مریضه بعد از یه مدت مادرش هم میمیره یه شب چند نفر اونو میدوزدن میبرن دبی بعد به یه شیخ عرب میفروشنش یه شب اون شیخه میهمانی داشت و همه ی پولدارای دبی رو دعوت کرد اونجا آهو با یه پسر به اسم ارباب عمران آشنا میشه و چون عمران رئیس همه ی شیخای دبی هست اونو میبره پیش خودش و عمران هم ایرانی هست اگه میشه اسمش بهم بگین لطفا
یک همچین شکلی بود والی اسم دختر بهار و اسم پسر آریا بود ولی اینا قبلا با هم آشنا بودن
سلام یه رمان قبلا خوندم اسم‌دختره آهو بود پدرش فوت کرده بود و مادرش مریضه بعد از یه مدت مادرش هم میمیره یه شب چند نفر اونو میدوزدن میبرن دبی بعد به یه شیخ عرب میفروشنش یه شب اون شیخه میهمانی داشت و همه ی پولدارای دبی رو دعوت کرد اونجا آهو با یه پسر به اسم ارباب عمران آشنا میشه و چون عمران رئیس همه ی شیخای دبی هست اونو میبره پیش خودش و عمران هم ایرانی هست اگه میشه اسمش بهم بگین لطفا
سلام یه همچین رمانی بود ولی اسم دختر بهار و اسم پسر آریا بود ولی اینا قبلا عاشق هم بودن و باهم آشنا هستن
اسم رمانی که من میگم: آبی به رنگ احساس من
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام وقت بخیر
من یه رمان خوندم اسم پسره و دختره یادم رفته ولی داستان این بود مه دختر به با دوستش که اسمش شیوا بود ‌برادر شیوا اسمش رامین بود
میرن پارتی و اونجا رامین به این دختر که اسمش رو‌نمیدونم‌تعرض میکنه و بعد فرار میکنه دختر درحالی که حالش بد بود یه پسره که دنبال دوتش میگشت میاد توی انی اتاقی که این دختر بوده و پلیس میرسه و اونها رو میبرن کلانتری و دختر و‌پسر اجباری باهم عقد میکنن و‌پسر دنبال رامین میگرده
و وقتی رامین رو‌پیدادمیکنه خانواده پسره میگن باید اون دختره رو طلاق بدی ولی پسره و دختر عاشق هم شده بودن و پسر تصادف میکنه وووو
توی اسم رمانش اجبار بود
ممنون میشم کمک کنید اسم رمان رو‌پیدا کنم
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا