- شناسه کاربر
- 11752
- تاریخ ثبتنام
- 2026-06-25
- آخرین بازدید
- · در حال مشاهده آخرین نوشتهها
- نوشتهها
- 1
- پسندها
- 0
- امتیازها
- 1
- سکه
- 60
یک رمانی بود دختره با پسر عمش ازدواج میکنه و با عمش که در واقع میشه مادر شوهرش توی خونه زندگی میکنند دختره پدر مادر نداره و پسره هم پدرش توی بچگی میمیره بعد میفهمه که باباشو کشتن میخواد انتقام بگیره دختره نقاشه و میگرن داره یه چیزی هم یادم بود اینه که دختره کف دستش اسم پسررو تتو کرده که وقتی دعواش میشه با کاردک نقاشی میزنه وسط تتو به تیکه هم که یادمه پسره تصادف میکنه زنش که میره بیمارستان میبینم یه دختره دیگه هم توی اتاقه که بهش میگه این خدمتکارمه و اینکه خونه نشین میشه به خاطر این که توی تصادف پاس میشکنه