نام رمان: هور و ماه
نویسنده: Nava
ژانر: تخیلی، عاشقانه، فانتزی
ناظر: @لبخند زمستان
خلاصه:
فرزند مهر، زاده شد.
قمر پدیدار گشت و وجود مهر لبالب حسد شد؛ نیست شد!
ربودن یک ستاره؟ اشتباه بود.
شاید اگر این پیشامد، رخ نمیداد...
مهر زاده نیز به خواب نمیرفت.
مقدمه:
تا به حال به این فکر کردهاید که ممکن است
زندگی شما واقعی نباشد
و فقط یک توهم
یا یک خواب باشد؟
من هم فکر نمیکردم،
اما بود!
نویسنده: Nava
ژانر: تخیلی، عاشقانه، فانتزی
ناظر: @لبخند زمستان
خلاصه:
فرزند مهر، زاده شد.
قمر پدیدار گشت و وجود مهر لبالب حسد شد؛ نیست شد!
ربودن یک ستاره؟ اشتباه بود.
شاید اگر این پیشامد، رخ نمیداد...
مهر زاده نیز به خواب نمیرفت.
مقدمه:
تا به حال به این فکر کردهاید که ممکن است
زندگی شما واقعی نباشد
و فقط یک توهم
یا یک خواب باشد؟
من هم فکر نمیکردم،
اما بود!
آخرین ویرایش توسط مدیر: