. . .

در دست اقدام دلنوشته سپیده دم | آیدا

تالار دلنوشته کاربران
رده سنی
  1. نوجوانان
  2. جوانان
  3. بزرگسالان
ژانر اثر
  1. عاشقانه
عنوان دلنوشته: سپیده دم
نام نویسنده:آیدا_نوروزی
ژانر:عاشقانه
مقدمه:
میخوام بدونم همنقدر که من دوست دارم و دلتنگت میشم توام دلت تنگ میشه؟
توام مثل من وقتی یه سکانس از یه فیلم عاشقانه پخش میشه یادم میوفتی؟
وقتایی که آهنگ مورد علاقم پخش میشه بهم فکر میکنی؟
توام مثل من نگران میشی که چرا تکست نمیده؟
دلتنگ روزایی که حالمون باهم خوب بود چی؟
یعنی وقتایی که یه عطری یه عکسی یه کوفتی از من میاد جلو چشات دلتنگ نمیشی؟
یادم نمیوفتی!؟
اگه میشی اگه یادم میوفتی چرا خبری ازت نیس؟ چرا نمیای منو ببینی ؟ یعنی نمیخوای بدونی چه بلایی سر چشمایی اومد که هر شب بخاطرت بارید؟!
 
آخرین ویرایش:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
53
نوشته‌ها
902
پسندها
7,417
امتیازها
218
محل سکونت
romanik.ir
وب سایت
romanik.ir

  • #2
20230912-190802-rpnm.jpg

سلام خدمت شما دلنویس عزیز

متشکریم از شما بابت انتخاب انجمن رمانیک برای نگارش آثار ارزشمندتان

خواهشمندیم قبل از شروع دلنوشته‌ی خود، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه کنید.
قوانین ایجاد دلنوشته

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.

درخواست جلد برای دلنوشته

آموزش درخواست جلد رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش درخواست جلد برای دلنوشته​

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست نقد و بررسی دلنوشته

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
تاپیک اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست رصد برای دلنوشته

بعد از اتمام رصد، مدیران هر تالار تاپیک‌های مربوطه رو ایجاد و نظر شما رو در پایان میپرسند و نیازی به ایجاد تاپیک‌های مختلف تا بر روی سایت رفتن اثر نمی‌باشد.

در صورت علاقمندی به صوتی شدن اثر خودتان، در لینک زیر درخواست صوتی شدن دهید.
درخواست صوتی شدن دلنوشته

آموزش و قوانین درخواست صوتی شدن رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش و قوانین صوتی شدن

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

درخواست انتقال یا خروج از متروکه

|متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |
 

Norozi

رمانیکی تازه وارد
رمانیکی
شناسه کاربر
8009
تاریخ ثبت‌نام
2024-03-24
آخرین بازدید
موضوعات
1
نوشته‌ها
5
پسندها
28
امتیازها
13

  • #3
روزا که باهم حرف میزدیم هیچ
قرارمون شده بود ده شب
موقع ِ خواب . .
تو روز همه كارامو میکردم
و گوشیمو میزدیم به شارژ كه نکنه یه وقت شارژ
نداشته باشم و بتونم یک دل سیر
حرف بزنم باهاش
از درس گرفته تا چیزهای ِ الكی
همینجور میگفتیم . .
هردقیقه كلمه دوستت دارم
بینمون رد و بدل میشد ؛
هردوتامون میدونستیم
بدون هم نمیتونیم !
كافی بود یكم از ده بگذره و
اون دیرتر بیاد و صفحه شو باز کنه
شروع میکردم به قربون‌صدقه
رفتن و از دلتنگی و دوری گفتن ؛
وقتی بهم میگه دخترم انگار قلبمو
میبوسه؛ حتی قلبم لبخند میزنه
بعد اونقدر حرف میزدیم تا
خوابمون میگرفت .
تا میگفتم بخوابیم فوری میگفت
بیا بغل . .
از پشت گوشی و از فرسنگ ها
دورتر منو بغل میگرفت ؛
بد عادت شده بود منو هم بد
عادت كرده بود ؛
حتما باید یه بغل فرضی میرفتیم
و بعد میخوابیدیم !
لعنتی انگار واقعی بود .
 

Norozi

رمانیکی تازه وارد
رمانیکی
شناسه کاربر
8009
تاریخ ثبت‌نام
2024-03-24
آخرین بازدید
موضوعات
1
نوشته‌ها
5
پسندها
28
امتیازها
13

  • #4
عنوان دلنوشته:ادامه پارت قبل سپیده دم
نام نویسنده : آیدا نوروزی
ژانر: عاشقانه _ تراژدی
به هنگام بودنت همه چیز خوب بود
امید بود ،عشق بود، انگیزه بود، خوشحالی بود
وقتی فهمیدم رفتنی شده ای خودم را به هر دری زدم که بمانی،که نری و تنهایم نگذاری نه تنها خودت، بلکه بقیه هم دیدن برای بودنت چقدر تلاش کردم ولی دست تقدیر با من یار نبود
روزی که رفتی شوک بزرگی بهم وارد شد در مراسم تدفین‌‌ات بسیار گریه کردم،عکس هایت را بوسیدم و خاطراتمان را مرور کردم به جای خودت، پیراهنی که جای گذاشتی را به آغوش کشیدم
حال دیگر جای تو با خاطراتت و بغض گلویم زندگی میکنم میخواهی بدانی تو را کجا به خاک سپردم؟ تو را در اعماق قلبی که دوستت داشت بخاک سپردم
خاک سرده پس باید فراموشت کنم و همه چیز دوباره خوب شود.
اما تورا در قلبم دفن کرده‌‌ام بگو برای خاطراتت در سرم چه کنم ؟
در مدت نبودت فهمیدم هرچه خاک سرد باشد نمیتواند داغ نبودت را کم کند
بقول اخوان ثالث:
‹ او رفت و صبر رفت و
تحمّل تمام شد از هَم گسست سلسله‌ی اختیارِ ما . . ›
 
آخرین ویرایش:

Norozi

رمانیکی تازه وارد
رمانیکی
شناسه کاربر
8009
تاریخ ثبت‌نام
2024-03-24
آخرین بازدید
موضوعات
1
نوشته‌ها
5
پسندها
28
امتیازها
13

  • #5
.
 
آخرین ویرایش:

Norozi

رمانیکی تازه وارد
رمانیکی
شناسه کاربر
8009
تاریخ ثبت‌نام
2024-03-24
آخرین بازدید
موضوعات
1
نوشته‌ها
5
پسندها
28
امتیازها
13

  • #6
نمیدانم چگونه احساساتم را به تو بیان کنم؟
چطور از چشمانی بگویم که همانند دریایی بی پایان وعمیق مرا غرق کرده؟
چطور از چهره ای بگویم که همانند غروب دل انگیز خورشید مرا محو خود میکند؟
تو همانی که بودنت دلیلی بر زندگی و زندگانی من است.
همانی که حتی کوچک ترین لبخندش دنیای سیاه و سفیدم را رنگی میکند
تو همانی که وجودم به وجودش وابسته است
تو همان مسکنی که دردم را آرام میکند
همانی که لحظاتم را زیبا میکند
بودنت برای من مستحب نیست واجب است
محبوب من مرا در آغوش بگیر بگذار تا بهشت را در این دنیا تجربه کنم(:
بگذار بودنت را حس کنم..به تو تکیه کنم و فقط با تو حرف دلم را زنم
تویی که همچون مرواریدی در سینه ام جای یافتی و قلبم همانند صدف از تو محافظت می‌کند
بگذار تا مثل همیشه تو را حس کنم:)
مروارید قلبم...تولدت مبارک
1384/3/15
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 4)

بالا پایین