اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دنبال یه رمانم اسمشو نمیدونم داستانش اینطوریه که دختره و پسره خیلی عاشق هم هستن میخان باهم عروسی کنندولی یه اتفاقی برای دختر پیش میاد که یکی تهدیدش میکنه که با پسره ازدواج نکنه وگرنه اونا می کشه دختره هم براهمین رابطه شون بهم میزنه تا اینکه پسره بعد از یک ماه میاد پیش دختره کارت عروسی شون میده بهش که میخاد با صمیمی ترین دوست دختره ازدواج کنه دختره خیلی ناراحت میشه وپسره کلی بهش چیز میگه وتوی اتوبان ولش میکنه میره ولی نمیدونه دختره به خاطره جونش ازدواج شون بهم زد.
روز عروسی شون دختره نمی تونه تحمل کنه براهمین خودشو از چند طبقه پرت میکنه پایین و.......
اسم رمان

سلام دنبال یه رمانم اسمشو نمیدونم داستانش اینطوریه که دختره و پسره خیلی عاشق هم هستن میخان باهم عروسی کنندولی یه اتفاقی برای دختر پیش میاد که یکی تهدیدش میکنه که با پسره ازدواج نکنه وگرنه اونا می کشه دختره هم براهمین رابطه شون بهم میزنه تا اینکه پسره بعد از یک ماه میاد پیش دختره کارت عروسی شون میده بهش که میخاد با صمیمی ترین دوست دختره ازدواج کنه دختره خیلی ناراحت میشه وپسره کلی بهش چیز میگه وتوی اتوبان ولش میکنه میره ولی نمیدونه دختره به خاطره جونش ازدواج شون بهم زد.
روز عروسی شون دختره نمی تونه تحمل کنه براهمین خودشو از چند طبقه پرت میکنه پایین و.......
اسم دختره هم بهار بود و پسر ددستان هم کیان
ولی متاسفانه خودم هم یادپ رفت اسم رمانشو😂
 
سلام وقت بخیر یه رمان بود که دختر پسره پولدار بودن عاشق هم شدن ازدواج کردند بعد صبح عروسی خانواده پسره دختره رو بردن پزشک زنان برای برداشتن یسری چیزا بعد دختره غش میکنه بعدشم تصمیم به جدایی میگیره
اسم رمان سفرِ عشق
 
سلام دوستان میشه لطفا اگر اسم این رمان رو میدونید بگید ممنون 🌹

داستان درباره دختری بودکه محجبه و چادری بود که تودانشگاهی که درس می خوند پسری بود که وضع مالیش خوب بود وبرحسب اتفاقاتی و اينكه دختره خيلي به جنس مخالف كاري نداشت سره این دختره بادوستاش شرط بندی میکنه که با دختره دوست ميشه و دختره رو عاشق خودش کنه و سر بی حجاب دختره رو تو خونه مجردي اش به دوستاش نشون بده بعد از مدتی که پسره دقیق یادم نیست به بهانه پایان نامه اش بود یا تحقیقات دانشگاهی دختره رو وارد خونه مجردیش میکنه عاشق دختره میشه و روزی که دوستای پسره داخل خونه اش قایم شده بودن که وقتی دختره میاد خونه پسره و میخواد زمان نماز خوندن یا یه همچین چیزایی حجابشو عوض میکنه بی حجابش رو ببینن اما پسره طاقت نمیاره و لحظات آخر به دختر میگه حجابتو درنیار و این حرفا… و دوستاش همون موقع از اطراف خونه اومدن بیرون و با پسره سر شرطشون بحث كردن و دختره تازه اونجا میفهمه که تمام این مدت پسره نقشه داشته براش و سرش با دوستاش شرط بندی کرده بوده و از خونه ميزنه بيرون ….. . پايانش هم خوش بود
 
سلام یه رمانی بود که اسم شخصیاتاش مایکل و ماهک بود پسره خارجی بود دختره هم تورلیدر بود ترجمه میکرد حرف اونارو ولی پسره ایرانی بلد بود و عاشق دختره شد و زوری مال خودش کرد تو یه شب تا علاقه مندش کنه به خودش اسمشو میدونین چی بود
 
سلام اسم این رمان رو می خوام خیلی دنبالشم

خلاصه‌ی رمان:

آیسان بعد از پیچوندن خانوادش به دروغ به جای کلاس کنکور وارد یک مهمونی بالماسکه و میشه و با یکی از پسرهای مهمونی شروع میکنه لاس زدن بدون اینکه نقاب اجازه بده چهره‌ی اون پسر رو به طور کامل ببینه!
اما وقتی چهره‌اش رو میبینه میفهمه اون پسر اهوراست!
دشمن قسم خورده‌ی آیسان و خانواده‌اش!
آیسان خودش رو دو دستی تقدیم دشمن خونیش کرده!
با سر رسیدن پلیس و بهم ریختن مهمونی...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام یه رمان سه سال پیش خونده بودم فقط اینو یادمه که دختره فرزند اخر بوده و دو تا داداش بزرگتر از خودش داشته فک کنم اسم دختره ارام بود دختره چون یجورایی نا خواسته بوده یعنی مامانش نمیخواستش برا همون خیلی اروم بود و یجورایی اجتماعی نبود فقط با داییش و زنه داداش بزرگش راحت تر بود ولی با بقیه نه اسم یکی ار داداشاش رامین بود که داداش دومش یه دوستی داشته از قضا داداش دومش عاشق خواهر دوستش میسه و اینجا یه اتفاقی میوفته که دوست داداشش برای انتقام میاد دختررو عاشق خودش میکنه ولی بعد دختره میفهمه جریانو و افسردگی میگیره با تمام اعصای خونوادش قهر میکنه و چون اون زمان ریاضی میخونده دختره اون زمان رشتش ریاضی بوده وبعد به کمک داییش میره خارج بعد اونجا فک کنم با داداش زنداییش زندگی میکنه که دوتا بچه. داشته و تقریبا ۴۰ سالش بوده اون به دختره کمک میکنه که شخصیت درونگراییش رو تغییر بده و بتونه راحت با جامعه کنار بیاد
 
آخرین ویرایش:
سلام من دنبال یه رمان هستم قبلاً خواندم اسم دختره نیاز بود اسم پسره رو شک دارم (سپهر ) بود تو دانشگاه دختره عاشق پسره میشه و بعد از هم خوششون میاد باهم ازدواج میکنند میرن تو خونه مادر شوهر تو اتاق پسره یه مدت زندگی میکنن دو بار بچه سقط می‌کنه نیاز و یه مدتم فرار می‌کنه ۳۰روز بود فکر کنم مامانشم حا...م...ل...ه میشه اسم بچشم نیما یا نوید بود.
 
آخرین ویرایش:
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام دنبال یه رمانی میگردم که دختره بچه دبیرستانیه و پسر عموش پلیسه و به کمک این دختر نیاز داره فقط پارت اولشو یادم هست که پسره میره دنبال دختره جلوی مدردختره هم یونی فرم سیاه با کیف و کفش ست قرمز پوشیده بعد این که اینا باهم همکاری میکنن پسره میره ماموریت سه سال بعد میاد تو این تایم دختره که یه دختر شلوغ بوده تبدیل به یه دختر آروم میشه


فقط اسم یکی از همکارای پسره یادم مونده که اسمش میثم بود
 
سلام دنبال ی رمانم که دختره با همزاد های مادر بزرگش آشنا میشه و می‌ره چند سال قبل ی پسره که جیگر فروشی داره عاشق دختره میشه اسم پسره کریمه
 
سلام قبلاً به رمان خواندم که دختره اسمش یادم نیست باش خونه رو ترک می‌کنه و طی یک اتفاق پسره بهش تعرض می‌کنه که بعداً می فهمه پسره ، پسر عمه اشه و وقتی می فهمه حاملس باهاش ازدواج می‌کنه و دوتا دختر دوقلو به دنیا میاره . طی یه اتفاقاتی پسره به دختره شک می‌کنه و از هم طلاق میگیرن و ....
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 3, کاربران: 0, مهمان‌ها: 3)

عقب
بالا