اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دنبال ی رمان میگردم که دختره عاشق برادر دوستش میشه و پسره اوایل باهاش سرد رفتار میکنه دختره وقتی مشهد هستند دعا می کنه پسره عاشقش بشه و پسره صداشو میشنوه و بعد چند مدت پسره هم عاشقش میشه و باهم دوست میشن بعد مدتی بابای دختره میفهمه و نمیزاره باهم در ارتباط باشن و و پسره وقتی م×س×ت بوده اشتباهی به دختره خ*ی*ا*ن*ت میکنه و اوضاع بد میشه و... اسم دختره مهشید و اسم پسره اگه درست یادم باشه امیر .پایان خوشی هم داره
 
سلام دنبال ی رمان میگردم که دختره عاشق برادر دوستش میشه و پسره اوایل باهاش سرد رفتار میکنه دختره وقتی مشهد هستند دعا می کنه پسره عاشقش بشه و پسره صداشو میشنوه و بعد چند مدت پسره هم عاشقش میشه و باهم دوست میشن بعد مدتی بابای دختره میفهمه و نمیزاره باهم در ارتباط باشن و و پسره وقتی م×س×ت بوده اشتباهی به دختره خ*ی*ا*ن*ت میکنه و اوضاع بد میشه و... اسم دختره مهشید و اسم پسره اگه درست یادم باشه امیر .پایان خوشی هم داره
 
سلام یک رمان بود که دختره پدر نداشت یه روز وقتی وارد خونه میشه مادرشو با دوست پدرش می بینه و میره زیر زمین خودکشی کنه ولی وقتی از خواب پا میشه میبینه مامانش مرده همه مردن یه یک پسر بچه رو پیدا میکه فکر کنم اسمش پوریا بود و یک مرد تهرانی که دکتر بود و اینها با هم زندگی می کنند و افراد جدیدی رو پیدا می کنن که زندن که خارج از ایرانه
 
سلام یک رمان بود که دختره پدر نداشت یه روز وقتی وارد خونه میشه مادرشو با دوست پدرش می بینه و میره زیر زمین خودکشی کنه ولی وقتی از خواب پا میشه میبینه مامانش مرده همه مردن یه یک پسر بچه رو پیدا میکه فکر کنم اسمش پوریا بود و یک مرد تهرانی که دکتر بود و اینها با هم زندگی می کنند و افراد جدیدی رو پیدا کنن که خارج ایرانه
عزیزم لازم نیست دوبار بنویسی
اسم رمان شروع از پایان اثر سامان شهریور هست(رمان به‌شدت زیبایی بود، قبلا خوندمش.. اسم پسر بچه پوریا نبود)
 
سلام
رمانی که دختر و پسر عاشق هم میشن ولی بعدش جدا میشن و هر کدوم ازدواج میکنه ولی تو یه مراسم روبرو میشن و شوهر دخترع معتاد هس که جلوی پسره به دختر سیلی میزنه
 
آخرین ویرایش:
سلام
رمانی که سه تا برادر عاشق سه خواهر میشن بعد یکیشون زیر بارون پیشنهاد ازدواج میده فک کنم
 
سلام روز همگی بخیر. یک رمان قبلاً خودم که دختره مادر و پدرش رو میکوشن و خودش با کمک عموش فرار می‌کنه خارج از کشور و عموش اینقدر تو گوشش میخونه که بره انتقام بگیر یک برادر و یک خواهر هم داره که از خوش کوچیکتره اونجا درس میخونه و رشته اش نقشه کشی هستش که بتونه برگرده ایران هم شرکت رقابتی با پسر کسی که فکر می‌کنه خانواده اش رو کشته بزنه و هم انتقام بگیر تو همین راه عاشق پسره میشه ولی پسره میخواد با دختره بازی کنه و آخرش هم دختره که به عشقش اعتراف می‌کنه پسره میگه همه اش یک بازی بود و دختره سکته می‌کنه و میمیره
ممنون میشم اگر کسی اسم رمان رو می‌دونه بهم بگه؟
 
سلام یه رمان بود دختره به دلیل شرایط مالی بد ازدواج می‌کنه با یه پسری که دوستش نداشت حامله میشه و چون شوهرش کتکش میزنه بچش سقط میشه و بعد از اینکه با برادرشوهرش آشنا میشه عاشق اون میشه و برادر شوهرم عاشقش میشه می‌فهمه که سرطان معده گرفته
اسمشو ممنون میشم بگید
 
سلام یه رمان بود دختره به دلیل شرایط مالی بد ازدواج می‌کنه با یه پسری که دوستش نداشت حامله میشه و چون شوهرش کتکش میزنه بچش سقط میشه و بعد از اینکه با برادرشوهرش آشنا میشه عاشق اون میشه و برادر شوهرم عاشقش میشه می‌فهمه که سرطان معده گرفته
اسمشو ممنون میشم بگید
با اینکه شوهرشو دوست نداشته اما شوهرش عاشقش بوده و رنگ چشمای دختره هم به چیزی بین سبز و آبی بوده بر اساس واقعیت بو
 
سلام دوستان من یه رمان خوندم ولی اسمشو یادم نمیاد درمورد دختری بود که اسمش خزانه وطراح لباسه تو یه شرکت شروع به کار میکنه که رئیسش بهش تعرض مکنه چون فکر میکنه مادر خزان که زنه بیماره باعث شده که پدر ومادرش ازهم جداشدن ...
ممنون میشم کمکم کنید
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا