اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دوستان
من دنبال ی رمان میگردم ک دختره عاشق پسرعموشه اما و پسرعموش عاشق دوست دختره (دختره پرورشگاهی بوده و با دوستش از پرورشگاه دوست بودن) بعدش دختره بخاطر اینکه این دوتا بهم برسن از عشقش میگذره و باعث رسیدن اینا ب هم میشه
بعدش خودش میره خارج از کشور
اسم رمانش یادم نمیاد فقط میدونم دختره و پسره خانواده هاشون توی ی حیاط با ساختمون های جدا زندگی میکردن
 
سلام دوستان
من دنبال ی رمان میگردم ک دختره عاشق پسرعموشه اما و پسرعموش عاشق دوست دختره (دختره پرورشگاهی بوده و با دوستش از پرورشگاه دوست بودن) بعدش دختره بخاطر اینکه این دوتا بهم برسن از عشقش میگذره و باعث رسیدن اینا ب هم میشه
بعدش خودش میره خارج از کشور
اسم رمانش یادم نمیاد فقط میدونم دختره و پسره خانواده هاشون توی ی حیاط با ساختمون های جدا زندگی میکردن
 
اینجا خلاصه رمان و هرچی که ازش یادته رو بنویس هرمی بدونه کمکت می‌کنه
@lilfawte
 
سلام
من دنبال یه رمانی میگردم که یادمه راجع به یه دختری بود که مربی ورزشی بود و خواهرش بیماری قلبی داشت و پسره هم پسر شهید بود و اونم مربی بود و طی داستانایی دختره صیغه پسره میشه :/ اگه اسمش رو میدونید بگید لطفا
اسم دختره هم مریم بود فکرکنم

***
نام رمان پیدا شد.
رمان تردستی
من دنبال یه رمانم که دختر پسره تو خارجن تو یه دانشگاه پسره شبا میره دعوا یا کشتی شرطی
ولی دختره بدش میاد از اینجور چیزا
ولی آخر عاشق هم میشن
 
سلام یه رمان خونده بودم اسم دختره فکر کنم دلارام بود و دانشجوی عکاسی بود بخاطر یه صحنه که قبلا دیده بوده از ازدواج میترسه و با یه پسری که ارثیشو میخواست بگیره ازدواج صوری میکنه

اسمشو هرکی میذونه لطفا بگه ممنون 🙏🏻😍
اسم رمان لب های ساکت هست
 
سلام دنبال یه رمان میگردم که یک دختر توسط یک ارش نامی به یک پسر فروخته میشه اسم دختره فک کنم نجوا یا نجلا هست بعد این پسره حیلی اذیت نجوا میکنه جوری که هر روز اونو توی استخر مینداخته و درش نمیاورده تا دوتا از نگهبانا میومدن اونو در میاوردن در اخرش دختره خودشو میزنه به دیوونگی با اینکه حامله بوده و اون پسره از خونه درش میکنه میشه بگید اسمش چیه؟
 
دختره بادوست میرن *** ولی متوجه مهمونی عادی نیس وقتی میخوان بهش *** کنن یکی نجاتش میده و از اون مهمونی بیرون میبرش بعد شمارع اونی نجاتش داده پیدا میکنع و بهش زنگ میزنع ک دوستش هنوز خونه نیومده

بعد میفهمه ک اون یه مهمونی برای افراد بی دی اس ام بوده و برای نجات خودش مجبوره با اون شخص ازدواج کنه و..
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام یه رمان بود دختر و پسر مثل خواهر برادر بزرگ میشن پسره می‌دونه خواهرش نیست از طریق ایمیل بهش میگه ک تو از این خانواده نیستی
 
سلام بچه ها امیدوارم حال همگی خوب باشه ❤️❤️من دو سه سال پیش ی رمان خوندم اسم شخصیت هاش یادم نیست ولی داستانش اینجوری بود که دختره مادر و پدرش مرده بودن و با برادرش خونه عموش زندگی می‌کرد پسر همسایشون عاشقش میشه و میاد خاستگاریش اینم جواب مثبت میده و ازدواج میکنن بعد میفهمه پسره روانیه دوباره ازدواج میکنه حامله هس این شوهر روانی قبلیش میاد شوهر جدیدشون می‌شود و اینجور چیزا باز دوباره عاشق همسایش ک یه دختر کوچیک داره میشه رمانش ۲ جلده اگ کسی اسمشو میدونه لطفا بگه❤️
 
دختره بادوست میرن *** ولی متوجه مهمونی عادی نیس وقتی میخوان بهش ** کنن یکی نجاتش میده و از اون مهمونی بیرون میبرش بعد شمارع اونی نجاتش داده پیدا میکنع و بهش زنگ میزنع ک دوستش هنوز خونه نیومده

بعد میفهمه ک اون یه مهمونی برای افراد بی دی اس ام بوده و برای نجات خودت مجبوره با اون شخص ازدواج کنه و..
سلام گلم چک کن ببین حکم ماه نیست ؟
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا