خلاصه:
پدر و پسر مکالمهای را با هم شروع میکنند. ناگهان پسر تصمیم میگیرد همه چیز را به پدرش بگوید. همهی حقیقت را راجب خودش.
حقیقتی که ابرازش برابر با اعتراف به تسلیم شدن بود.
هدف: نشان دادن گوشهای از مشکلات جامعه خلاصه: زندگی، دستخوش بازی سرنوشت شده و ما همانند عروسک خیمه شب بازی، با دستورات کتاب قطور تقدیر به این طرف و آن طرف میرویم و همانند خواستههای او عمل میکنیم! و امان از...
مقدمه: با یکی اسم و فامیل بازی میکردم. گفتم اسم؟ گفت عزت. من از فامیل پرسیدم، گفت شرف. من از حیوان پرسیدم، گفت نجیب. شهر رو خواستم، جواب داد جوانمردی. من گفتم غذا، گفت آرامش. گفتم اشیاء، گفت حرف مردم. هه! بازی باحالی...
نام اثر: دختری با لحظههای کاغذی نویسنده: مهرانه بلوچ لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده – دلنوشته دختری با لحظههای کاغذی | مهرانه بلوچ ژانر: عاشقانه، تراژدی سطح: برنزی تعداد صفحات: پنج مقدمه: یادت میآید برایم...
نام اثر: مجموعه داستان فقدان نام نویسنده: Nil@85 لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده – مجموعه داستان کوتاه فقدان| Nil@85 ژانر: اجتماعی، فانتزی، طنز سطح: الماسی تعداد صفحات: بیست و پنج خلاصه: گاهی در زندگی، ناگهان...