مقدمه: کاش دستی ماورائی داشتم تا میتوانستم به درونم نفوذ کنم و در قلبم را ببندم. جسمم را برای همیشه خاموش کنم و بگذارم روحم آرام به پرواز درآید. تنها در این صورت است که میتوانم با قلب تکه تکه شدم کنار بیایم. کاش روزی...
مقدمه: خانهای خواهیم ساخت که در آن عشق بیداد کند. خانهای خواهیم ساخت که در آن غم گذر نکند. من و تو میسازیم خانهای که عشاق جهان را به حسرت بکشاند! بنا میکنیم خانهای را که ورودی آن دوست داشتن است و حسی که به آن...
مقدمه: قانون چیست؟! یک مشت سند مکتوب که بال پرواز را میشکند. مرز! جدایی! قانون! بایدها و نبایدها! اصولاً هر انسانی اگر بداند انسانیت چیست، تمام بایدها و نبایدها را حفظ میکند، اما موضوع این است که قانون فقط یک مشت...
مقدمه: از رفتنت چندان نمیگذرد. تو نیستی و من در خود سرگردانم، نبودنت شایعهای بیش نیست. غیر قابل نفوذ برای واژگان، مصون برای سکوت، شبها را ترک میکنم، بدان شناخت مسیری بیآنکه بدانم زندگی را باید از کجا آغاز کنم! ...
مقدمه: آه از کشتار فجیع حس من میان دستهای مردانهی تو! داد از فریادهای خفهام، پشت لبخندهای مصنوعی تو! آه از قلب مستعمرهای که شده چنگ در چنگ استعمار تو! بینوا اشک چشم من که غلتیده، افتاده بر شانهی تو! من به چه حکم...
نام اثر: دگر هرگز عاشق نمیشوم نام نویسنده: مبینا عباسی لینک تاپیک اثر در انجمن: تمام شده – دلنوشته دگر هرگز عاشق نمیشوم | مبینا عباسی ژانر: تراژدی سطح: نقرهای تعداد صفحات: 8 خلاصه: فرصتی نیست برای دوست داشتن یا...