یه رمانی بودش که دختره، دخترِ یه عرب بود و برخلاف میل خانواده اش با یه پسر فقیر ایرانی ازدواج میکنه بعد از خانواده طرد میشه، بعد ازدواج یه دوقلو حامله میشه ولی شوهرش بعد به مدت میمیره
بعد بهش پیشنهاد میدن صیغه یه مردی بشه که مشکل داشته نمیتونسته بچه داره بشه، ببینن مرده درمان شده یا نه و در ازاش پول بگیره
که عاشق هم میشنو بعد کلی درگیری دوباره با باباش با مرده ازدواج رسمی میکنه
دوقلو هام خیلی مرده رو دوس داشتن
بعد بهش پیشنهاد میدن صیغه یه مردی بشه که مشکل داشته نمیتونسته بچه داره بشه، ببینن مرده درمان شده یا نه و در ازاش پول بگیره
که عاشق هم میشنو بعد کلی درگیری دوباره با باباش با مرده ازدواج رسمی میکنه
دوقلو هام خیلی مرده رو دوس داشتن