سلام یه رمان بود برای خیلی سال پیشه ولی دیونه شدم اسمش یادم نمیاد
فکر میکنم دختره و پسره دخترعمو و پسرعمو بودن بعد مادر پدر دختره فوت شده بوده و با خانواده عموش زندگی میکرد و یه پسرعمو داشت که از این دختره انگاری خوشش نمیومد در ظاهر و بهش بی محلی میکرد یادمه یه جاش دختره خونه مجردی پسره بود و پسره دختره رو تو اتاقش زندانی میکنه دختره ام با پارچه طناب درست میکنه از تراس خونه میره تراس طبقه پایینی که از شانسش اونم دوست پسره بوده
و تنها چیز دیگه ای که ازش یادمه یه بار پسره مونده بود خونه خودشون و با گیتار داشت اهنگ از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی رو میخوند
ممنون میشم اگه یادتون هست بهم بگید اسم رمان چیه
فکر میکنم دختره و پسره دخترعمو و پسرعمو بودن بعد مادر پدر دختره فوت شده بوده و با خانواده عموش زندگی میکرد و یه پسرعمو داشت که از این دختره انگاری خوشش نمیومد در ظاهر و بهش بی محلی میکرد یادمه یه جاش دختره خونه مجردی پسره بود و پسره دختره رو تو اتاقش زندانی میکنه دختره ام با پارچه طناب درست میکنه از تراس خونه میره تراس طبقه پایینی که از شانسش اونم دوست پسره بوده
و تنها چیز دیگه ای که ازش یادمه یه بار پسره مونده بود خونه خودشون و با گیتار داشت اهنگ از خواب برگشتم به تنهایی پل میزنم از تو به زیبایی رو میخوند
ممنون میشم اگه یادتون هست بهم بگید اسم رمان چیه