اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام من قبلاً به رمان میخوندم که دختره همراه همسرش به یه جشن دعوت میشن بعد اونجا پسره خیلی م×س×ت میشه و راه برگشت خودش رانندگی می‌کنه و اونا به به زنی میزنن و زنه میمیره شوهر زنی که کشته شده بود با اصرار زیاد همسر قاتل رضایت میده و یه شرط می‌زاره که باید با من ازدواج کنی تا رضایت بدم اونم قبول می‌کنه همسر قاتل به دختر چند ساله هم داشته​
لطفاً اگه اسم رمان رو میدونید بهم بگید؟و از کجا میتونم پیداش کنم؟​
 
سلام به همه
من دنبال رمانی هستم که اسم شخصیت دخترش پناه بود. شوهرش بهش خیانت میکنه و ازش جدا میشه. با رئیس شرکتشون وارد رابطه میشه و باهم صیغه میکنن. پسره اسمش کیان بود.
بعد یه مدت دوست دختر قبلی پسره بچشونو میاره تحویل پسره میده.
کسی اسمشو میدونه؟
 
سلام من قبلاً به رمان میخوندم که دختره همراه همسرش به یه جشن دعوت میشن بعد اونجا پسره خیلی م×س×ت میشه و راه برگشت خودش رانندگی می‌کنه و اونا به به زنی میزنن و زنه میمیره شوهر زنی که کشته شده بود با اصرار زیاد همسر قاتل رضایت میده و یه شرط می‌زاره که باید با من ازدواج کنی تا رضایت بدم اونم قبول می‌کنه همسر قاتل به دختر چند ساله هم داشته​
لطفاً اگه اسم رمان رو میدونید بهم بگید؟و از کجا میتونم پیداش کنم؟ر​
 
سلام من قبلاً به رمان میخوندم که دختره همراه همسرش به یه جشن دعوت میشن بعد اونجا پسره خیلی م×س×ت میشه و راه برگشت خودش رانندگی می‌کنه و اونا به به زنی میزنن و زنه میمیره شوهر زنی که کشته شده بود با اصرار زیاد همسر قاتل رضایت میده و یه شرط می‌زاره که باید با من ازدواج کنی تا رضایت بدم اونم قبول می‌کنه همسر قاتل به دختر چند ساله هم داشته​
لطفاً اگه اسم رمان رو میدونید بهم بگید؟و از کجا میتونم پیداش کنم؟​
رمان اعدام یا انتقام
 
سلام دوستان لطفا اگه کسی اسم این رمان رو میدونه بگه🙏
خلاصه رمان اینکه یه پسری با دوستاش شرط میبنده که با دختری که به هیچکس پانمیده و مغرور هست دوست بشه ولی بعد واقعا عاشقش میشه ولی وقتی دختره قضیه شرط بندی رو میفهمه برای انتقام از پسره سر سفره عقد میگه نه بعدش پسره خیلی تغییر میکنه و آخرشم باهم ازدواج میکنن لطفا بگیییدد
 
سنگ قلب م
سلام دنبال یه رمانم که دختره بخاطر دوستش مجبور میشه یک شب با رییسش بخوابه رفیق دختره پول لازم داره برای عمل مادر بزرگش اونم میره پیش رییسش که ازش وام بگیره بد رییسش میگه یک شب باید با من بخوابی
سنگ قلب مغرور
 
سلام دوستان لطفا اگه کسی اسم این رمان رو میدونه بگه
سه تا دختر بودن که مجردی با هم زندگی میکردن و عهد کردن هیچوقت ازدواج نکنن و به یکیشون ت×جـ×ـا×و×ز× شده و دختر نقش اصلی یه پسر دختر باز عاشقش میشه و اخرش همشون ازدواج میکنن
لطفا بگید اگه میدونید
 
ر
سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره پدر و مادرش طلاق گرفته بودن و با پدر و نا مادریش زندگی می‌کرد و دختره توی کتابفروشی کار می‌کرد یادمه یه پسریم اونجا کار می‌کرد که فلج بود داستان اصلی در مورد دختر و پسری بود که وضع مالی خوبی داشت و انگار یکی بهش گفته بود دختره خرابه و بده و داستان جوری پیش میره که دختره با پسره نامزد میکنه و اذیت و آزار میرسونه به دختره،لطف میکنید اسم رمان رو بگرم

سلام من دنبال رمانی میگردم که دختره پدر و مادرش طلاق گرفته بودن و با پدر و نا مادریش زندگی می‌کرد و دختره توی کتابفروشی کار می‌کرد یادمه یه پسریم اونجا کار می‌کرد که فلج بود داستان اصلی در مورد دختر و پسری بود که وضع مالی خوبی داشت و انگار یکی بهش گفته بود دختره خرابه و بده و داستان جوری پیش میره که دختره با پسره نامزد میکنه و اذیت و آزار میرسونه به دختره،لطف میکنید اسم رمان رو بگید.
رمان نیش
 
سلام من دنبال ی رمان میگردم که دختره طراح دکور بود توی عروسی خواهر دوستش ی خواستگار براش پیدا شد ازدواج کرد بعد ی روز که داشت میرفت تبریز برای کار پروازش کنسل میشه میاد خونه میبینه شوهرش و دوستش بهش خیانت میکنن
خودم پیداش کردم اسمش تو نشانم بده راه را
 
سلام یه رمان رو قبلا خوندم و نمی تونم پیداش کنم.تاجایی که یادم میاد دختری بود که اسب سواری می کرد و صورتش رو می پوشاند و مثل اینکه خان اون رو تو خواب می بینه و بعدا که باهم ملاقات میکنن باهاش ازدواج میکنه،نمیدونم چرا دختره ازش کینه به دل میگیره و برای انتقام یه شب سینه اش رو با خنجر زخم میکنه با اینکه از این موضوع ناراحت میشه و بعد از عمارت میره.در واقع خود خان گفت بره که اگه بقیه بفهمن به خاطر اینکارش و علاقه ای که به‌ خان دارن زنده اش نمی‌ذارن. یه شب خان مجلس رقص برگزار میکنه و میگه اگه میخوای طلاقت میدم وبا یکی از همونا ازدواج میکنم اگه نه بیا به مجلس که یجورایی برای تلنگر به دختره بود و دختره میره.آخرای داستان یادم میاد که مثل اینکه بهدختره گفتن خان مرده شوکه میشه وماید به عمارت از دور میبینه زنده است با اسب از آنجا میره ولی خان میفهمه و دنبالش میره .فکر کنم خان یه خدمتکار داشت یا دایه.این چیزایی بود که به یاد داشتم
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا