سلام.روز بخیر،نمیدونم این تاپیکهنوز فعاله یا نه،ولی خب خیلی ذهنم مشغول این رمانه
دو تا خواهر بودن که پدرشون معتاد و قمار باز بود و بخاطر همین مادره وقتی کوچیک بودن میذاره میره و یکی از خواهرا رو با خودش میبره اون یکی که میمونه یکی از دوستای باباش یه شب میاد باباهه رو م*س*ت و پاتیل میکنه و به دختره تجـ**ـا**وز میکنه و دختره حامله میشه و یه بچه سقط میکنه و نهایتا بیمارستان روانی بستری میشه با دکتر خودش عقد میکنه که درسشو بخونه،بعد مهندس میشه و شرکت میزنه با دوستاش و طی کشمکش هایی دوباره با دکترش روبرو میشه و آخرش با هم ازدواج میکنن،فک کنم اسمش بابا لنگ دراز بود ولی با این اسم پیداش نمیکنم