سلام دنبال به رمان میگردم
یه پسری که خودش رو خشایار معرفی میکنه با دختری در ارتباطه، بعد یه روز با دختره قرار میذاره. دختره میاد سر قرار اونجا میبینه که همکار باباش که دراصل همون پسریه که خودش و خشایار معرفی کرده، هم اونجاست. پسره برای ضربه زدن به بابای دختره خودش و داداشش نقشه میکشن که خودش بیاد سراغ این دختره و لرادرش هم بره سراغ خواهر دختره تا پدره رو اذیت کنن. بعد از مدتی تپی به مهمونی، و ی اتفاقاتی میوفته که مادره از پدرش جدا میشه و حالا بعد ها با یه مردی ازدواج میکنه. دختر بزرگه هم وقتی از شوهرش(که همون خشایاره بوده) باردار میشه له ملاقات پدرش تو زندان میره و پدره وقتی شکم دخترش و میبینه سکته میکنه و بعد از اون فراموشی میگیره، بعد دختره وقتی داشته از زندان میزده بیرون تصادف میکنه و دوماه تو کما میمونه، وقتی به هوش میاد بچه اش به دنیا اومده بوده و پسره هم عقدش میکنه و عاشقش شده بوده.
اینا تنها چیزاییه که از رمان یادم بود.
ممنون میشم اسمش و بگین اکه میدونین.
یه پسری که خودش رو خشایار معرفی میکنه با دختری در ارتباطه، بعد یه روز با دختره قرار میذاره. دختره میاد سر قرار اونجا میبینه که همکار باباش که دراصل همون پسریه که خودش و خشایار معرفی کرده، هم اونجاست. پسره برای ضربه زدن به بابای دختره خودش و داداشش نقشه میکشن که خودش بیاد سراغ این دختره و لرادرش هم بره سراغ خواهر دختره تا پدره رو اذیت کنن. بعد از مدتی تپی به مهمونی، و ی اتفاقاتی میوفته که مادره از پدرش جدا میشه و حالا بعد ها با یه مردی ازدواج میکنه. دختر بزرگه هم وقتی از شوهرش(که همون خشایاره بوده) باردار میشه له ملاقات پدرش تو زندان میره و پدره وقتی شکم دخترش و میبینه سکته میکنه و بعد از اون فراموشی میگیره، بعد دختره وقتی داشته از زندان میزده بیرون تصادف میکنه و دوماه تو کما میمونه، وقتی به هوش میاد بچه اش به دنیا اومده بوده و پسره هم عقدش میکنه و عاشقش شده بوده.
اینا تنها چیزاییه که از رمان یادم بود.
ممنون میشم اسمش و بگین اکه میدونین.
آخرین ویرایش توسط مدیر: