اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام. یه رمان بود دخترهرشتش هنر بود. دو تا خواهرزاده داشت و خواهرش مرده بود، شوهر خواهرش اسمش حامد بود و به خواهرش خ**ی**ا**ن**ت کرده بود و با یکی فرار کرده بودو اونجا هم افتاده بود زندان برای همین پیش بچه هاش نبود، دختره به خواهرزاده هاش سر میزد دائم که عموی خواهرزاده هاش از خارج برمیگرده و بعد از یه مدت عاشق میشن و...
تاوان گناه خواهرم
 
سلام یک رمان تو تلگرام می خوندم که گمش کردم ماجرای دختری به اسم آشوب که دوستش بهش تجاورز می کنه و اونم بخاطر خانواده اش میخواد با یه پسری عقد صوری کنه این پسر اسمش آوید. آوید تنها با مادر مریضش زندگی می کنه و بخاطر هزینه های درمان مادرش مجبور به یه سری کارها میشه میشه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
من دنبال رمانی میگردم که دختر عاشق پسر داییش شده ولی پسر داییش به خاطر چاقیش مسخره ش می‌کنه دختر درس میخونه فکر کنم مهندس میشه بعد عاشق یه پسر دیگه میشه که با هم همکار هستند ممنون میشم راهنمایی کنید
 
سلام من دنبال یک رمان تخیلی میگردم که سرزمینشان تصمیم میگیره پرنسس بزرگ باید با پادشاه کشور دیگه ازدواج کنه اما اون ها بعد میفهمم که با.کره نبوده و پرنسس کوچیکه رو جای پرنسس بزرگ میزان و.. تا ایکاش یادمه لطفا هر کس میدون بگه لطفاً کلی دنبالش گشتم 😃
 
ناگفته ها رمان بسیار قشنگیه توصیه میشه به بقیه
 
سلام.دنبال رمانی هستم که دختره روانشناس بود و پسره جراح فکر کنم مغز و اعصاب.پسره به خاطر مشکل خانوادگیش مجبور بود برای ادامه کار در بیمارستان، تاییدیه روانشناس که دختره باشه رو بگیره.دختره توی یک خیریه ای هم کار می کرد.یه شخصیت دیگه داستان هم برادر زن پسره بود کخ از قضا با دختره هم آشنا بود.
به من بگو لیلی
 
یک پسری که کور رنگی داره و رو بدنش کلی زخم داره مرزبانه و در پادگان انقدر بیرحم که لقب هیتلر رو بهش دادن
و ی دختر که باله میرقصه و پیانو میزنه عاشق جا های بکر دست نخوردس میره داخل ی جنگل زندگی میکنه و روی ی پرژه که دیزنی بهش داده کار میکنه و دقیقا روبه روی خونش ی الونک کوچیک هست که مال پسرست
پسر قصه بعد از فهمیدن این قضیه که ی دختروارد جنگل شده چند بار برای کشتنش اقدام میکنه ولی نمیتونه
اسم رمان میدونیدچیه منم دنبالشم
 
یک پسری که کور رنگی داره و رو بدنش کلی زخم داره مرزبانه و در پادگان انقدر بیرحم که لقب هیتلر رو بهش دادن
و ی دختر که باله میرقصه و پیانو میزنه عاشق جا های بکر دست نخوردس میره داخل ی جنگل زندگی میکنه و روی ی پرژه که دیزنی بهش داده کار میکنه و دقیقا روبه روی خونش ی الونک کوچیک هست که مال پسرست
پسر قصه بعد از فهمیدن این قضیه که ی دختروارد جنگل شده چند بار برای کشتنش اقدام میکنه ولی نمیتونه
یک پسری که کور رنگی داره و رو بدنش کلی زخم داره مرزبانه و در پادگان انقدر بیرحم که لقب هیتلر رو بهش دادن
و ی دختر که باله میرقصه و پیانو میزنه عاشق جا های بکر دست نخوردس میره داخل ی جنگل زندگی میکنه و روی ی پرژه که دیزنی بهش داده کار میکنه و دقیقا روبه روی خونش ی الونک کوچیک هست که مال پسرست
پسر قصه بعد از فهمیدن این قضیه که ی دختروارد جنگل شده چند بار برای کشتنش اقدام میکنه ولی نمیتونه
یه گروهی هستن میخوان پسره روبکشن میان جنگل دختره زودترمیبینه ومیره به پسره خبرمیده تافرارکنه​
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا