اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

به نام خدا

سلام خدمت کاربران عزیز🌺

اگر تیکه ای از رمانی رو در نظر دارید ولی اسم رمان رو یادتون نیست و دنبالش هستید، می‌تونید اینجا بگید تا اگر بقیه کاربران می‌دونستند بهتون کمک کنند.
از فرستادن اسپم خودداری کنید.
صبور باشید و با نقل قول و ارسال مجدد درخواستتون باعث شلوغ شدن تاپیک نشید.
تا جایی که می‌تونید به بقیه دوستان کمک کنید.
به هر نفر که به دوستانی که درخواست دادن کمک کنه 10 امتیاز تعلق می‌گیره. (اگر قبلاً جواب دوستان داده شده باشه تعلق نمی‌گیره.)
لطفاً فقط در صورتی که واقعاً اسم رمان رو می‌دونید و مطمئنید بگید (یا حداقل مقدار کمی شک داشته باشید.) تا دوستان به جواب درست و دلخواهشون برسن.
با سپاس

*توجه: برای فعالیت و ارسال پست در این تاپیک باید عضو انجمن رمانیک باشید.
آموزش عضویت رایگان در رمانیک


تیم مدیریت انجمن رمانیک​
من دنبال رمانیم که دختره نقش اصلی یه خواهر کوچیک تر از خودش داشت با خواهرش تو پارکینگ زندگی میکردن چون مادرشون بدکاره بود اخر رمان دختره پسر رو با دوست دانشگاهش که اسمشم شیوا بود میبینه بعد ماشین میزنه بهش میمیره هر چی فکر میکنم اسم رمانش یادم نمیاد🤦‍♀️🤦‍♀️
 
سلام یه رمانه هست در مورد یه دخترست تو شکرکت بابای عشقش کار میکنه بعد بابا عشقش عاشق دختره میشه بعد بابا دختره دختره رو کتک میزنه مجبورش میکنه بابای عشقش ازدواج کنه تو رو هر کی بلده بگه اسمش یادم رفته
 
سلام یه دختر هست چاقه اسمش گندمه عاشق امیر میشه ولی امیر دوسش نداشت مسحرش میکرد تو یکی ار جشنا گفت نمیدونم چی دوست داری برات غذا سفارش دادم گندم قهر کرد رفت امیر با یه دختر دیگه به نام ریحانه نامزد کرد گندمم رفت خودسو لاغر کرد بعد چند سال برگشت دهن امیر سرویس شد عاشقش شد لطفا اسمشو کسی میدونه بگه
 
میدونی یه دختره بود که فک کنم مربی بود و با مادرش زندگی میکرد تو یه آپارتمان توی همون آپارتمان دوست پسر قدیمش زندگی میکرد که زن داشت زنشم از قضا خراب بود و همه پسره رو مسخره میکردن بخاطر اینکه زنشو جمع نمیکنه،اینا باردارم نمیشدن
تا اینکه این پسره میاد به دختر داستان میگه که رحمتو اجاره بده
دخترم بعد یکم مخالفت قبول میکنه تا اجاره بده پسره هم به همین بهونه ها نزدیکش میشه و دخترم میفهمه که این پسره و زنش اصلا با هم سازگاری ندارن و به زور با هم زندگی میکنن و عشقی میونشون نیست
بعد یه مدت معلوم میشه که زنش به خاطر انتقام نزدیک پسره شده
پسرم پسر اصلی خانوادش نیست و نمیدونم چطور میفهمه پدر و مادر اصلیش اونایی نیستن که میگن
همینا ازش یادمه😢
ولی خیلی قشنگ بود
راستی دختره قبلا شوهر داشته از شوهرشم جدا شده،چون فک کنم یا معتاد بود یا به دختره اهمیتی نمیداده
سلام این رمان رو اگه کسی میشناسه کمک کنه
 
سلام دوستان وقت بخیر. چند سال پیش رمانی خوندم که دررمورد یک دختری بوددکه با خانواده عموش زتدگی میکرد و دخترعموش که همسنش یود با پسری اشنا میشه که دردنهایت با فهمیدن پسرعمو باعث میشه اون پسر کشته بشه و در نهایت بجای قصاص خاتواده پسره میخوان دختر پیششون بمونه و درداخر این دختر با یک پسر دیگه خانواده ازدواج میکنه. ممنون میشم اگر عنوان این رمان را بگید.
 
سلام ی رمان بود ک دختره تو راه مدرسه پسری رو میدید پسره عاشقش بود بعد میرن شمال پسره هم میره اونجا راهی بیمارستان میشه پدر دختره ام قبول میکنه ازدواجشونو بعد ازدواجشون دختره حامله میشه بعد متوجه میشه پسره داره بهش خیانت میکنه لطفا کسی میدونه بگه خیلی دنبالشم
 
سلام یه سوال داشتم من چند وقت پیش یه رمان تلگرامی خوندم موضوعش این بود که دختری به اسم هیلا با مادر بزرگش زندگی میکنه ولی وقتی مادر برزگش میمیره مجبور میشه به خواسگاری که پسر دوست باباشه به اسم امیر مهراد که استادشم هست و عاشق یکی دیگش و فقط به خواست پدرش به خواسگاری هیلا اومده جواب مثبت بده .

اوایل ازدواجشون امیر هیلا خیلی اذیت میکنه...
@roza
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 3, کاربران: 0, مهمان‌ها: 3)

عقب
بالا