دنبال اسم یه رمانم پیداش نمیکنم ایرانی خارجیه بیشترش ایرانیه اسمش نمیدونم تو مایه های من شکست ناپذیرم یا نمیدونم چی بود دوتا فصلم داشتبه نام خدا
سلام دوست عزیز، به رمانیک خوش اومدی!
تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی رمانیک ما بهت کمک میکنیم به رمانهای گمشدهت برسی!
کافیه هر چیزی که از رمان، داستان یا حتی کتاب گمشدهت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال میشیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو میدونی، اونها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز میدیم.)
راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این رمان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پستهای بقیه هم بزن.
میتونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمانهای آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما اینجا داستان، دلنوشته، شعر، فیلمنامه و نمایشنامه، فنفیکشن، ترجمه باحالترین آثار نویسندههای دنیا و حتی ترجمه محبوبترین کمیکها رو هم داریم!
***
کلی آموزشهای رایگان و تیمهای جالب هم داریم که اگه علاقه داری میتونی بهشون بپیوندی!
***
کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
موضوعش دختری یه اسم باران بود که خانواده مذهبی داشت مادر خونده اش به دروغ به پدرش میگه کع این با پسر رفته بیرون پدرش از خونه بیرونش میکنه یه مرده اینو میبینه از باران که نزدیک ۱۵ سالش بود خوشش میاد به آدماش میگه بدوزدنش بعد دزدیدن باران اونو میبرن آلمان یا نمیدونم کجا یادم نیست اونجا به باران میگه که یه نفر و بکشه و از همون سن باران و تبدیل با قاتل میکنه حالا باران بزرگ شده و برای اون مرده کار میکنه یه ماموریت میگیره باران که بره ایران باران میره دیگه بر نمیگرده با پول قتل و اینا واس خودشون کارخونه قطعات کامپیوتر باز کردن و وضع مالی توپی داشتن وقتی میبینه باران برنمیگرده اینم عاشق باران شده دیونه میاد جوری نشون میده که انگاری مرده یاروعه این بارانم مجبور میشه برگرده ولی اون یارو میاد و دیگه نمیزاره که باران برگرده ایران و به زور به باران ... میکنه در نهایت باران باردار میشه و روز عروسی شوت از دستش فرار میکنه اسم مرده رو نمیدونم پسرشون بدنیا میاد تو یه جلسه کاری که باران پسرشم برده بود اون مرده رو میبینه دوباره گیرش میوفته و در نهایت باهم به ایران میان و با خانواده باران و مرده آشنا میشن و.....
آخرین ویرایش توسط مدیر: