اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

یه رمان بود دختر مذهبی بود و پدرش تو شهرشون کتابفروشی داشت و مادر دختر فوت کرده بود
یه پسری میاد خواستگاری دختره و با هم نامزد میکنن ، پسره گفته بوده پمپ بنزین داره ولی بعد یه مدت دختره می‌فهمه یه خلافکار حرفه‌ایه
برای فرار از دست پسره یواشکی می‌ره تهران پیش خانواده دوست پدرش و اونجا با محمد آشنا میشه و با اون ازدواج می‌کنه بعدا می‌فهمه محمد قبلا ازدواج کرده بوده و بچه داشته و زنش با برادرش بهش خیانت کرده که برادر محمد همکار نامزد سابق همسرش هم بوده
اسم دختره هم نیاز بود اگه اشتباه نکنم
کسی اسم رمان رو می‌دونه
 
سلام
یه رمان ماورائی بود که یه دختره با پدرش زندگی میکرد بعد ی شب میبینه که پدرش رو کشتن بعد میره قایم میشه که یه پسره اونو میدزده میبره به دنیای خودش بعد پسره دخترو رو میبره به روستاش که به اونا نگهبان میگفتن بعد پدر واقعیه دختره پیدا میشه و دختره از پسره حامله میشه بعدش نامادریه پسره عاشق پسرس بخاطر همین دختره رو به شیطان میده که پدر خانده اون دختره بوده بعدش پسره میاد نجاتش بده ولی ناپدری دختره اونو به زنجیر میکشه و به دختره میگه باید روی تخته سنگ بخابی ولی بقیشو یادم نیس بی زحمت میشه اسم این رمانو بهم بگین
 
آخرین ویرایش:
سلام
یه رمان ماورائی بود که یه دختره با پدرش زندگی میکرد بعد ی شب میبینه که پدرش رو کشتن بعد میره قایم میشه که یه پسره اونو میدزده میبره به دنیای خودش بعد پسره دخترو رو میبره به روستاش که به اونا نگهبان میگفتن بعد پدر واقعیه دختره پیدا میشه و دختره از پسره حامله میشه بعدش نامادریه پسره عاشق پسرس بخاطر همین دختره رو به شیطان میده که پدر خانده اون دختره بوده بعدش پسره میاد نجاتش بده ولی ناپدری دختره اونو به زنجیر میکشه و به دختره میگه باید روی تخته سنگ بخابی ولی بقیشو یادم نیس بی زحمت میشه اسم این رمانو بهم بگین
عموش بود نه پدرش... اسم پسر هم حامی....
فکر کنم این باید باشه:
« رمان محافظ من»
 
سلام دنبال رمان بیکار هستم اسم شخصیت هاش مسیحا و ماهور بود که مسیحا رییس ماهور بود و به اجبار بهش *** میکنه ولی عاشقشه و ماهور دوسش نداره و خانواده مذهبی داره
اسم رمان ژیکان تو روبیکا هستش ولی نمیدونم پی دی اف داره یا نه فکر نمیکنم نویسنده اصلی باشه یه کانال دیگه هم به اسم حیران گشته تو تلگرام هست ک همینه فقط اسمشو عوض کرده اون نوشته نویسنده ولی پارت گذاریش از روبیکا عقب تره
 
سلام یه رمان خوندم اسم پسره امیرحسین بود پسره مدل بود اینفلوئسر بود بیشتر بعد دوس نداشت ازدواج کنه ولی مامانش اومد به زور بردش خوزستان تا زنش بده
اثرش هم طنز بود
 
یه رمان بود دختر مذهبی بود و پدرش تو شهرشون کتابفروشی داشت و مادر دختر فوت کرده بود
یه پسری میاد خواستگاری دختره و با هم نامزد میکنن ، پسره گفته بوده پمپ بنزین داره ولی بعد یه مدت دختره می‌فهمه یه خلافکار حرفه‌ایه
برای فرار از دست پسره یواشکی می‌ره تهران پیش خانواده دوست پدرش و اونجا با محمد آشنا میشه و با اون ازدواج می‌کنه بعدا می‌فهمه محمد قبلا ازدواج کرده بوده و بچه داشته و زنش با برادرش بهش خیانت کرده که برادر محمد همکار نامزد سابق همسرش هم بوده
اسم دختره هم نیاز بود اگه اشتباه نکنم
کسی اسم رمان رو می‌دونه
اینو کسی نمیدونه؟؟
 
دوستان دنبال اسم رمانی میگردم که دختره دانشجو هستش و استاد جدید میاد سر کلاس بعدا شب که مهمون دارن متوجه میشه استاد جدید پسر عموش هستش که از خارج اومدن و اجباری با همین پسر عمو ازدواج میکنه بعد ی مدت هم پدر دختره فوت میشه و رفته رفته عاشق هم میشن اگر کسی میدونه اسمش رو لطفا بگه
 
سلام من دنبال یه رمانی میگردم که برادر ناتنی پسره میخواد دختره رو بدزده و بهش .....کنه بخاطر انتقام ولی پسر سر میرسه و نمیزاره مادر بسره تو یکی از کشور های عربی تو خونه ناپدریش زندانی هست و دارن از پسره سواستفاده میکنم اگه اسمشو میدونین ممنون میشم بهم بگید اسم برادر ناتنیش فکر کنم عادل بود ولی مطمئن نیستم
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام من دنبال رمانی میگشتم که چند وقت پیش خوندم ولی اسمشو یادم نیست پسره فکر میکرد برادر دختری به نام آهو فکر کنم به خواهر زادش ..... کرده و باعث مرگش شده پس به خواهر پسر نزدیک میشه و باهاش نامزد میکنه دختره هم از اون طرف اونو دختر زن بدکاره میدونستن پس پدربزرگ و عمه ش خیلی اذیتش میکردن و برای همین زود عاشق پسره میشه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

عقب
بالا