اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام بچه ها من دنبال یه رمانی میگرم که داستانش از یک یتیم خونه شروع میشه و بعدش با تعریف کردن داستان زندگی یه ویالونیستادامه پیدا میکنه داستان درباره ی اینه که مرد ویالونیست عاشق یه دختر مریض و فقیر میشه و درمانش میکنه و بعد باهم ازدواج میکنن
دختر به خاطر صدای زیباش خواننده میشه و وقتی به شهرت میرسه خانوادش رو رها میکنه
تا اونجایی که یادمه اسمش شهرزاد بود ولی هرچی میگردم نیست
ممنون میشم کسی بدونه کمک کنه
یاسمین نیس؟
 
سلام دنبال یه رمان چاپ شده هستم
تیکه هایی که یادم‌میاد اینه: دختری بود که پدر مادرش فوت کرده بودن و با خانواده عموش بزرگ شده بود به روز زن یه پسر روانی میشه و بعد از مردن پسره میره تبریز و عاشق یک پسر ترک میشد..دختره خواننده هم شد آخرش
 
سلام دنبال یه رمان چاپ شده هستم
تیکه هایی که یادم‌میاد اینه: دختری بود که پدر مادرش فوت کرده بودن و با خانواده عموش بزرگ شده بود به روز زن یه پسر روانی میشه و بعد از مردن پسره میره تبریز و عاشق یک پسر ترک میشد..دختره خواننده هم شد آخرش
خلاصه اتون شبیه رمان (با باد می خوانم)
هست
 
سلام وقت بخیر بنده یک رمان چاپ شده خوندم که اسم شخصیت ها نازنین و کسرا بود که دخترعمو و پسرعمو بودند و کسرا در دوران عقدشون فوت میکنه اسمش رو به خاطر ندارم ممنون میشم اگر کسی خونده راهنماییم کنه.
 
سلام یه رمانی بود ک اسم پسره مسیحاس و اسم دختره ام ماهور دختره خانواده آش خیلی مذهبیه و به غیر از مادرش کسی نمیدونه تو یه شرکت کار میکنه مسیحا ام رعیس شرکتی هس که ماهور توش کار میکنه مسیحا عاشق ماهور میشه ولی ماهور به خاطر رابطه هایی ک مسیحا با دخترا داشته ازش متنفرع و وقتی مسیحا ب ماهور پیشنهاد دوستی میده ماهور رد میکنه مسیحا هم دیوونه میشه و.. من این رمانو روبیکا خونده بودم اسمشو نمیدونم توروخدا اگ میدونین بگین دانلود کنم پی دی افشو
سلام یه رمانی بود ک اسم پسره مسیحاس و اسم دختره ام ماهور دختره خانواده آش خیلی مذهبیه و به غیر از مادرش کسی نمیدونه تو یه شرکت کار میکنه مسیحا ام رعیس شرکتی هس که ماهور توش کار میکنه مسیحا عاشق ماهور میشه ولی ماهور به خاطر رابطه هایی ک مسیحا با دخترا داشته ازش متنفرع و وقتی مسیحا ب ماهور پیشنهاد دوستی میده ماهور رد میکنه مسیحا هم دیوونه میشه و.. من این رمانو روبیکا خونده بودم اسمشو نمیدونم توروخدا اگ میدونین بگین دانلود کنم پی دی افشو
س
سلام یه رمانی بود ک اسم پسره مسیحاس و اسم دختره ام ماهور دختره خانواده آش خیلی مذهبیه و به غیر از مادرش کسی نمیدونه تو یه شرکت کار میکنه مسیحا ام رعیس شرکتی هس که ماهور توش کار میکنه مسیحا عاشق ماهور میشه ولی ماهور به خاطر رابطه هایی ک مسیحا با دخترا داشته ازش متنفرع و وقتی مسیحا ب ماهور پیشنهاد دوستی میده ماهور رد میکنه مسیحا هم دیوونه میشه و.. من این رمانو روبیکا خونده بودم اسمشو نمیدونم توروخدا اگ میدونین بگین دانلود کنم پی دی افشو
سلام توروبیکااسم رمانش ژیکان هست ولی من دلم پی دی اف کاملشومیخادزودبخونم
 
یه رمانی بود که هم سبک و هم زمان با رمان در سایه سار بید اثر پرن ثابت پارتگذاری میشد موضوع این بود که وقتی دختره کوچیک بوده بابای دختره که عاشق مادرش بود که اتفاقی برای مادره میفته که پدرش افسرده میشه و خودکشی میکنه (پدره آهنگساز معروفی بوده) دختره الان بزرگ شده و خودش یه اکیپ نوازنده داره و عاشق پسر عموشه ولی پسر عموعه با اینکه دوسش داره بهش محل نمیذاره.
من تا اینجاشو یادم میاد لطفاً هرکی اسم رمان می‌دونه بهم بگه
 
یه رمانی بود که هم سبک و هم زمان با رمان در سایه سار بید اثر پرن ثابت پارتگذاری میشد موضوع این بود که وقتی دختره کوچیک بوده بابای دختره که عاشق مادرش بود که اتفاقی برای مادره میفته که پدرش افسرده میشه و خودکشی میکنه (پدره آهنگساز معروفی بوده) دختره الان بزرگ شده و خودش یه اکیپ نوازنده داره و عاشق پسر عموشه ولی پسر عموعه با اینکه دوسش داره بهش محل نمیذاره.
من تا اینجاشو یادم میاد لطفاً هرکی اسم رمان می‌دونه بهم بگه
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که چیزای کمی ازش یادمه.یه دختر خانواده بود که داداشش خارج از کشور زندگی می‌کرد.یهو متوجه میشه اون پسر داداشش نیست و یه جورایی شوهرشه.بخاطر محرمیت صیغه خونده بودن تو بچگیشون. کم‌کم عاشق هم میشن
 
سلام
یه رمان هست دختره اسمش گوهر هست وپسرعموش امیر یه نفرو می‌کشه که گوهر مجبور میشه خونبس بشه و با برادر مقتول که اسمش محمود خان هست ازدواج کنه...اگه اسم این رمان رو کسی می دونه بگه مرسییی
فکر کنم گوهر عشق بود
 
سلام ی رمان بود خیلی وقته دنبالش میگردم لطفاً کمک کنید😢اسم پسر امیر بود اسم دختر هم دریا
دختر پولدار بود پسر فقیر
طی ماجراهایی ب اجبار باهم ازدواج اجباری میکنن پسر هم تو رستورانا خوانندگی میکرد آخرش دختر کمک کرد ک خواننده بزرگ بشه و رفیق دختره هم بعد از اینکه امیر معروف شد عاشق امیر شده بود میخواست ی کاری کنه ک دریا و امیر از هم جدا بشن
کسی اسمشوووو نمیدونههههههههه؟؟؟؟؟
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 10, کاربران: 0, مهمان‌ها: 10)

عقب
بالا