اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

تمام شده نقد و تعیین سطح رمان دروغ به وقت خوشبختی| شهرزاد باقری

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Nil@85کاربر Nil@85 تأیید شده می‌باشد.

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
منتقد
انتشاریافته‌ها
1
بخشدار
- کتابدونی
مدیر
نقد
شناسه کاربر
838
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-28
آخرین بازدید
نوشته‌ها
1,740
راه‌حل‌ها
62
پسندها
14,145
امتیازها
650
سکه
31,311
انتشاریافته‌ها
1
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/3712/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-nil85/
بخشدار
  1. کتابدونی
مدیر
نقد
caed-aff6-fotor-1699179981401-4wgx.jpg


عنوان: دروغ به وقت خوشبختی
نویسنده: شهرزاد باقری @shahrzad
ژانر: عاشقانه


خلاصه: همراز دختری ساده دل و ایرانی که توسط پدرش وارد جامعه کاری میشه که اکثر افرادش و همچنین رؤساش رو مردهای ارمنی تبار تشکیل میدن. خسرو به واسطه دوستی با پدر همراز باهاش آشنا میشه و در طی ،جریانی زندگی خسرو توسط همراز نجات پیدا میکنه و سرنوشت دست دختر رو تو
دستاش میذاره... ولی به سختی...

لینک اثر:

در دست اقدام - رمان دروغ به وقت خوشبختی | شهرزاد باقری

منتقد: @BAD_GRIL
 
راه‌حل
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]♡به نام خدا♡[/BGCOLOR]
_نقد و برسی رمان دروغ به وقت خوشبختی_

خب خب بعد مدت های طولانی:/ میریم که داشته باشیم یه نقد طولانی از رمان زیبای سرکار شهرزاد باقری :
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼نام ‌رمان🌼[/BGCOLOR]
اسم رمان، به عنوان اولین جلوه از یک اثر است، باید به قدری جذاب باشد که بتواند در یک نگاه خواننده را جذب خود کند، در عین حال باید هماهنگ با محتوا و ژانر، غیر تکراری و غیر کلیشه‌ای انتخاب شود.
خب عنوان این رمان را بخواهیم نقدش کنیم می‌شود گفت:
اول اینکه عنوان شما از سه بخش تشکیل شده بود: دروغ_به وقت_خوشبختی که در نگاه اول عنوانی طولانی به نظر می‌آید و میشود عنوانی کوتاه تر مانند: ضربان راز، سراب عشق، طلوع فریب؛ استفاده کرد !
و اینکه عنوان این رمان ظاهرا به خوبی تلاش می‌کند حس تضاد و چالش را القا کند؛ دروغ در برابر...
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]♡به نام خدا♡[/BGCOLOR]
_نقد و برسی رمان دروغ به وقت خوشبختی_

خب خب بعد مدت های طولانی:/ میریم که داشته باشیم یه نقد طولانی از رمان زیبای سرکار شهرزاد باقری :
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼نام ‌رمان🌼[/BGCOLOR]
اسم رمان، به عنوان اولین جلوه از یک اثر است، باید به قدری جذاب باشد که بتواند در یک نگاه خواننده را جذب خود کند، در عین حال باید هماهنگ با محتوا و ژانر، غیر تکراری و غیر کلیشه‌ای انتخاب شود.
خب عنوان این رمان را بخواهیم نقدش کنیم می‌شود گفت:
اول اینکه عنوان شما از سه بخش تشکیل شده بود: دروغ_به وقت_خوشبختی که در نگاه اول عنوانی طولانی به نظر می‌آید و میشود عنوانی کوتاه تر مانند: ضربان راز، سراب عشق، طلوع فریب؛ استفاده کرد !
و اینکه عنوان این رمان ظاهرا به خوبی تلاش می‌کند حس تضاد و چالش را القا کند؛ دروغ در برابر خوشبختی، یک تقابل جالب است که می‌تواند خواننده را جذب کند. اما این عنوان بیش از حد کلیشه‌ای و تکراری است و ممکن است با بسیاری از رمان‌های عاشقانه یا درام مشابه اشتباه گرفته شود. عبارت‌هایی مانند دروغ، خوشبختی و به وقت در عناوین رمان‌های عاشقانه و اجتماعی رایج هستند و این مسئله ممکن است باعث شود عنوان کمتر متمایز به نظر برسد.
همچنین، عنوان به اندازه کافی حس عاشقانه را منتقل نمی‌کند. از طرفی کلماتی مثل دروغ بیشتر حس یک درام اجتماعی را القا می‌کنند، نه یک رمان عاشقانه احساسی. بنابراین، پیشنهاد می‌شود برای جذابیت بیشتر و تطابق بهتر با ژانر عاشقانه، از عباراتی استفاده شود که لطیف‌تر و مرتبط‌تر با روابط عاشقانه باشند.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼ژانر🌼[/BGCOLOR] ژانر، چهارچوب و قالب نگارش اثر است. برخی از ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، مذهبی، تخیلی، فانتزی، اجتماعی، پلیسی، معمایی، جنایی و... . همچنین، ترتیب قرارگیری ژانرها، نشان از پررنگ‌‌تر بودنشان در سیر دارد. انتخاب ژانر عاشقانه برای این رمان در نگاه اول مناسب به نظر می‌رسد، زیرا محوریت داستان روی رابطه میان همراز و خسرو است. با این حال، محتوای رمان به‌تنهایی فضای عاشقانه قوی‌ای را منتقل نمی‌کند. عناصر موجود در رمان، مانند اشاره به محیط کاری خاص، نجات خسرو، و تأکید بر سرنوشت، نشان می‌دهند که داستان می‌تواند از حالت صرفا عاشقانه فراتر رود و ژانرهای دیگری را هم شامل شود. عاشقانه به‌تنهایی شاید برای این داستان کافی نباشد، چون ماجراهای عمیق‌تری مثل نجات زندگی خسرو، دروغ‌ها و چالش‌ها در جریان است که نیاز به ژانرهای مکمل دارد چون ژانر عاشقانه به‌تنهایی برای این محتوا کافی به نظر نمی‌رسد و پیشنهاد می‌شود با اضافه کردن ژانرهایی مثل درام، اجتماعی داستان غنی‌تر شود و طیف گسترده‌تری از مخاطبان را جذب کند.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼خلاصه اثر🌼[/BGCOLOR]
خلاصه در واقع کلیتی از اثر را میگوید، باید چیزی که نویسنده در خلاصه‌اش نوشته است با اتفاقاتی که در سیر می‌افتد سازگار باشد و اینکه نویسنده در خلاصه نباید همه اتفاقات را لو بدهد یا آنقدر کم بگوید که خواننده چیزی از ماجرا نفهمد!
خب خلاصه شما تلاش کرده است تا یک دید کلی از داستان بدهد، اما در برخی بخش‌ها انسجام و جزئیات کافی ندارد در زیر به نقاط قوت و ضعف آن میپردازیم.
نقاط قوت☺️اول: مرکز روی شخصیت اصلی: معرفی همراز به عنوان دختری ساده و ایرانی و اشاره به ورود او به محیط کاری جدید، توجه مخاطب را جلب می‌کند.
دوم: پیچش داستانی: نجات خسرو توسط همراز و اشاره به نقش سرنوشت، خواننده را کنجکاو می‌کند که بداند این اتفاق چگونه رخ داده است.
حالا میرویم سراغ نقاط ضعف خلاصه ات🫣 اول: ابهام در جزئیات: به محیط کاری اشاره شده است که مردانی ارمنی‌تبار در آن حضور دارند، اما چرا این ویژگی ارمنی‌تبار بودن اهمیت دارد؟ آیا این موضوع بخشی از کشمکش اصلی داستان است یا فقط یک نکته فرعی؟ عدم توضیح این موضوع می‌تواند باعث سردرگمی شود. دومیش: عدم انتقال حس عاشقانه: با اینکه ژانر داستان عاشقانه است، در خلاصه به‌جای تمرکز روی احساسات یا ارتباط عاشقانه بین شخصیت‌ها، بیشتر به رویدادها و محیط پرداخته شده است. سومیش: پایان مبهم: جمله (سرنوشت دست دختر را توی دستش می‌گذارد... ولی به سختی...) اول اینکه جمله ناتمام و غیرمنطقی نمی‌تواند نامفهوم و جذاب به نظر برسد! به دلیل اینکه خواننده نه تنها جذب نمی‌شود و سوالی برایش ایجاد نمی‌شود درحالی که خواننده با ضعف نویسنده روبرو می‌شود و امکان دارد به دلیل ضعف نوشتن خلاصه‌ات؛ داستانتان را بیخیال شود و این یک نکته بسیار مهم است .
دوم اینکه خلاصه بسیار کلی است و مشخص نمی‌کند چالش یا گره اصلی داستان چیست. این جمله باید به شکلی باشد که خواننده دقیقا بفهمد چرا باید داستان را بخواند.
و چهارمیش اینکه شما یک خلاصه‌ای محاوره‌ای و ساده نوشته بوده‌اید و متنی مفهومی و خاص و ادبی‌ای نبود و آرایه‌ای درش به کار نرفته بود درحالی که میتوانستید برای ژانر عاشقانه تان از کلمات با احساس تر و زیباتری استفاده کنید[BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)].[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼مقدمه🌼[/BGCOLOR]اثر فاقد مقدمه است.

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼جلد🌼 [/BGCOLOR]خب میریم سراغ جلد رمانت که از مهم ترین قسمت های یک نوشته به حساب می‌آید چون جزو اولین چیزهایی است که جلوی چشم خواننده می‌آید و باید با محتوا و عنوان سازگار باشند تا درکنار جذابیتش جلب نظر خواننده کنند! کلا جلدها را بر سه اساس نقد میکنیم؛ سازگاری جلد با محتوا و عنوان، ترکیب رنگی جلد و نهایتاً، کیفیت و جذابیتش. خب ببینیم جلد شما بر اساس همه این ها چطور بود؟
سازگاری با محتوا و عنوان، خوب با عنوان واقعاً عالی سازگاریش حس میشد.
خب از نظر ترکیب رنگی اینکه رنگ هاش بر روی جلد باهم اوکی باشند؟ آره، ترکیب رنگی به معنای سازگاری رنگ های به کار رفته در جلد با محتوا است. مثلا برای آثار طنز از رنگ های روشن استفاده میکنیم، عاشقانه سرخ و شاد، پلیسی و جنایی رنگ های دارک و تراژدی، تیره. حالا محتوای شما که عاشقانه بود، در واقع باید بگویم ترکیب رنگی تا حدودی رعایت شده بود و پس زمینه عاشقانه اش را به نمایش می گذاشت.
کیفیت عکس و جذابیتش چطور بود؟ خوب، باکیفیت که بود و شکی درش نیست و عالی بود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼سیر🌼[/BGCOLOR] سیر باید در تمامی قسمت‌ها متعادل باشد، نباید اینطور باشد که به عنوان مثال نویسنده در شروع بسیار حوصله داشته باشد و زیاد توضیح دهد و بعد کم کم خسته شود و تند و سرسری پارت‌هایش را بنویسد و موضوع را ببندد!
اول از همه ضعف بزرگی که رمانتون داشت ناهماهنگی زیاد اندازه پارت ها بود. یعنی پارت فکر میکنم ۱۷ آنقدر بزرگ و طول زیادی داشت که سر و تهش گم می‌شدند اما پارت های بعدی ( ۱۸و۱۹و۲۰) کوتاه و درحد ۹ یا ۱۰ خط گوشی بودند. این یعنی یک مشکل بزرگ!
سیر رمان شما اکثر اوقات بسیار کند و خسته کننده به نظر می‌آمد و بیشتر مخاطبین از متن های طولانی و کند خوششان نمی‌آید و آن را رها می‌کنند؛ ولی درحالی که گاهی درون پارت‌هایتان بیش از اندازه توصیف نابجا داشتید و باعث می‌شد روند داستانتان کند به نظر بیاید ولی باز هم مخاطب می‌توانست به خوبی با حال و هوای رمان انس بگیرد و کاملا هم قابل درک بود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼شروع رمان🌼[/BGCOLOR] شروع یک اثر باید به شکلی باشد که وقتی خواننده برای اولین بار متن را شروع می‌کند به نظرش نیاید که آن اتفاق تکراری است و در اثر مشابهی آن‌را خوانده است و آن‌را رها کند.
در این شروع رمان، چند نکته مثبت و منفی وجود دارد که در ادامه به تفصیل بررسی می‌کنم:
نکات مثبت:
1. جزئیات دقیق و تصویری: نویسنده با ارائه توضیحات دقیق (مانند توصیف آینه، کت و شلوار، کروات و حتی وسایل تزئین درخت کریسمس) توانسته تصویری بسیار زنده از محیط و شخصیت پسر ارائه دهد. این جزئیات به خواننده اجازه می‌دهد تا صحنه را با حواس پنجگانه تصور کند.
2. ایجاد فضای منحصر به فرد: توصیف تضاد بین روحیه کودکانه گذشته و ظاهری بالغ و مرتب (کت و شلوار، کروات) برای پسر، حس کنجکاوی و در عین حال تناقض جالبی ایجاد می‌کند. این امر به شخصیت پسر عمق می‌بخشد و احساس پیچیدگی او را القا می‌کند.
3. فضای خانوادگی و اجتماعی: توصیف خانه ویلایی، اتاق‌ها، پله‌های مرمری و دکوراسیون داخلی، تصویری واضح از وضعیت اقتصادی و سبک زندگی خانواده ارائه می‌دهد. این موارد به خواننده کمک می‌کند تا زمینه داستان را بهتر درک کند.
4. ایجاد حس هیجان و انتظاری: ورود به صحنه با حس "عجله، هیجان و وسواس" در مقابل آینه، بلافاصله توجه خواننده را جلب می‌کند و کنجکاوی را برای ادامه داستان افزایش می‌دهد.
نکات منفی:
1. توصیف‌های بیش از حد جزئی: در برخی نقاط، توضیحات بیش از حد جزئی و طولانی می‌شود (مثلاً توضیحات مربوط به درخت کریسمس و کادوی‌های باز شده). با توجه به اینکه یکم پیش تر هم بهتون تذکر دادم این امر ممکن است باعث کاهش ریتم داستان و کند شدن پیشرفت روایت شود. پیشنهاد می‌شود از جزئیات غیرضروری کاسته شود یا در قسمت‌های بعدی داستان به تدریج پرداخته شود.
2. عدم تمرکز بر رویداد اصلی: در حالی که جزئیات محیط و وضعیت روحی پسر به خوبی توصیف شده، ممکن است خواننده کمی گیج شود و سؤال بپرسد که محور اصلی داستان چیست. اگرچه شروع به خوبی حس کنجکاوی ایجاد می‌کند، اما بهتر است اندکی به موضوع یا مشکل اصلی داستان اشاره شود تا خواننده مسیر داستان را بهتر درک کند.
3. ریتم و روان بودن متن: برخی جملات به دلیل طولانی بودن و توضیحات جانبی ممکن است ریتم خواندن را مختل کنند. تقسیم‌بندی متن به پاراگراف‌های کوتاه‌تر و استفاده از جملات محکم‌تر می‌تواند به روانی متن کمک کند.
خب درکل شروع رمان شما از نظر توصیف فضا و شخصیت، بسیار خوب بود میشد کامل در ذهنت تصورش کنی و حس کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیخت. فضای خانه، تضاد بین ظاهر بالغ و روحیه کودکانه پسر و جزئیات دقیق، همگی نکات قوت این شروع محسوب می‌شوند. با این حال، برای افزایش جذابیت و حفظ ریتم داستان، توصیه می‌شود:
- از توضیحات بیش از حد جزئی که ممکن است خواننده را از جریان اصلی داستان منحرف کند، بکاهید.
- مقداری به معرفی موضوع یا درگیری اصلی داستان اشاره کنید تا خواننده زودتر در جریان داستان قرار گیرد.
- متن را از نظر ساختاری و تقسیم‌بندی بهبود دهید تا خواندن آن روان‌تر و لذت‌بخش‌تر شود.
به طور کلی، این شروع رمان دارای پتانسیل زیادی است و با کمی ویرایش می‌تواند هم از نظر توصیف و هم از نظر جذب مخاطب بسیار موثرتر شود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼زاویه دید🌼[/BGCOLOR]دریچه ای که نویسنده از آن به داستان نگرش دارد؛ در واقع موقعیت زاویه و اهمیت دارد چون موضوعات از فیلتر ذهن آن عبور میکنند. پر کاربرد ترین زوایای دید، اول شخص و سوم شخص (اصطلاحاً دانای کل) هستند. در زاویه ی دید اول شخص، روایت با ضمایر «من، ما» پیش میرود و از نگاه شخصیتی به نگارش در می آید که درون فضای رمان حاضر است. در زاویه ی دید سوم شخص، روایت با ضمایر «او، آنها» به نوشته کشیده میشه و گویا که راوی روایات همچون روحی نظاره گر صحنه‌های رمان هست.
زاویه دید شما محاوره بود و مشکل خاصی درش نبود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼دیالوگ‌ها و مونولوگ🌼[/BGCOLOR]مونولوگ به نوشته‌های معمولی که می نویسیم و قبل از دیالوگ می آید گفته می شود که از طریق آن خواننده آماده می‌شود برای خواندن دیالوگ و باعث یک پیش زمینه‌ای می‌شود و دیالوگ گفتگوی دو نفر گفته می شود.
مونولوگ و دیالوگ باید از هم جداسازی بشوند و تداخلی نداشته باشند.
حجم مونولوگ باید به نسبت دیالوگ بیشتر باشد و دیالوگ ها علاوه بر داشتن فضاسازی بین خودشان جهت جلوگیری از خستگی ذهن مخاطب، باید کیفیت خوبی داشته باشند.
خب، مونولوگ و دیالوگ شما به خوبی جدا شده بودند و مشکلی در این قسمت وجود ندارد.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼کشمکش داستان🌼[/BGCOLOR]ما در رمان پنج نوع کشمکش داریم که هرکدام را جدا بررسی خواهیم کرد.
۱_ کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند. که شما آن را در داستانتان داشتید.
۲_ کشمکش ذهنی: درگیری شخصیت با افکار خودش. مثل اینکه نسبت به واقعه‌ی قتل، یک پلیس که شخصیت اصلی است، با افکارش در خصوص تردید بین قاتلین، درگیر است.این کشمکش بسیار. جود داشت.
۳_ کشمکش احساسی: درگیری کاراکتر با احساسات است. مثلا درگیری یک شخص با حس علاقه اش به کسی، تنفرش و... . است که در داستان به خوبی رعایت شده بود مثل احساسات نگرانی و مسئولیت پذیری که مجتبی خانوادش داشت که بسیار زیاد بود.
۴_ کشمکش اخلاقی: شخصیت با باورها و عقاید خانواده و جامعه درگیر است. مثل حجاب، ازدواج فامیلی و... . این کشمکش وجود نداشت.
۵_ کشمکش جوامع: دو جامعه باهم درگیر هستند. مثل ایران و آمریکا. این کشمکش وجود نداشت.
جمعاً کشمکش داستانی شما نه بد بود و نه عالی! کشمکش‌های داستانی باید مخاطب را درگیر خود کند و خواننده پی در پی به دنبال پاسخ، سوال هایش باشد. نه اینکه در داستان همه چیز کاملا مشخص باشد و خواننده همه موضوع را بفهمد و سوالی در ذهن باقی نماند. اینجا باعث میشود خواننده موجب دلزگی شود و اثرتان را رها کند. کمی کشمکش ها را جدی بگیرید. البته چون هنوز اثر به پایان نرسیده است نمیشود نظر قطعی داد.
و اینکه توصیفات ادبی زیادی نداشتید که میتوان این اشکال بزرگ را در متن های کاملا محاوره ای دانست.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼توصیفات🌼[/BGCOLOR]توصیفات حالت و شخصیت‌ها به طرز جذاب و ماهرانه‌ای در میان مونولوگ پخش شده بود و کمتر مشاهده می‌شد نویسنده از توصیفات رگباری و پشت سر هم (که هم از نظر زیبایی به رمان آسیب زده و هم کلیشه‌ای و تکراری هستند.) استفاده کند.
در مبحث توصیف ما به چهار نکته اکتفا می کنیم:
1- توصیف حالات: حالاتی که برای یک کارکتر رخ می دهد به عنوان مثال: سردرگمی، ناراحتی، خشم، خوشحالی و... که شما این مورد را رعایت کرده اید.
2- توصیف زمان: زمان قرار گیری کارکتر در یک مکان به عنوان مثال: صبح، ظهر، عصر و... که شما این مورد را به خوبی رعایت کرده بوده اید.
3- توصیف مکان: مکانی که یک کارکتر در یک زمان در آن قرار می گیرد که شما رعایت کرده بودید.
4- توصیف خود کارکتر: بیان چهره یک کارکتر که با استفاده از آن خواننده میتواند آن کارکتر را در ذهن خود تجسم کند. در این قسمت رمان شما در سطح متوسطی قرار داشت یعنی شما زیاد توصیف چهره و شخصیت نداشته‌اید.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼 ممنوعه🌼 [/BGCOLOR]نداشت.

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼اشکالات نگارشی (لحن)🌼[/BGCOLOR]لحن شیوه ی بیان و بینش و نوع گفتار است که به سه صورت ادبی، معیار و محاوره ای وجود دارد؛ اگر لحن انتخابی از ابتدا محاوره است بایستی تا انتها بر پایه ی همان لحن جلو برود. نه آنکه در سیر رمان دچار تغییر لحن بشود! تنها در صورتی امکان تلفیق دو لحن وجود دارد که مونولوگ ها ادبی یا معیار نوشته بشوند و دیالوگ ها محاوره ای باشند. لحن شما در همه‌‌ی قسمت‌‌ها محاوره‌‌ای بود که گهگاهی می‌دیدم که کلماتی که باید محاوره نوشته شوند به صورت ادبی نوشته بودید و دو تا لحن را قاطی می‌کردید که زیاد هم نبود ولی باید تغییرشان داد‌.
و اینکه شکسته نویسی و همچنین اشکالات نگارشی زیاد هم داشتید! مثلا:
۱- میخام❌می‌خوام✔️
۲- میشم❌می‌شم✔
۳- حرف هاش❌حرف‌هاش✔
۴- خودتونو❌خودتون‌رو✔
۵- دخترش‌رو✔دخترشو❌
۶_ آدمان❌آدم‌های✔️
۷_ گذران❌گذراندن✔️
۸_ داشتن❌داشتند✔️
(اینطور نوشتن را در رمانت زیاد دیدم ! محاوره بنویس ولی درست بنویس! چون اینطور نوشتن کمی نامفهموم است و نویسنده نمی‌تواند منظورت را بفهمد و نسبت به متنت دلسرد می‌شود بهتره هم مونولوگ هات وهم دیالوگ هات را واضح و درست بنویسید که نویسنده راحت تر متنت را بخواند و لذت ببرد.
درکل اشتباه نگارشی زیاد داشتید که باید آن ها را رفع کنید، در غیر این صورت متن متوسط و ساده ای خواهید داشت.
[BGCOLOR=rgb(226, 80, 65)]🌼سخن نویسنده🌼[/BGCOLOR]خب عزیزم داستانت رو دوست داشتم. جمله ها و متن های با هدف و خوبی نوشته بودی جوری که من عاشق طرز نوشتنت میشدم ولی در صورتی که اشکالاتش رو کامل از بین ببری تا متن زیباتری داشته باشی!
از دستمم ناراحت نشو اگه زیاد به اشکالاتت اشاره کردم! فقط و فقط بخاطر خودتته که در آینده بهترین بشی🤎🥲
قلمت مانا جیگرطلا-*
رده سنی: جوانان
سطح: نقره‌ای
@shahrzad
@Nil@85
 
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]♡به نام خدا♡[/BGCOLOR]
_نقد و برسی رمان دروغ به وقت خوشبختی_

خب خب بعد مدت های طولانی:/ میریم که داشته باشیم یه نقد طولانی از رمان زیبای سرکار شهرزاد باقری :
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼نام ‌رمان🌼[/BGCOLOR]
اسم رمان، به عنوان اولین جلوه از یک اثر است، باید به قدری جذاب باشد که بتواند در یک نگاه خواننده را جذب خود کند، در عین حال باید هماهنگ با محتوا و ژانر، غیر تکراری و غیر کلیشه‌ای انتخاب شود.
خب عنوان این رمان را بخواهیم نقدش کنیم می‌شود گفت:
اول اینکه عنوان شما از سه بخش تشکیل شده بود: دروغ_به وقت_خوشبختی که در نگاه اول عنوانی طولانی به نظر می‌آید و میشود عنوانی کوتاه تر مانند: ضربان راز، سراب عشق، طلوع فریب؛ استفاده کرد !
و اینکه عنوان این رمان ظاهرا به خوبی تلاش می‌کند حس تضاد و چالش را القا کند؛ دروغ در برابر خوشبختی، یک تقابل جالب است که می‌تواند خواننده را جذب کند. اما این عنوان بیش از حد کلیشه‌ای و تکراری است و ممکن است با بسیاری از رمان‌های عاشقانه یا درام مشابه اشتباه گرفته شود. عبارت‌هایی مانند دروغ، خوشبختی و به وقت در عناوین رمان‌های عاشقانه و اجتماعی رایج هستند و این مسئله ممکن است باعث شود عنوان کمتر متمایز به نظر برسد.
همچنین، عنوان به اندازه کافی حس عاشقانه را منتقل نمی‌کند. از طرفی کلماتی مثل دروغ بیشتر حس یک درام اجتماعی را القا می‌کنند، نه یک رمان عاشقانه احساسی. بنابراین، پیشنهاد می‌شود برای جذابیت بیشتر و تطابق بهتر با ژانر عاشقانه، از عباراتی استفاده شود که لطیف‌تر و مرتبط‌تر با روابط عاشقانه باشند.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼ژانر🌼[/BGCOLOR] ژانر، چهارچوب و قالب نگارش اثر است. برخی از ژانرهای صحیح عبارتند از: عاشقانه، تراژدی، مذهبی، تخیلی، فانتزی، اجتماعی، پلیسی، معمایی، جنایی و... . همچنین، ترتیب قرارگیری ژانرها، نشان از پررنگ‌‌تر بودنشان در سیر دارد. انتخاب ژانر عاشقانه برای این رمان در نگاه اول مناسب به نظر می‌رسد، زیرا محوریت داستان روی رابطه میان همراز و خسرو است. با این حال، محتوای رمان به‌تنهایی فضای عاشقانه قوی‌ای را منتقل نمی‌کند. عناصر موجود در رمان، مانند اشاره به محیط کاری خاص، نجات خسرو، و تأکید بر سرنوشت، نشان می‌دهند که داستان می‌تواند از حالت صرفا عاشقانه فراتر رود و ژانرهای دیگری را هم شامل شود. عاشقانه به‌تنهایی شاید برای این داستان کافی نباشد، چون ماجراهای عمیق‌تری مثل نجات زندگی خسرو، دروغ‌ها و چالش‌ها در جریان است که نیاز به ژانرهای مکمل دارد چون ژانر عاشقانه به‌تنهایی برای این محتوا کافی به نظر نمی‌رسد و پیشنهاد می‌شود با اضافه کردن ژانرهایی مثل درام، اجتماعی داستان غنی‌تر شود و طیف گسترده‌تری از مخاطبان را جذب کند.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼خلاصه اثر🌼[/BGCOLOR]
خلاصه در واقع کلیتی از اثر را میگوید، باید چیزی که نویسنده در خلاصه‌اش نوشته است با اتفاقاتی که در سیر می‌افتد سازگار باشد و اینکه نویسنده در خلاصه نباید همه اتفاقات را لو بدهد یا آنقدر کم بگوید که خواننده چیزی از ماجرا نفهمد!
خب خلاصه شما تلاش کرده است تا یک دید کلی از داستان بدهد، اما در برخی بخش‌ها انسجام و جزئیات کافی ندارد در زیر به نقاط قوت و ضعف آن میپردازیم.
نقاط قوت☺️اول: مرکز روی شخصیت اصلی: معرفی همراز به عنوان دختری ساده و ایرانی و اشاره به ورود او به محیط کاری جدید، توجه مخاطب را جلب می‌کند.
دوم: پیچش داستانی: نجات خسرو توسط همراز و اشاره به نقش سرنوشت، خواننده را کنجکاو می‌کند که بداند این اتفاق چگونه رخ داده است.
حالا میرویم سراغ نقاط ضعف خلاصه ات🫣 اول: ابهام در جزئیات: به محیط کاری اشاره شده است که مردانی ارمنی‌تبار در آن حضور دارند، اما چرا این ویژگی ارمنی‌تبار بودن اهمیت دارد؟ آیا این موضوع بخشی از کشمکش اصلی داستان است یا فقط یک نکته فرعی؟ عدم توضیح این موضوع می‌تواند باعث سردرگمی شود. دومیش: عدم انتقال حس عاشقانه: با اینکه ژانر داستان عاشقانه است، در خلاصه به‌جای تمرکز روی احساسات یا ارتباط عاشقانه بین شخصیت‌ها، بیشتر به رویدادها و محیط پرداخته شده است. سومیش: پایان مبهم: جمله (سرنوشت دست دختر را توی دستش می‌گذارد... ولی به سختی...) اول اینکه جمله ناتمام و غیرمنطقی نمی‌تواند نامفهوم و جذاب به نظر برسد! به دلیل اینکه خواننده نه تنها جذب نمی‌شود و سوالی برایش ایجاد نمی‌شود درحالی که خواننده با ضعف نویسنده روبرو می‌شود و امکان دارد به دلیل ضعف نوشتن خلاصه‌ات؛ داستانتان را بیخیال شود و این یک نکته بسیار مهم است .
دوم اینکه خلاصه بسیار کلی است و مشخص نمی‌کند چالش یا گره اصلی داستان چیست. این جمله باید به شکلی باشد که خواننده دقیقا بفهمد چرا باید داستان را بخواند.
و چهارمیش اینکه شما یک خلاصه‌ای محاوره‌ای و ساده نوشته بوده‌اید و متنی مفهومی و خاص و ادبی‌ای نبود و آرایه‌ای درش به کار نرفته بود درحالی که میتوانستید برای ژانر عاشقانه تان از کلمات با احساس تر و زیباتری استفاده کنید[BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)].[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼مقدمه🌼[/BGCOLOR]اثر فاقد مقدمه است.

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼جلد🌼 [/BGCOLOR]خب میریم سراغ جلد رمانت که از مهم ترین قسمت های یک نوشته به حساب می‌آید چون جزو اولین چیزهایی است که جلوی چشم خواننده می‌آید و باید با محتوا و عنوان سازگار باشند تا درکنار جذابیتش جلب نظر خواننده کنند! کلا جلدها را بر سه اساس نقد میکنیم؛ سازگاری جلد با محتوا و عنوان، ترکیب رنگی جلد و نهایتاً، کیفیت و جذابیتش. خب ببینیم جلد شما بر اساس همه این ها چطور بود؟
سازگاری با محتوا و عنوان، خوب با عنوان واقعاً عالی سازگاریش حس میشد.
خب از نظر ترکیب رنگی اینکه رنگ هاش بر روی جلد باهم اوکی باشند؟ آره، ترکیب رنگی به معنای سازگاری رنگ های به کار رفته در جلد با محتوا است. مثلا برای آثار طنز از رنگ های روشن استفاده میکنیم، عاشقانه سرخ و شاد، پلیسی و جنایی رنگ های دارک و تراژدی، تیره. حالا محتوای شما که عاشقانه بود، در واقع باید بگویم ترکیب رنگی تا حدودی رعایت شده بود و پس زمینه عاشقانه اش را به نمایش می گذاشت.
کیفیت عکس و جذابیتش چطور بود؟ خوب، باکیفیت که بود و شکی درش نیست و عالی بود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼سیر🌼[/BGCOLOR] سیر باید در تمامی قسمت‌ها متعادل باشد، نباید اینطور باشد که به عنوان مثال نویسنده در شروع بسیار حوصله داشته باشد و زیاد توضیح دهد و بعد کم کم خسته شود و تند و سرسری پارت‌هایش را بنویسد و موضوع را ببندد!
اول از همه ضعف بزرگی که رمانتون داشت ناهماهنگی زیاد اندازه پارت ها بود. یعنی پارت فکر میکنم ۱۷ آنقدر بزرگ و طول زیادی داشت که سر و تهش گم می‌شدند اما پارت های بعدی ( ۱۸و۱۹و۲۰) کوتاه و درحد ۹ یا ۱۰ خط گوشی بودند. این یعنی یک مشکل بزرگ!
سیر رمان شما اکثر اوقات بسیار کند و خسته کننده به نظر می‌آمد و بیشتر مخاطبین از متن های طولانی و کند خوششان نمی‌آید و آن را رها می‌کنند؛ ولی درحالی که گاهی درون پارت‌هایتان بیش از اندازه توصیف نابجا داشتید و باعث می‌شد روند داستانتان کند به نظر بیاید ولی باز هم مخاطب می‌توانست به خوبی با حال و هوای رمان انس بگیرد و کاملا هم قابل درک بود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼شروع رمان🌼[/BGCOLOR] شروع یک اثر باید به شکلی باشد که وقتی خواننده برای اولین بار متن را شروع می‌کند به نظرش نیاید که آن اتفاق تکراری است و در اثر مشابهی آن‌را خوانده است و آن‌را رها کند.
در این شروع رمان، چند نکته مثبت و منفی وجود دارد که در ادامه به تفصیل بررسی می‌کنم:
نکات مثبت:
1. جزئیات دقیق و تصویری: نویسنده با ارائه توضیحات دقیق (مانند توصیف آینه، کت و شلوار، کروات و حتی وسایل تزئین درخت کریسمس) توانسته تصویری بسیار زنده از محیط و شخصیت پسر ارائه دهد. این جزئیات به خواننده اجازه می‌دهد تا صحنه را با حواس پنجگانه تصور کند.
2. ایجاد فضای منحصر به فرد: توصیف تضاد بین روحیه کودکانه گذشته و ظاهری بالغ و مرتب (کت و شلوار، کروات) برای پسر، حس کنجکاوی و در عین حال تناقض جالبی ایجاد می‌کند. این امر به شخصیت پسر عمق می‌بخشد و احساس پیچیدگی او را القا می‌کند.
3. فضای خانوادگی و اجتماعی: توصیف خانه ویلایی، اتاق‌ها، پله‌های مرمری و دکوراسیون داخلی، تصویری واضح از وضعیت اقتصادی و سبک زندگی خانواده ارائه می‌دهد. این موارد به خواننده کمک می‌کند تا زمینه داستان را بهتر درک کند.
4. ایجاد حس هیجان و انتظاری: ورود به صحنه با حس "عجله، هیجان و وسواس" در مقابل آینه، بلافاصله توجه خواننده را جلب می‌کند و کنجکاوی را برای ادامه داستان افزایش می‌دهد.
نکات منفی:
1. توصیف‌های بیش از حد جزئی: در برخی نقاط، توضیحات بیش از حد جزئی و طولانی می‌شود (مثلاً توضیحات مربوط به درخت کریسمس و کادوی‌های باز شده). با توجه به اینکه یکم پیش تر هم بهتون تذکر دادم این امر ممکن است باعث کاهش ریتم داستان و کند شدن پیشرفت روایت شود. پیشنهاد می‌شود از جزئیات غیرضروری کاسته شود یا در قسمت‌های بعدی داستان به تدریج پرداخته شود.
2. عدم تمرکز بر رویداد اصلی: در حالی که جزئیات محیط و وضعیت روحی پسر به خوبی توصیف شده، ممکن است خواننده کمی گیج شود و سؤال بپرسد که محور اصلی داستان چیست. اگرچه شروع به خوبی حس کنجکاوی ایجاد می‌کند، اما بهتر است اندکی به موضوع یا مشکل اصلی داستان اشاره شود تا خواننده مسیر داستان را بهتر درک کند.
3. ریتم و روان بودن متن: برخی جملات به دلیل طولانی بودن و توضیحات جانبی ممکن است ریتم خواندن را مختل کنند. تقسیم‌بندی متن به پاراگراف‌های کوتاه‌تر و استفاده از جملات محکم‌تر می‌تواند به روانی متن کمک کند.
خب درکل شروع رمان شما از نظر توصیف فضا و شخصیت، بسیار خوب بود میشد کامل در ذهنت تصورش کنی و حس کنجکاوی خواننده را برمی‌انگیخت. فضای خانه، تضاد بین ظاهر بالغ و روحیه کودکانه پسر و جزئیات دقیق، همگی نکات قوت این شروع محسوب می‌شوند. با این حال، برای افزایش جذابیت و حفظ ریتم داستان، توصیه می‌شود:
- از توضیحات بیش از حد جزئی که ممکن است خواننده را از جریان اصلی داستان منحرف کند، بکاهید.
- مقداری به معرفی موضوع یا درگیری اصلی داستان اشاره کنید تا خواننده زودتر در جریان داستان قرار گیرد.
- متن را از نظر ساختاری و تقسیم‌بندی بهبود دهید تا خواندن آن روان‌تر و لذت‌بخش‌تر شود.
به طور کلی، این شروع رمان دارای پتانسیل زیادی است و با کمی ویرایش می‌تواند هم از نظر توصیف و هم از نظر جذب مخاطب بسیار موثرتر شود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼زاویه دید🌼[/BGCOLOR]دریچه ای که نویسنده از آن به داستان نگرش دارد؛ در واقع موقعیت زاویه و اهمیت دارد چون موضوعات از فیلتر ذهن آن عبور میکنند. پر کاربرد ترین زوایای دید، اول شخص و سوم شخص (اصطلاحاً دانای کل) هستند. در زاویه ی دید اول شخص، روایت با ضمایر «من، ما» پیش میرود و از نگاه شخصیتی به نگارش در می آید که درون فضای رمان حاضر است. در زاویه ی دید سوم شخص، روایت با ضمایر «او، آنها» به نوشته کشیده میشه و گویا که راوی روایات همچون روحی نظاره گر صحنه‌های رمان هست.
زاویه دید شما محاوره بود و مشکل خاصی درش نبود.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼دیالوگ‌ها و مونولوگ🌼[/BGCOLOR]مونولوگ به نوشته‌های معمولی که می نویسیم و قبل از دیالوگ می آید گفته می شود که از طریق آن خواننده آماده می‌شود برای خواندن دیالوگ و باعث یک پیش زمینه‌ای می‌شود و دیالوگ گفتگوی دو نفر گفته می شود.
مونولوگ و دیالوگ باید از هم جداسازی بشوند و تداخلی نداشته باشند.
حجم مونولوگ باید به نسبت دیالوگ بیشتر باشد و دیالوگ ها علاوه بر داشتن فضاسازی بین خودشان جهت جلوگیری از خستگی ذهن مخاطب، باید کیفیت خوبی داشته باشند.
خب، مونولوگ و دیالوگ شما به خوبی جدا شده بودند و مشکلی در این قسمت وجود ندارد.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼کشمکش داستان🌼[/BGCOLOR]ما در رمان پنج نوع کشمکش داریم که هرکدام را جدا بررسی خواهیم کرد.
۱_ کشمکش جسمانی: آن است که دو شخصیت در درگیری خود به زور و نیروی جسمی متوسل شوند. که شما آن را در داستانتان داشتید.
۲_ کشمکش ذهنی: درگیری شخصیت با افکار خودش. مثل اینکه نسبت به واقعه‌ی قتل، یک پلیس که شخصیت اصلی است، با افکارش در خصوص تردید بین قاتلین، درگیر است.این کشمکش بسیار. جود داشت.
۳_ کشمکش احساسی: درگیری کاراکتر با احساسات است. مثلا درگیری یک شخص با حس علاقه اش به کسی، تنفرش و... . است که در داستان به خوبی رعایت شده بود مثل احساسات نگرانی و مسئولیت پذیری که مجتبی خانوادش داشت که بسیار زیاد بود.
۴_ کشمکش اخلاقی: شخصیت با باورها و عقاید خانواده و جامعه درگیر است. مثل حجاب، ازدواج فامیلی و... . این کشمکش وجود نداشت.
۵_ کشمکش جوامع: دو جامعه باهم درگیر هستند. مثل ایران و آمریکا. این کشمکش وجود نداشت.
جمعاً کشمکش داستانی شما نه بد بود و نه عالی! کشمکش‌های داستانی باید مخاطب را درگیر خود کند و خواننده پی در پی به دنبال پاسخ، سوال هایش باشد. نه اینکه در داستان همه چیز کاملا مشخص باشد و خواننده همه موضوع را بفهمد و سوالی در ذهن باقی نماند. اینجا باعث میشود خواننده موجب دلزگی شود و اثرتان را رها کند. کمی کشمکش ها را جدی بگیرید. البته چون هنوز اثر به پایان نرسیده است نمیشود نظر قطعی داد.
و اینکه توصیفات ادبی زیادی نداشتید که میتوان این اشکال بزرگ را در متن های کاملا محاوره ای دانست.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼توصیفات🌼[/BGCOLOR]توصیفات حالت و شخصیت‌ها به طرز جذاب و ماهرانه‌ای در میان مونولوگ پخش شده بود و کمتر مشاهده می‌شد نویسنده از توصیفات رگباری و پشت سر هم (که هم از نظر زیبایی به رمان آسیب زده و هم کلیشه‌ای و تکراری هستند.) استفاده کند.
در مبحث توصیف ما به چهار نکته اکتفا می کنیم:
1- توصیف حالات: حالاتی که برای یک کارکتر رخ می دهد به عنوان مثال: سردرگمی، ناراحتی، خشم، خوشحالی و... که شما این مورد را رعایت کرده اید.
2- توصیف زمان: زمان قرار گیری کارکتر در یک مکان به عنوان مثال: صبح، ظهر، عصر و... که شما این مورد را به خوبی رعایت کرده بوده اید.
3- توصیف مکان: مکانی که یک کارکتر در یک زمان در آن قرار می گیرد که شما رعایت کرده بودید.
4- توصیف خود کارکتر: بیان چهره یک کارکتر که با استفاده از آن خواننده میتواند آن کارکتر را در ذهن خود تجسم کند. در این قسمت رمان شما در سطح متوسطی قرار داشت یعنی شما زیاد توصیف چهره و شخصیت نداشته‌اید.
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼 ممنوعه🌼 [/BGCOLOR]نداشت.

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]🌼اشکالات نگارشی (لحن)🌼[/BGCOLOR]لحن شیوه ی بیان و بینش و نوع گفتار است که به سه صورت ادبی، معیار و محاوره ای وجود دارد؛ اگر لحن انتخابی از ابتدا محاوره است بایستی تا انتها بر پایه ی همان لحن جلو برود. نه آنکه در سیر رمان دچار تغییر لحن بشود! تنها در صورتی امکان تلفیق دو لحن وجود دارد که مونولوگ ها ادبی یا معیار نوشته بشوند و دیالوگ ها محاوره ای باشند. لحن شما در همه‌‌ی قسمت‌‌ها محاوره‌‌ای بود که گهگاهی می‌دیدم که کلماتی که باید محاوره نوشته شوند به صورت ادبی نوشته بودید و دو تا لحن را قاطی می‌کردید که زیاد هم نبود ولی باید تغییرشان داد‌.
و اینکه شکسته نویسی و همچنین اشکالات نگارشی زیاد هم داشتید! مثلا:
۱- میخام❌می‌خوام✔️
۲- میشم❌می‌شم✔
۳- حرف هاش❌حرف‌هاش✔
۴- خودتونو❌خودتون‌رو✔
۵- دخترش‌رو✔دخترشو❌
۶_ آدمان❌آدم‌های✔️
۷_ گذران❌گذراندن✔️
۸_ داشتن❌داشتند✔️
(اینطور نوشتن را در رمانت زیاد دیدم ! محاوره بنویس ولی درست بنویس! چون اینطور نوشتن کمی نامفهموم است و نویسنده نمی‌تواند منظورت را بفهمد و نسبت به متنت دلسرد می‌شود بهتره هم مونولوگ هات وهم دیالوگ هات را واضح و درست بنویسید که نویسنده راحت تر متنت را بخواند و لذت ببرد.
درکل اشتباه نگارشی زیاد داشتید که باید آن ها را رفع کنید، در غیر این صورت متن متوسط و ساده ای خواهید داشت.
[BGCOLOR=rgb(226, 80, 65)]🌼سخن نویسنده🌼[/BGCOLOR]خب عزیزم داستانت رو دوست داشتم. جمله ها و متن های با هدف و خوبی نوشته بودی جوری که من عاشق طرز نوشتنت میشدم ولی در صورتی که اشکالاتش رو کامل از بین ببری تا متن زیباتری داشته باشی!
از دستمم ناراحت نشو اگه زیاد به اشکالاتت اشاره کردم! فقط و فقط بخاطر خودتته که در آینده بهترین بشی🤎🥲
قلمت مانا جیگرطلا-*
رده سنی: جوانان
سطح: نقره‌ای
@shahrzad

@Nil@85
نویسنده: @shahrzad
منتقد: @BAD_GRIL
سطح: نقره‌ای
رده سنی: جوانان
اختصاصی: است
 
آخرین ویرایش:
آخرین ویرایش:
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 3)

عقب
بالا