اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

تمام شده نقد و تعیین سطح دلنوشته نغمه‌های عشق در میان طوفان| آیسودا دهقان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Nil@85کاربر Nil@85 تأیید شده می‌باشد.

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
فرازین
بخشدار
مدیر
منتقد
انتشاریافته‌ها
1
بخشدار
- کتابدونی
مدیر
نقد
شناسه کاربر
838
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-28
آخرین بازدید
نوشته‌ها
1,740
راه‌حل‌ها
62
پسندها
14,145
امتیازها
650
سکه
31,311
انتشاریافته‌ها
1
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/3712/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d8%ac%d9%85%d9%88%d8%b9%d9%87-%d8%af%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86-%d9%81%d9%82%d8%af%d8%a7%d9%86-nil85/
بخشدار
  1. کتابدونی
مدیر
نقد
997f-fotor-1699179981401-4wgx.jpg



موضوع: نغمه های عشق درمیان طوفان
ژانر: عاشقانه، فانتزی
نویسند: آیسودادهقان @aisoo
مقدمه:

زندگی، گاهی مانند دریایی آرام به نظر می‌رسد و گاهی اوقات همانند طوفانی خروشان و مهیب. در این میان، عشق می‌تواند همچون نوری در تاریکی باشد که ما را به سمت ساحل امن هدایت می‌کند. داستانی که در ادامه می‌خوانید، روایت‌گر عاشقانه‌ای است که در دل طوفان‌ها شکل می‌گیرد و به ما یادآوری می‌کند که عشق واقعی می‌تواند از دل سخت‌ترین چالش‌ها عبور کند.

لینک اثر:
در دست اقدام - دلنوشته نغمه های عشق در میان طوفان| آیسودا دهقان

منتقد: @Nil@85
 
راه‌حل
نقد دلنوشته نغمه‌های عشق در میان طوفان


دلنوشته‌ی عاشقانه نغمه‌های عشق در میان طوفان به قلم آیسودا دهقان، ✳️عنوان لطیفی داره. به ژانر اثر هم که عاشقانه‌ست میخوره. متفاوت، جذاب و تا حدودی تکان دهنده‌‌ست و این سؤال رو در ذهن ما ایجاد می‌کنه که منظور از طوفان چیه؟ آیا این طوفان در درون قلب راویه یا بیرون از اون و در اطراف نویسنده رخ داده یا میده. ( البته توی مقدمه به این پرسش، پاسخ داده شده. ) نویسنده به خوبی از تاثیر کلمات بر ذهن آگاهی داشته و می‌دونسته چه واژه‌هایی رو در کنار هم استفاده کنه تا اثر بیشتری داشته باشن. ( هر چند در ادامه‌ی کارش موفق نبوده) همون‌طور که می‌دونین معنای نغمه میشه آواز خوش، سرود، ترانه، آوا و... یه جور آرامش ذهنی به آدم میده؛ حالا این کلمه رو در کنار طوفان قرار بدین که معنیش میشه انقلاب سخت هوا و...
نقد دلنوشته نغمه‌های عشق در میان طوفان


دلنوشته‌ی عاشقانه نغمه‌های عشق در میان طوفان به قلم آیسودا دهقان، ✳️عنوان لطیفی داره. به ژانر اثر هم که عاشقانه‌ست میخوره. متفاوت، جذاب و تا حدودی تکان دهنده‌‌ست و این سؤال رو در ذهن ما ایجاد می‌کنه که منظور از طوفان چیه؟ آیا این طوفان در درون قلب راویه یا بیرون از اون و در اطراف نویسنده رخ داده یا میده. ( البته توی مقدمه به این پرسش، پاسخ داده شده. ) نویسنده به خوبی از تاثیر کلمات بر ذهن آگاهی داشته و می‌دونسته چه واژه‌هایی رو در کنار هم استفاده کنه تا اثر بیشتری داشته باشن. ( هر چند در ادامه‌ی کارش موفق نبوده) همون‌طور که می‌دونین معنای نغمه میشه آواز خوش، سرود، ترانه، آوا و... یه جور آرامش ذهنی به آدم میده؛ حالا این کلمه رو در کنار طوفان قرار بدین که معنیش میشه انقلاب سخت هوا و باران سخت. ببینین چه پارادوکس زیبایی ایجاد میشه؟ لطافت و آرامش در کنار سختی و هیاهو و البته همون‌طور که بالاتر اشاره کردم دوست نویسنده‌ی ما توی ✳️مقدمه به سؤال ذهنی مخاطب در مورد نوع طوفان جواب داده:
[BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)]زندگی، گاهی مانند دریایی آرام به نظر می‌رسد و گاهی اوقات همانند طوفانی خروشان و مهیب. در این میان، عشق می‌تواند همچون نوری در تاریکی باشد که ما را به سمت ساحل امن هدایت می‌کند. داستانی که در ادامه می‌خوانید، روایت‌گر عاشقانه‌ای است که در دل طوفان‌ها شکل می‌گیرد و به ما یادآوری می‌کند که عشق واقعی می‌تواند از دل سخت‌ترین چالش‌ها عبور کند[/BGCOLOR][BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)] [/BGCOLOR]
و کار رو برای خواننده‌ی اثرش راحت کرده؛ اما وقتی بعد از خوندن مقدمه، خوندن متن اصلی رو ✳️شروع می‌کنیم، اون انتظاری که از دلنوشته داریم از بین میره. این‌بار نه دیگه غافلگیر میشیم و نه احساسات متفاوتی در ما ایجاد میشه؛ چون درست موقعی که با چنین انتظاراتی شروع به خواندن می‌کنیم، متوجه میشیم یه سری از جمله‌ها از نظر زیبایی کمی دچار ایراد هستن. مثلا جمله‌ی: وقتی همه چیز به نظر می‌رسید.
فکر می‌کنم در ایجاد حس زیبایی و انتقال مفهوم ایراد داره و این اشکال، با جا به جایی واژه‌ها درست میشه به این صورت: وقتی به نظر می‌رسید همه چیز در حال فروپاشی است. چون معناها هم اینطوری متفاوت میشن؛ چرا یه همچین چیزی میگم؟ برای اینکه نوشتن جمله‌ی: همه چیز به نظر می‌رسید، یعنی تو داری به چیزهای مشخصی اشاره میکنی که مد نظرت هستن و باعث میشه این سوال در ذهن به وجود بیاد که اون همه چیز چیا هستن؟ ولی اگه بنویسی وقتی به نظر می‌رسید همه چیز در حال فروپاشی است، معنا تغییر می‌کنه و میشه: اینگونه که به نظر می آید.
مورد بعدی این قسمته:
من و تو همچنان در این رقص بی‌پایان ادامه می‌دادیم.
توی این جمله، دوستمون به رقصی اشاره می‌کنه که انگار از قبل در موردش گفته و براش آشناست؛ ولی مای مخاطب چیزی ندیدیم و نمی‌دونیم از کدوم رقص حرف میزنه.
یه ایراد دیگه که کاملا قابل مشهوده تکرار کلمه‌‌هاست. خوب که دقت کنین متوجه میشین: کلمات رقص و طوفان توی ‌اثر، مکرر استفاده شده و هر بار هم خالق دلنوشته روشون تاکید داشته؛ در واقع هیچ حرف تازه‌ای توی پارتها وجود نداره.
مثلا به این گفته که در پارتهای اول و سیزدهم تکرار شده توجه کنین:
و در آن لحظه، تنها چیزی که می‌توانست مرا از تلاطم‌های دنیا نجات دهد، نگاهت بود
این در حالیه که تکرار کلمات یا عبارات باعث میشه حس کنیم نویسنده خیلی قصد تاکید روی بعضی چیزها رو داره و این خوندن نوشته رو ناخوشایند و مشکل می‌کنه.
یه ایراد دیگه که میشه از متن گرفت از هم گسیختگی و پیوسته نبودنشه. به عنوان نمونه توی پارت سه، اول از صداهای ناشناخته و موجودات دنیای فانتزی گفته میشه و صدای معشوق و بعد ناگهان نویسنده همه‌ی اینا رو رها می‌کنه و از نیروی عشقشون میگه که چندان ارتباطی به اون جهان فانتزی که قبلا بهش اشاره کرده بود نداره:
در این جهان فانتزی، جایی که هیچ قانون طبیعی حاکم نبود، تنها نیروی عشق ما بود که مسیرهای تازه‌ای می‌ساخت
این یعنی: عدم انسجام کافی
علاوه بر این دلنوشته به آثاری گفته میشه که سرشار از حس باشن. در دلنوشته‌ها آرایه‌های ادبی از جمله تشبیه و استعاره زیاد دیده میشه. نکته‌ای که به ارزش این نوع ادبی اضافه میکنه، ناگهانی بودن یه اتفاق شاعرانه در متن و نگاه شاعرانه و خاص نویسنده‌ست. خالق اثر، احساساتش رو به زیباترین شکل بیان می‌کنه و طوری که مخاطبش رو تحت تاثیر قرار بده، شادی یا غمش رو به اون منتقل میکنه؛ اما من حس می‌کنم این اتفاق در دلنوشته‌ی پیش رو کمتر افتاده و به خاطر تکرار محتوا خواننده کمتر تحت تاثیر قرار میگیره.
همچنین نویسنده سعی کرده درست بر اساس ✳️ژانرهای انتخابیش پیش بره یعنی عاشقانه، فانتزی و تراژدی و باز هم کارش بدون اشکال نبوده؛ برای اینکه دلیلش رو بدونین باید ببینیم ژانرهای انتخابی با موضع اثر همخوانی دارن یا نه. در ابتدا و شناسه‌ی دلنوشته، نوشته شده که ژانر اثر فانتزی، عاشقانه و تراژدیه. حالا فانتزی تعریفش چیه؟ تخیلی‌ترین گونه‌ی داستان نویسیه. در این ژانر ما با دنیاهایی خیالی، موجوداتی خیالی و اتفاقات حیرت انگیزی مواجه میشیم که در دنیای واقعی غیر ممکنه( مثل جادو کردن، پرواز آدم‌ها، حرف زدن حیوانات و ...) به عنوان مثال کتاب ارباب حلقه ها نوشته‌ی تالکین بهترین نوع از داستان‌های فانتزیه یا هری‌پاتر یا آلیس در سرزمین عجایب؛ اما دلنوشته‌ای که در دست داریم چقدر به این ژانر نزدیکه؟ متاسفانه چیزی که نشون دهنده‌ی یک جهان فانتزی باشه در متن وجود نداره؛ اینکه فقط بنویسی در این دنیای فانتزی یا ما روح بودیم و... دنیای متن واقعا فانتزی نمیشه. بلکه باید نویسنده به ما نشون بده تا درک کنیم که چرا داره در مورد همچین جهانی حرف میزنه. اون چیزی رو به تصویر نمی‌کشه و همین میشه که اثرش توی ✳️توصیف هم لنگ میزنه؛ ولی در عین حال در مورد ژانر عاشقانه که عشق بین دو نفر رو در متن نشون میده، بله درسته نویسنده تونسته مطابق با ژانر مورد نظرش بنویسه و البته درباره‌ی تراژدی هم با خوندن این جمله: عشق ما، هرچند با درد و جدایی همراه بود، اما همچنان برایم باارزش است. میشه نتیجه گرفت به ژانر تراژدی نزدیک شده؛ با این وجود توصیفات کار طوری نیست که خواننده رو تحت تاثیر قرار بده و اون رو به این درک برسونه که داره یه نوشته‌ی غم انگیز رو میخونه.
یه چیز دیگه اینکه مطمئنم دوست عزیز ما می‌دونه نویسندگی فقط نوشتن و چیدن کلمات در کنار هم نیست. وقتی می‌نویسی باید به نوع کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنی، نمادها و معنی‌ها، به زیبایی واژه‌ها در جملات کنار هم و به درست نوشتن توجه کنیم و عمق واژه‌ها رو دریابیم. مخصوصا برای نوشتن متنهای ادبی که از نظر زیبایی شناسی، بیشتر مورد توجه قرار میگیرن. باید حواسمون باشه از چه نثر و لحن و واژه‌هایی استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال وقتی یه نویسنده داره از کلمه‌ی جغد استفاده می‌کنه باید قبلش از خودش بپرسه این پرنده نماد چیه؟ آیا به موضوع متن من میخوره؟ توجه به واژه‌ها و معنا و مفهومی که پشتشون دارن و بعد استفاده از اونها در متن به درستی، باعث میشه زیبایی و انسجام یک اثر بیشتر بشه و این زیبایی وقتی به کمال میرسه که بتونیم از ✳️آرایه‌های ادبی هم به درستی استفاده کنیم. ما توی ادبیات انواع زیادی از آرایه داریم؛ البته قرار نیست بیش از حد ازشون استفاده کرد؛ ولی نیازه از چند نوعشون بهره برد. طوری که من متوجه شدم نویسنده‌ی اثر بیشتر از تشبیه استفاده کرده بود:
تو همان نغمه‌ای بودی که در دل تاریکی، قلبم را با لحن شیرینش آرام می‌کرد.
✳️✳️✳️✳️
در این دنیای پر از افسانه‌ها و رازها، قلب‌های ما همچون دو پرندهٔ آزاد در دل آسمانی بی‌کران پرواز می‌کردند.

که این از غنای متن کم کرده. با این‌ حال یه نقطه‌ی قوت دیگه‌ی کارش نداشتن غلط املایی و اشتباهات تایپی و استفاده‌ی قابل قبول از علائم نگارشی بود. من تصور می‌کنم دوستمون با تمرین و مطالعه‌ی بیشتر می‌تونه ایرادات کارش رو برطرف کنه و در آینده آثار بهتری ارائه بده. به امید اون روز و با آرزوی موفقیت برای آیسودای عزیز:

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]سطح برنزی[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]رده سنی: جوانان[/BGCOLOR]
 
نقد دلنوشته نغمه‌های عشق در میان طوفان


دلنوشته‌ی عاشقانه نغمه‌های عشق در میان طوفان به قلم آیسودا دهقان، ✳️عنوان لطیفی داره. به ژانر اثر هم که عاشقانه‌ست میخوره. متفاوت، جذاب و تا حدودی تکان دهنده‌‌ست و این سؤال رو در ذهن ما ایجاد می‌کنه که منظور از طوفان چیه؟ آیا این طوفان در درون قلب راویه یا بیرون از اون و در اطراف نویسنده رخ داده یا میده. ( البته توی مقدمه به این پرسش، پاسخ داده شده. ) نویسنده به خوبی از تاثیر کلمات بر ذهن آگاهی داشته و می‌دونسته چه واژه‌هایی رو در کنار هم استفاده کنه تا اثر بیشتری داشته باشن. ( هر چند در ادامه‌ی کارش موفق نبوده) همون‌طور که می‌دونین معنای نغمه میشه آواز خوش، سرود، ترانه، آوا و... یه جور آرامش ذهنی به آدم میده؛ حالا این کلمه رو در کنار طوفان قرار بدین که معنیش میشه انقلاب سخت هوا و باران سخت. ببینین چه پارادوکس زیبایی ایجاد میشه؟ لطافت و آرامش در کنار سختی و هیاهو و البته همون‌طور که بالاتر اشاره کردم دوست نویسنده‌ی ما توی ✳️مقدمه به سؤال ذهنی مخاطب در مورد نوع طوفان جواب داده:
[BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)]زندگی، گاهی مانند دریایی آرام به نظر می‌رسد و گاهی اوقات همانند طوفانی خروشان و مهیب. در این میان، عشق می‌تواند همچون نوری در تاریکی باشد که ما را به سمت ساحل امن هدایت می‌کند. داستانی که در ادامه می‌خوانید، روایت‌گر عاشقانه‌ای است که در دل طوفان‌ها شکل می‌گیرد و به ما یادآوری می‌کند که عشق واقعی می‌تواند از دل سخت‌ترین چالش‌ها عبور کند[/BGCOLOR][BGCOLOR=rgb(255, 255, 255)] [/BGCOLOR]
و کار رو برای خواننده‌ی اثرش راحت کرده؛ اما وقتی بعد از خوندن مقدمه، خوندن متن اصلی رو ✳️شروع می‌کنیم، اون انتظاری که از دلنوشته داریم از بین میره. این‌بار نه دیگه غافلگیر میشیم و نه احساسات متفاوتی در ما ایجاد میشه؛ چون درست موقعی که با چنین انتظاراتی شروع به خواندن می‌کنیم، متوجه میشیم یه سری از جمله‌ها از نظر زیبایی کمی دچار ایراد هستن. مثلا جمله‌ی: وقتی همه چیز به نظر می‌رسید.
فکر می‌کنم در ایجاد حس زیبایی و انتقال مفهوم ایراد داره و این اشکال، با جا به جایی واژه‌ها درست میشه به این صورت: وقتی به نظر می‌رسید همه چیز در حال فروپاشی است. چون معناها هم اینطوری متفاوت میشن؛ چرا یه همچین چیزی میگم؟ برای اینکه نوشتن جمله‌ی: همه چیز به نظر می‌رسید، یعنی تو داری به چیزهای مشخصی اشاره میکنی که مد نظرت هستن و باعث میشه این سوال در ذهن به وجود بیاد که اون همه چیز چیا هستن؟ ولی اگه بنویسی وقتی به نظر می‌رسید همه چیز در حال فروپاشی است، معنا تغییر می‌کنه و میشه: اینگونه که به نظر می آید.
مورد بعدی این قسمته:
من و تو همچنان در این رقص بی‌پایان ادامه می‌دادیم.
توی این جمله، دوستمون به رقصی اشاره می‌کنه که انگار از قبل در موردش گفته و براش آشناست؛ ولی مای مخاطب چیزی ندیدیم و نمی‌دونیم از کدوم رقص حرف میزنه.
یه ایراد دیگه که کاملا قابل مشهوده تکرار کلمه‌‌هاست. خوب که دقت کنین متوجه میشین: کلمات رقص و طوفان توی ‌اثر، مکرر استفاده شده و هر بار هم خالق دلنوشته روشون تاکید داشته؛ در واقع هیچ حرف تازه‌ای توی پارتها وجود نداره.
مثلا به این گفته که در پارتهای اول و سیزدهم تکرار شده توجه کنین:
و در آن لحظه، تنها چیزی که می‌توانست مرا از تلاطم‌های دنیا نجات دهد، نگاهت بود
این در حالیه که تکرار کلمات یا عبارات باعث میشه حس کنیم نویسنده خیلی قصد تاکید روی بعضی چیزها رو داره و این خوندن نوشته رو ناخوشایند و مشکل می‌کنه.
یه ایراد دیگه که میشه از متن گرفت از هم گسیختگی و پیوسته نبودنشه. به عنوان نمونه توی پارت سه، اول از صداهای ناشناخته و موجودات دنیای فانتزی گفته میشه و صدای معشوق و بعد ناگهان نویسنده همه‌ی اینا رو رها می‌کنه و از نیروی عشقشون میگه که چندان ارتباطی به اون جهان فانتزی که قبلا بهش اشاره کرده بود نداره:
در این جهان فانتزی، جایی که هیچ قانون طبیعی حاکم نبود، تنها نیروی عشق ما بود که مسیرهای تازه‌ای می‌ساخت
این یعنی: عدم انسجام کافی
علاوه بر این دلنوشته به آثاری گفته میشه که سرشار از حس باشن. در دلنوشته‌ها آرایه‌های ادبی از جمله تشبیه و استعاره زیاد دیده میشه. نکته‌ای که به ارزش این نوع ادبی اضافه میکنه، ناگهانی بودن یه اتفاق شاعرانه در متن و نگاه شاعرانه و خاص نویسنده‌ست. خالق اثر، احساساتش رو به زیباترین شکل بیان می‌کنه و طوری که مخاطبش رو تحت تاثیر قرار بده، شادی یا غمش رو به اون منتقل میکنه؛ اما من حس می‌کنم این اتفاق در دلنوشته‌ی پیش رو کمتر افتاده و به خاطر تکرار محتوا خواننده کمتر تحت تاثیر قرار میگیره.
همچنین نویسنده سعی کرده درست بر اساس ✳️ژانرهای انتخابیش پیش بره یعنی عاشقانه، فانتزی و تراژدی و باز هم کارش بدون اشکال نبوده؛ برای اینکه دلیلش رو بدونین باید ببینیم ژانرهای انتخابی با موضع اثر همخوانی دارن یا نه. در ابتدا و شناسه‌ی دلنوشته، نوشته شده که ژانر اثر فانتزی، عاشقانه و تراژدیه. حالا فانتزی تعریفش چیه؟ تخیلی‌ترین گونه‌ی داستان نویسیه. در این ژانر ما با دنیاهایی خیالی، موجوداتی خیالی و اتفاقات حیرت انگیزی مواجه میشیم که در دنیای واقعی غیر ممکنه( مثل جادو کردن، پرواز آدم‌ها، حرف زدن حیوانات و ...) به عنوان مثال کتاب ارباب حلقه ها نوشته‌ی تالکین بهترین نوع از داستان‌های فانتزیه یا هری‌پاتر یا آلیس در سرزمین عجایب؛ اما دلنوشته‌ای که در دست داریم چقدر به این ژانر نزدیکه؟ متاسفانه چیزی که نشون دهنده‌ی یک جهان فانتزی باشه در متن وجود نداره؛ اینکه فقط بنویسی در این دنیای فانتزی یا ما روح بودیم و... دنیای متن واقعا فانتزی نمیشه. بلکه باید نویسنده به ما نشون بده تا درک کنیم که چرا داره در مورد همچین جهانی حرف میزنه. اون چیزی رو به تصویر نمی‌کشه و همین میشه که اثرش توی ✳️توصیف هم لنگ میزنه؛ ولی در عین حال در مورد ژانر عاشقانه که عشق بین دو نفر رو در متن نشون میده، بله درسته نویسنده تونسته مطابق با ژانر مورد نظرش بنویسه و البته درباره‌ی تراژدی هم با خوندن این جمله: عشق ما، هرچند با درد و جدایی همراه بود، اما همچنان برایم باارزش است. میشه نتیجه گرفت به ژانر تراژدی نزدیک شده؛ با این وجود توصیفات کار طوری نیست که خواننده رو تحت تاثیر قرار بده و اون رو به این درک برسونه که داره یه نوشته‌ی غم انگیز رو میخونه.
یه چیز دیگه اینکه مطمئنم دوست عزیز ما می‌دونه نویسندگی فقط نوشتن و چیدن کلمات در کنار هم نیست. وقتی می‌نویسی باید به نوع کلمات و جملاتی که استفاده می‌کنی، نمادها و معنی‌ها، به زیبایی واژه‌ها در جملات کنار هم و به درست نوشتن توجه کنیم و عمق واژه‌ها رو دریابیم. مخصوصا برای نوشتن متنهای ادبی که از نظر زیبایی شناسی، بیشتر مورد توجه قرار میگیرن. باید حواسمون باشه از چه نثر و لحن و واژه‌هایی استفاده می‌کنیم. به عنوان مثال وقتی یه نویسنده داره از کلمه‌ی جغد استفاده می‌کنه باید قبلش از خودش بپرسه این پرنده نماد چیه؟ آیا به موضوع متن من میخوره؟ توجه به واژه‌ها و معنا و مفهومی که پشتشون دارن و بعد استفاده از اونها در متن به درستی، باعث میشه زیبایی و انسجام یک اثر بیشتر بشه و این زیبایی وقتی به کمال میرسه که بتونیم از ✳️آرایه‌های ادبی هم به درستی استفاده کنیم. ما توی ادبیات انواع زیادی از آرایه داریم؛ البته قرار نیست بیش از حد ازشون استفاده کرد؛ ولی نیازه از چند نوعشون بهره برد. طوری که من متوجه شدم نویسنده‌ی اثر بیشتر از تشبیه استفاده کرده بود:
تو همان نغمه‌ای بودی که در دل تاریکی، قلبم را با لحن شیرینش آرام می‌کرد.
✳️✳️✳️✳️
در این دنیای پر از افسانه‌ها و رازها، قلب‌های ما همچون دو پرندهٔ آزاد در دل آسمانی بی‌کران پرواز می‌کردند.

که این از غنای متن کم کرده. با این‌ حال یه نقطه‌ی قوت دیگه‌ی کارش نداشتن غلط املایی و اشتباهات تایپی و استفاده‌ی قابل قبول از علائم نگارشی بود. من تصور می‌کنم دوستمون با تمرین و مطالعه‌ی بیشتر می‌تونه ایرادات کارش رو برطرف کنه و در آینده آثار بهتری ارائه بده. به امید اون روز و با آرزوی موفقیت برای آیسودای عزیز:

[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]سطح برنزی[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(250, 197, 28)]رده سنی: جوانان[/BGCOLOR]
نویسنده: @aisoo
منتقد: @Nil@85
سطح: برنزی
اختصاصی: است
رده سنی: جوانان
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 2)

عقب
بالا