. . .

در دست اقدام دلنوشته شوریدگان یک جسم | خَمود

تالار دلنوشته کاربران
رده سنی
  1. بزرگسالان
ژانر اثر
  1. اجتماعی
نام دلنوشته: شوریدگان یک جسم
نویسنده: خَمود
مقدمه:
جلوی آینه بودن هم مکافاتی بود!
باید خودشو تحمل می‌کرد تا موهاش کوتاه بشن
موهایی که تا الانم، برخلاف خواسته‌ش بلند شده بودن.
تموم شد، بلند شد، اون قطعاً دیگه آدم قبلی نبود
چیزی درونش فرونشست کرده بود
شاید یه زلزله هشت ریشتری تا اعماقش نفوذ کرده بود.
نگاهش رنگ باخت، صداش گرفت
آدم قبلی تو آرایشگاه مونده بود
نگاهش می‌کرد، عجیب، سرد.
سرش کج شده بود و انگار هیچ حرکتی نداشت
درست بود.. آدم قبلی روحی تو تنش برای حرکت نداشت
اون داشت یکی یکی شخصیت‌هاشو می‌کشت.
[توجه: بهتره برای درک بهتر دلنوشته مطالبی درباره اختلال چندشخصیتی یا اختلال هویت تجزیه‌ای (DID) مطالعه کنید.]
 
آخرین ویرایش:

Romanik Bot

رمانیک بات
کاربر VIP
شناسه کاربر
235
تاریخ ثبت‌نام
2020-12-27
آخرین بازدید
موضوعات
53
نوشته‌ها
862
پسندها
7,345
امتیازها
218
محل سکونت
romanik.ir
وب سایت
romanik.ir

  • #2
20230912-190802-rpnm.jpg

سلام خدمت شما دلنویس عزیز

متشکریم از شما بابت انتخاب انجمن رمانیک برای نگارش آثار ارزشمندتان

خواهشمندیم قبل از شروع دلنوشته‌ی خود، قوانین مذکور در تاپیک زیر را با دقت مطالعه کنید.
قوانین ایجاد دلنوشته

پس از ارسال حداقل ده پارت از دلنوشته خود، می‌توانید طبق قوانین تاپیک زیر برای اثر خود درخواست جلد دهید.

درخواست جلد برای دلنوشته

آموزش درخواست جلد رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش درخواست جلد برای دلنوشته​

پس از اتمام نگارش، برای درخواست نقد و تعیین سطح اثرتان، از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست نقد و بررسی دلنوشته

پس از اتمام نگارش دلنوشته، در تاپیک زیر اعلام کنید.
تاپیک اعلام پایان تایپ

شما می‌بایست پس از اتمام اثرتون درخواست رصد اثرتان را دهید تا ممنوعات اثرتون بررسی بشه، برای درخواست از طریق لینک زیر اقدام کنید.
درخواست رصد برای دلنوشته

بعد از اتمام رصد، مدیران هر تالار تاپیک‌های مربوطه رو ایجاد و نظر شما رو در پایان میپرسند و نیازی به ایجاد تاپیک‌های مختلف تا بر روی سایت رفتن اثر نمی‌باشد.

در صورت علاقمندی به صوتی شدن اثر خودتان، در لینک زیر درخواست صوتی شدن دهید.
درخواست صوتی شدن دلنوشته

آموزش و قوانین درخواست صوتی شدن رو در لینک زیر مشاهده کنید:
آموزش و قوانین صوتی شدن

جهت انتقال اثر به متروکه و یا بیرون آوردن اثر از متروکه، از طریق لینک زیر اقدام کنید.

درخواست انتقال یا خروج از متروکه

|متشکریم از حضور گرم و همکاری شما در انجمن رمانیک!

| مدیریت تالار ادبیات انجمن رمانیک |
 

خَمود

رمانیکی فعال
رمانیکی
شناسه کاربر
717
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
موضوعات
3
نوشته‌ها
31
پسندها
256
امتیازها
118

  • #3
سیگارشو محکم توی دستش فشار می‌داد و به این فکر می‌کرد که چرا؟ چرا باید توی کوچه پس کوچه‌های پایین شهر با این تیپ و لباس سیگار روشن تو دستش باشه؟ پاک همه چیو از یاد برده بود. انگار یه حذف سراسری زدن به حافظه‌اش!
سیگار افتاد و اون سعی می‌کرد به یاد بیاره چیشد رسید به اینجا، بی‌نتیجه‌اس. دلش می‌خواست هرچه سریع‌تر خودش رو برسونه به خونه، اون آلونک پنجاه متری. موهاشو با حرص بالا داد و سعی کرد با گفتن "به درک" منکر همه سوالات بی‌جواب ذهنش بشه. آخه مدتی بود داشت با این اتفاق‌ها روبه‌رو میشد. یهو به خودش میومد و پایین شهر، کلاس موسیقی و چند جای دیگه بود. بی‌دلیل، بدون توضیح!
 
آخرین ویرایش:

خَمود

رمانیکی فعال
رمانیکی
شناسه کاربر
717
تاریخ ثبت‌نام
2021-08-08
موضوعات
3
نوشته‌ها
31
پسندها
256
امتیازها
118

  • #4
راه افتاد سمت خونه‌اش، با قدمای تند و سریع. می‌ترسید؟ نه، شاید! احساس می‌کرد مدتیه داره از بیرون زندگیشو تماشا می‌کنه در حالی که اینطور نبود. خودش می‌رفت می‌اومد و زندگیشو می‌چرخوند ولی... این حس جدا شدگی لعنتی چی بود؟ شبیه یه آدم معتادِ هرجایی شده بود؛ ولی اون خونه داشت! وسط شهر در حد متوسط. تو اداره‌ای مشغول به کار بود. وای، اگر می‌دیدنش چی میشد؟ بدون شک اخراج رو شاخش بود. سرعتش رو بیشتر کرد و مدتی بعد توی خونه، روی تختش بود. عجب روز نفرین شده‌ای شروع شده بود.
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
3
بازدیدها
142
پاسخ‌ها
26
بازدیدها
318

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 6)

بالا پایین