اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

در دست اقدام ترجمه داستان کوتاه انگلیسی - کیک سیب - An Apple Pie

M.MohammadiZ

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
مؤسس | مدیرکل
بلاگر
تیم تبلیغات
کپیست
تدوینگر
نام هنری
رمانیکی
انتشاریافته‌ها
2
شناسه کاربر
1
تاریخ ثبت‌نام
2020-09-25
آخرین بازدید
نوشته‌ها
718
راه‌حل‌ها
57
پسندها
9,533
امتیازها
778
سن
28
محل سکونت
بالای ابرها
سکه
17,323
نام هنری
رمانیکی
انتشاریافته‌ها
2
لینک انتشاریافته‌ها
https://romanik.ir/?s=mohammad+mz
با سلام و احترام​

موارد درخواستی:
  • یافتن تصویر مناسب برای عنوان داستان
  • ترجمه کلمات پُررنگ به صورت جداگانه​
  • ترجمه روان کل متن​
    • نکات املایی و نگارشی رعایت شود.​


The tree was full of red apples. The farmer was riding his brown horse. He stopped under the tree. He reached out and picked an apple off a branch. He bit into the raw apple. He enjoyed the apple. His horse turned its head to look at him. The farmer picked another apple off the tree. He gave it to the horse. The horse ate the raw apple. The horse enjoyed the apple. The farmer put a dozen apples into a bag. He rode the horse back home. He put the horse in the barn. He walked into his house. The cat rubbed up against his leg. He gave the cat a bowl of warm milk. He sat down on the sofa. He opened a book to read. His wife came home. She cooked the raw apples. She made an apple pie. They ate bread and hot soup for dinner. They enjoyed the bread and soup. They had hot apple pie for dessert. They both enjoyed the apple pie.​


فایل صوتی متن انگلیسی


 
آخرین ویرایش:

درخت پر از سیب قرمز بود. کشاورز سوار بر اسب قهوه‌ای خودش بود، زیر درخت ایستاد، دستش را دراز کرد و یک سیب از شاخه‌ای برداشت. سیب را گاز زد او از سیب لذت برد، اسبش سرش را برگرداند تا به او نگاه کند. کشاورز سیب دیگری را از درخت برداشت؛ آن را به اسب داد اسب سیب را خورد، اسب از سیب لذت برد. کشاورز دو بسته سیب را در یک کیسه گذاشت، او سوار بر اسب به خانه برگشت. اسب را در انبار گذاشت و وارد خانه‌اش شد. گربه خودش را به پایش مالید او یک کاسه شیر گرم به گربه داد و روی مبل نشست. کتابی را برای خواندن باز کرد. همسرش به خانه آمد، سیب‌های خام را پخت. پای سیب درست کرد. شام نان و سوپ داغ خوردند، از نان و سوپ لذت بردند. برای دسر پای سیب داغ داشتند. هر دو از آن لذت بردند.
دست دراز کردن←reached out
انتخاب کردن←picked
خاموش←off
مالیده شده←rubbed up
نشست، بشینید←sat down
 
برای منکه تاییده شمام تایید میکنید؟ @Mohammad MZ
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا