اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

آموزش تربیت همراه غضب ممنوع

فاطره

مدیریت ارشد
Thread Owner
پرسنل مدیریت
انجمندار
مدیر
تیم تبلیغات
منتقد
کپیست
گوینده
نام هنری
فاطره
مقام خاص
مبلغ‌یار
مدیر
هنرجویان
شناسه کاربر
5955
تاریخ ثبت‌نام
2023-07-21
آخرین بازدید
نوشته‌ها
2,364
راه‌حل‌ها
63
پسندها
5,189
امتیازها
690
محل سکونت
سَرزَمینِ روءیا
سکه
62,747
نام هنری
فاطره
مقام خاص
مبلغ‌یار
مدیر
هنرجویان
تربیت همراه غضب، اصلاً تربیت نیست.

چون آن چه که در باب تربیت نقش زیربنایی دارد و برای تأدیب و تربیت می خواهیم از او استفاده کنیم، حیا و پرده داری است.

اگر بخواهی در آن حال که خشمگین هستی، فرزندت را تربیت کنی، چون هنوز نتوانستی خودت را کنترل کنی، ممکن است حرکتی از تو سربزند که این موجب پرده‌دری شود. چون عصبانی شده‌ای، ممکن است یک دفعه یک حرکتی از تو سر بزند – اعم از گفتار و کردار- که موجب پرده‌دری و بی‌حیایی شود.

در معارفمان به ما آموخته اند آنجایی که قصد میکنی دیگری را با گفتارت تربیت کنی که گاهی هم با کردار ممکن است؛ ولی اینجا گفتار روشنتر است دو راه را پیش بگیر؛ 1- تلویح (اشاره) 2- تعریض (کنایه)! برای اینکه انسان اگر بخواهد دیگری را تربیت کند و قصد تربیت داشته باشد، در خانواده با کسی مواجه است که هنوز خوبی را از بدی تشخیص می دهد. می خواهی به او بگویی: «این کار زشت است؛ نکن! یا این کار خوب است؛ انجام بده!» او هنوز حُسن و قبح را می فهمد. عقل عملی اش را از دست نداده. ما می گوییم: عاقل است. هنوز عقل عملی اش را از دست نداده و مسخ نشده است. خصوصاً در محیط خانواده، بچّه هنوز خوب و بد را می فهمد و خوبی و زشتی سرَش می شود. در اینجا می گویند، روش تربیتی تلویحی یا تعریضی باشد.
در مؤاخذه، صراحت لهجه به خرج نده!
روایت از علی (علیه السلام) است که فرمود: « عُقُوبَةُ العُقَلاءِ التَّلْویح » عقوبت کردن عقلاء با تلویح (اشاره) است.
اگر دیدید بچّه کار بد کرده است و می خواهید مؤاخذه اش بکنید، با تلویح او را مؤاخذه کنید. تلویح در مقابل تصریح قرار می گیرد و تلویح به معنای اشاره است. ما هم در مکالمات، محاورات عرفیّه و حتی نوشته هایمان این هست که می گوییم: تلویحاً مطلب را به او فهماند؛ یعنی با اشاره. صراحت لهجه به خرج نده! چرا؟ چون پرده دری می شود. اثر آن از بین می رود. اگر بچّه را می خواهی تربیت کنی؛ کار بد کرده، کار زشت کرده، با اشاره به او تذکّر بده!
به بچّه بگو: "یک نفر" این کار بد را کرد ... !
روایت دوم از علی (علیه السلام): «أَلتَّعْریضُ لِلعاقِلِ أَشَدُّ عِتابِهِ » کنایه برای عاقل شدیدترین عتاب ها است.
تعریض، کنایه است. مثلاً انسان بگوید یک کسی بود یک همچنین کاری کرد و چنین و چنان شد. نگو تو کردی! تو این کار را کردی، تو آن کار را کردی! اگر صریحاً بگویی معلوم می شود خودت باید تربیت شوی. روش تربیت این نیست. باید با ظرافت عمل کنی.
نگاه کنید اسلام، چقدر ظریف برخورد می کند! روش تربیت در اسلام، همسو با فطرت انسانی است. می خواهم بگویم: اصلاً، زیربنای تربیت و اصلاح، حیاست. می خواهید اصلاح کنید؟ تربیت کنید؟ حیاء زیربناست. آنجایی که می خواهی روش رفتاری و گفتاری به دیگری بدهی، خیلی باید مراقب باشی که پرده دری نکنی؛ تا اثر داشته باشد.
باید حیاء در فرزند، ملکه شود!
لذا در آنجایی هم که قصد تربیت دارید، باید مراقب باشی که حیاء صدمه نخورد؛ بلکه این استعداد را مثل بقیّه استعدادها و قوهّ هایی که خداوند در انسان نهفته است، روز به روز باید در فرزند شکوفا کنی! باید رو به فزونی برود، شدّت و قوّت بگیرد و به صورت ملکه در بیاید. آن وقت، رفتارها، کردارها و گفتارهایش همه اصلاح می شود. من فکر می کنم که تا حدودی توانسته باشم مطلب را رسانده باشم که مسئله، رابطة مستقیم بین تربیت و پرده داری و حیاست و الا اگر حیاء نباشد دیگر تربیت هیچ معنایی ندارد.
تذکّر اول: در تربیت شدن هم قصد مدخلیّت ندارد
دو تذکر باید بدهم. یکی اینکه در مسئله تربیت کردن، گفتیم قصد مدخلیّت ندارد و تربیت از عناوین قصدیّه نیست. تربیت شدن هم همین گونه است. از عناوین قصدیّه نیست و قصد نمی خواهد. خواه ناخواه تحقّق می یابد و اثر می گذارد. در آموزش دادن روش ها، قید نشده است که فرستنده اش باید قصد کند تا تربیت انجام شود. مثلاً هیکل پدر و مادر هم دیداری، هم گفتاری و هم کرداری اش فرستنده است. بخواهی یا نخواهی، دارد پخش می کند و به بچّه روش رفتاری و گفتاری آموزش می دهد؛ قصد هم لازم ندارد. در گیرنده هم وضع همینطور است. گیرندگی بچّه هم قصد نمی خواهد. قصد در آن هم مدخلیّت ندارد که لازم باشد بچّه قصد کند که تربیت بشود، تا تربیت بشود. خواه ناخواه است. نه در فرستنده اش اراده ی تربیت - به این معنا - مدخلیّت دارد، نه در گیرنده اش؛ در هیچ کدام قصد، مدخلیّت ندارد.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
9
بازدیدها
841

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 0, کاربران: 0, مهمان‌ها: 0)

کاربرانی که این موضوع را خوانده‌اند (مجموع کاربران: 1)

عقب
بالا