کودکانه

  1. Nadin. 315☆

    سرگرمی بازی‌های‌کودکانه

    بازی‌های کودکانه به بازی‌های گروهی کودکان گفته می‌شود که ممکن است توسط بزرگسالان نیز انجام شود که معمولاً در کوچه، مدرسه و یا حیاط خانه‌ها انجام می‌شود. بازی‌های ورزشی شناخته شده مانند فوتبال شامل این مقاله نمی‌شوند. بالا بلندی، توپ چرخی، تیله بازی، خاله بزغاله، خروس جنگی، زو، شاه و وزیر، الک...
  2. Nadin. 315☆

    سرگرمی ماقوّتى

    در بازی‌های گروهی که بازیکنان در دو تیم مقابل هم بازی می‌کنند نیاز است بعد از یارکشی و تعیین افراد دو گروه ، مشخص شود که ترتیب بازی چگونه است و کدام گروه باید بازی را آغاز کند. شیوه‌های مختلفی برای این کار وجود دارد که در نقاط مختلف کشور به گونه‌های متفاوتی اجرا می‌شود. «ماقوّتى » شیوه تعیین...
  3. Nadin. 315☆

    شعر شعر لالایی گل مهتاب

    لالایی کن بخواب خوابت قشنگه گل مهتاب شبات هزار تا رنگه یه وقت بیدار نشی از خواب قصه یه وقت پا نذاری تو شهر غصه لالایی کن مامان چشماش بیداره مثل هر شب لولو پشت دیواره دیگه بادکنک تو نخ نداره نمی رسه به ابر پاره پاره
  4. Nadin. 315☆

    شعر لالایی مونس

    لالالالا, گلم بودی – عزیر و مونسم بودی برو لولوی صحرایی – از این بچه ام چه می خوایی؟ لالالالا گل نسرین – بیرون رفتین, درو بستین منو بردین به هندستون – شوهر دادین به کردستون بیارین تشت و آفتابه- بشورین روی شهزاده – که شهزاده خدا داده لالالالا, گل چایی – لولو! از من چه می خوایی؟ که این بچه...
  5. Nadin. 315☆

    متن قلم موی سحرآمیز

    رز عاشق نقاشی بود. او خیلی فقیر بود و هیچ خودکار و مدادی نداشت. او با چوب روی ماسه نقاشی می کشید. روزی از روزها پیرزنی رز را دید و گفت: «سلام! بیا این قلم مو و کاغذها رو بگیر. مال تو.» رز با لبخندی گفت: «خیلی ممنون!» رز خیلی خوشحال بود. با خود فکر کرد: «بذار ببینم، چی بکشم؟» اطراف را نگاه کرد و...
  6. Nadin. 315☆

    متن تکه‌طلا

    پاول مرد بسیار ثروتمندی بود اما هیچ وقت از پولهایش خرج نمی کرد. او می ترسید که کسی آن را بدزدد. وانمود می کرد فقیر است و لباسهای کثیف و کهنه می پوشید. مردم به او می خندیدند ولی او اهمیتی نمی داد. او فقط به پول هایش اهمیت می داد. روزی یک تکه بزرگ طلا خرید. آن را در چاله ای نزدیک یک درخت مخفی کرد...
  7. Nadin. 315☆

    شعر فرهاد جان! به کودکی‌ات برگرد!

    از روزهای گمشده بازی در کوچه «بهار» نمی‌گوید همبازی قدیمی من فرهاد در کیسه زباله چه می‌جوید؟ افتاده است در ته یک قوطی تصویر نوجوانی غمگینش در کیسه زباله کجا پیداست؟ لبخندهای ساده شیرین‌اش یک تکه کثیف مقوا را دارد به جای فرفره او در دست یک مشت نان خشک کنار اوست! آیا گرسنه است؟ گمانم هست. در کوچه...
  8. Nadin. 315☆

    سرگرمی ایده بهترین اسباب بازی برای کودکان 3 تا 5 ساله

    چگونه اسباب بازی خوب و مناسب برای کودک 3 تا 5 ساله انتخاب کنیم؟ انتخاب اسباب بازی برای کودکان باید به دقت و با توجه به جنسیت و توانایی های مختلف کودک انجام شود .کودک 3 تا 5 ساله یک سازنده قهار است و می تواند از هر چه به دستش می دهید یک شاهکار خلق کند. انتخاب اسباب بازی های کودکان در مرحله پیش...
  9. Nadin. 315☆

    سرگرمی چگونه آب رنگ بسازیم؟

    رنگ ها را با 1 قاشق غذاخوری آب به ترکیب اضافه کنید . اگر می خواهید که رنگ تیره تر باشد ، از آب کمتری استفاده کنید و برای رنگ روشن نیز آب بیشتری بریزید .این پروسه را برای رنگ بیشتر تکرار کنید . دوباره برای هم زدن مجدد ترکیب یک قاشق غذاخوری رنگ را اضافه کنید و آن را در قالب یخ یا شیشه های مربا...
  10. هدیه زندگی

    تمام شده مجموعه شعر کار امروز را فردا مینداز | هدیه قلی‌زاده

    به نام خدایی که زندگی می‌بخشد نام مجموعه شعر: کار امروز را فردا مینداز شاعر: هدیه قلی‌زاده قالب: متغیر. ژانر: فانتزی، علمی-تخیلی مقدمه: انداختن کار امروز به فردا اشتباهه بچه‌ها.
  11. هدیه زندگی

    تمام شده شعر شیطون بلایی شیرین اما خطرناک | هدیه کاربر انجمن رمانیک

    به‌ نام خالق شعر نام مجموعه شعر: شيطون بلايی شيرين اما خطرناک شاعر: هديه قلی‌زاده‌ اميری ژانر: فانتزی، طنز قالب: متغير مقدمه: آورده‌اند که روزی در شهری مردمانش به جای خوردن گوشت‌های حلال، هم‌چون گوشت مرغ، ماهی و گوسفند، روی آورده بودند به خوردن گوشت‌های ح*ر*ا*م. آن‌چه خداوند فرموده‌اند‌: -...
  12. A.i.h

    متن قصه ماهی رنگین کمان

    ماهی رنگین کمان و دوستانش توی کلاس نشسته بودند. خانم هشت پا، آموزگار ماهی ها گفت :«بچه ها امروز روز تازه ای به کلاس ما می آید که اسمش فرشته است. او و خانواده اش تازه از آب های غربی به این جا آمده اند.»ماهی پفی در حالی که باله هایش را تکان می داد، گفت: « من هم قبلاً آن جا زندگی کرده ام.»خانم هشت...
  13. A.i.h

    شعر مرغ قشنگم

    مرغ قشنگم قدقدقدا می کنه شاید داره منو صدا می کنه دونه می خواد تا بخوره برای من تخم بذاره یه مشت دونه بر می دارم برای مرغـم می پاشم یه کاسه ی آب میارم جلوی مرغم میذارم اون می خوره آب و دونه بعدش میره توی لونه می خوابه قدقد می کنه برای من تخم می کنه
  14. A.i.h

    شعر زنبور عسل

    باز زنبور عسل صبح زود آمد خرید هر کجای باغ را شادمانه سر کشید گفت: ‌ای گل‌ها سلام باز هم مهمان رسید بال زد هی بال زد هی پرید و هی پرید تاب خورد و آب خورد از میان برگ بید ناگهان در کنج باغ غنچه‌ای را باز دید پر زد و رویش نشست شیره آن را چشید گفت: به‌به عالی است شاد شد آن را خرید...
  15. A.i.h

    متن هفت داستان کودکانه

    ۱- داستان کودکانه خرگوش و شیر روزگاری در یک جنگل زیبا یک شیر عصبانی و بداخلاق زندگی می کرد، او پادشاه جنگل بود و حیوانات زیادی را برای اینکه غذای خود را تامین کند کشته بود به همین دلیل همه ی حیوانات از او وحشت داشتند. روزی حیوانات جلسه ای برگزار کردند تا راهکاری پیدا کنند تا از دست شیر بدجنس...
  16. A.i.h

    شعر بهار

    روی انگشت بهار شاپرک می‌خندد بال‌هایش را، باز می‌کند، می‌بندد شاپرک می‌داند که بهار آمده است بر سرِ کوه، نسیم باز چادُر زده است از هوا انگاری بوی گل می‌بارد شاپرک در چشمش آسمانی دارد چشمه می‌جوشد باز مثل آوازِ بهار شاپرک می‌داند هست آغاز بهار شاپرک بالش را لحظه‌ای...
  17. A.i.h

    متن قصه صدای ماشین

    یک روز آقای راننده داشت می رفت سر کارش. همین طوری که داشت می رفت و می رفت و می رفت، یک دفعه حواسش پرت شد و خورد به یک ماشین دیگه. گفت ای بابا! حالا چه کار کنم؟ از ماشینش پیاده شد. دید راننده اون یکی ماشین یه خانومه که انگشتش زخم شده. یک کمی که صبر کردند، دیدند یه صدایی میاد: بَه بو بَه بو...
  18. A.i.h

    شعر امام صادق

    ششمین امام دینم ششمین ولی تو هستی ششمین امام شیعه پسر علی(ع)تو هستی به تو جان گرفته دینم به تو زنده گشته قرآن نشوم در این جهان گم که تویی چراغ تابان نروم به راه باطل تو چراغ راه مایی تو امام مهربانی تو چه خوب و باصفایی به خدا که دیده ام من شده شیعه ی تو لایق به لبش همیشه باشد سخن امام صادق
  19. A.i.h

    شعر عینک مادربزرگ

    عینک مادر بزرگ چند روزيه شكسته انگار يه عالمه غم توي دلش نشسته هرجا كه ميخواد بره منو صدا ميكنه اونوقت با مهربوني منو دعا ميكنه خدا كنه كه چشماش دوباره خوب ببينه چون كه دلم نميخواد غم تو دلش بشينه
  20. A.i.h

    شعر زنبور طلایی

    〰〰شعر زنبور طلایی〰〰 🌻🌼🌸🐝🐝🐝🌺🥀🌹 ای زنبور طلایی نیش می‌زنی بلایی پاشو پاشو بهاره گل وا شده دوباره. کندو داری تو صحرا سر می‌زنی به هر جا پاشو پاشو بهاره عسل بساز دوباره
بالا پایین