ثانیه های گریزپا
آئورت بی دریچه

کودکانه

  1. A.i.h

    سرگرمی قصه ماهی رنگین کمان

    ماهی رنگین کمان و دوستانش توی کلاس نشسته بودند. خانم هشت پا، آموزگار ماهی ها گفت :«بچه ها امروز روز تازه ای به کلاس ما می آید که اسمش فرشته است. او و خانواده اش تازه از آب های غربی به این جا آمده اند.»ماهی پفی در حالی که باله هایش را تکان می داد، گفت: « من هم قبلاً آن جا زندگی کرده ام.»خانم هشت...
  2. A.i.h

    شعر مرغ قشنگم

    مرغ قشنگم قدقدقدا می کنه شاید داره منو صدا می کنه دونه می خواد تا بخوره برای من تخم بذاره یه مشت دونه بر می دارم برای مرغـم می پاشم یه کاسه ی آب میارم جلوی مرغم میذارم اون می خوره آب و دونه بعدش میره توی لونه می خوابه قدقد می کنه برای من تخم می کنه
  3. A.i.h

    شعر زنبور عسل

    باز زنبور عسل صبح زود آمد خرید هر کجای باغ را شادمانه سر کشید گفت: ‌ای گل‌ها سلام باز هم مهمان رسید بال زد هی بال زد هی پرید و هی پرید تاب خورد و آب خورد از میان برگ بید ناگهان در کنج باغ غنچه‌ای را باز دید پر زد و رویش نشست شیره آن را چشید گفت: به‌به عالی است شاد شد آن را خرید...
  4. A.i.h

    سرگرمی هفت داستان کودکانه

    ۱- داستان کودکانه خرگوش و شیر روزگاری در یک جنگل زیبا یک شیر عصبانی و بداخلاق زندگی می کرد، او پادشاه جنگل بود و حیوانات زیادی را برای اینکه غذای خود را تامین کند کشته بود به همین دلیل همه ی حیوانات از او وحشت داشتند. روزی حیوانات جلسه ای برگزار کردند تا راهکاری پیدا کنند تا از دست شیر بدجنس...
  5. A.i.h

    شعر بهار

    روی انگشت بهار شاپرک می‌خندد بال‌هایش را، باز می‌کند، می‌بندد شاپرک می‌داند که بهار آمده است بر سرِ کوه، نسیم باز چادُر زده است از هوا انگاری بوی گل می‌بارد شاپرک در چشمش آسمانی دارد چشمه می‌جوشد باز مثل آوازِ بهار شاپرک می‌داند هست آغاز بهار شاپرک بالش را لحظه‌ای...
  6. A.i.h

    سرگرمی قصه صدای ماشین

    یک روز آقای راننده داشت می رفت سر کارش. همین طوری که داشت می رفت و می رفت و می رفت، یک دفعه حواسش پرت شد و خورد به یک ماشین دیگه. گفت ای بابا! حالا چه کار کنم؟ از ماشینش پیاده شد. دید راننده اون یکی ماشین یه خانومه که انگشتش زخم شده. یک کمی که صبر کردند، دیدند یه صدایی میاد: بَه بو بَه بو...
  7. A.i.h

    شعر امام صادق

    ششمین امام دینم ششمین ولی تو هستی ششمین امام شیعه پسر علی(ع)تو هستی به تو جان گرفته دینم به تو زنده گشته قرآن نشوم در این جهان گم که تویی چراغ تابان نروم به راه باطل تو چراغ راه مایی تو امام مهربانی تو چه خوب و باصفایی به خدا که دیده ام من شده شیعه ی تو لایق به لبش همیشه باشد سخن امام صادق
  8. A.i.h

    شعر عینک مادربزرگ

    عینک مادر بزرگ چند روزيه شكسته انگار يه عالمه غم توي دلش نشسته هرجا كه ميخواد بره منو صدا ميكنه اونوقت با مهربوني منو دعا ميكنه خدا كنه كه چشماش دوباره خوب ببينه چون كه دلم نميخواد غم تو دلش بشينه
  9. A.i.h

    شعر زنبور طلایی

    〰〰شعر زنبور طلایی〰〰 🌻🌼🌸🐝🐝🐝🌺🥀🌹 ای زنبور طلایی نیش می‌زنی بلایی پاشو پاشو بهاره گل وا شده دوباره. کندو داری تو صحرا سر می‌زنی به هر جا پاشو پاشو بهاره عسل بساز دوباره
  10. A.i.h

    روان شناسی بلایی که فریاد زدن بر سر کودکتان می اورد!

    بسیاری از والدین از خود می پرسند که تا چه حد داد و فریاد زدن بر سر کودکان به آن ها آسیب می رساند. می توان گفت که این صدمه بستگی به شدت و نوع این فریاد ها دارد. چرا نباید سر کودکان فریاد بزنیم؟ می خواهیم در مورد داد و فریاد زدن حرف بزنیم. شاید شما جزو آن هایی باشید که مدام سر بچه ها داد می زنند...
  11. A.i.h

    شعر لالایی گنجشک لالا

    لالایی گنجشگ لالا گنجشک، لالا سنجاب، لالا آمد دوباره مهتاب، لالا لالا، لالایی، لالا، لالایی لالا، لالایی، لالا، لالایی گل زود خوابید مثل همیشه قورباغه، ساکت خوابیده بیشه لالا، لالایی، لالا، لالایی لالا، لالایی، لالا، لالایی جنگل، لالالا برکه، لالالا شب بر همه خوش تا صبحِ فردا...
  12. A.i.h

    سرگرمی قصه کودکانه باغچه مادربزرگ

    یکی بود یکی نبود. مادر بزرگ یه باغچه قشنگ داشت که پراز گل های رنگارنگ بود. از همه ی گل ها زیباتر گل رز بود. البته گل رز به خاطر زیبایی اش مغرور شده بود و با بقیه گل ها بدرفتاری می کرد. یک روز دوتا دختر کوچولو و شیطون که نوه های مادربزرگ بودند به سمت باغچه آمدند. یکی از آن ها دستش را به...
  13. A.i.h

    شعر شعرهای طنز کودکانه

    عجب رسمیه رسم زمونه خونه مون عیدا پر مهمونه می رن مهمونا از اونا فقط آ**ش**غ**ا**لِ میوه به جا می مونه ! کجاست اون کیوی ؟ چی شد نارنگی ؟ کجا رفت اون موز ؟! خدا می دونه ! جعبه خالی ِ شیرینی هنوز گوشه ی طاقچه پیش گلدونه عطرش پیچیده تا آشپزخونه شیرینیش کجاست ؟ خدا می دونه می رن مهمونا از اونا فقط جعبه...
  14. Silent boy

    شعر لالایی های کودکانه

    کبوتر بچه بودم مادرم مرد مرا دادن به دایه، دایه هم مرد مرا با شیر گاو هم پروریدن به اقبال بدم گوساله هم مرد رمانیک
  15. |~Ava~|

    فواید بازی کردن

    چگونه باید با کودکان بازی کرد برخلاف باور بیشتر مردم که بازی را تنها وسیله ای برای صرف انرژی مازاد می داند، کودک هنگام بازی بخشی از نیروی ذهنی و بدنی خود را به کار می گیرد و آن را بخشی از زندگی خود می داند، اما نباید این نکته را فراموش کرد که بازی یک عملکرد هدفمند است که حتی اگر نتیجه ای هم...
  16. ilsa.~.

    سرگرمی داستان کوتاه کودکانه

    *-*داستان کوتاه کودکانه مرغ پر قرمزی روزی روزگاری مرغی در یک مزرعه زنگی میکرد که بخاطر پرهای قرمزش همه او را پر قرمزی صدا میکردند. روزی پر قرمزی در مزرعه در حال گشت و گذار و دانه خوردن بود که روباهی او را دید و آب از دهانش به راه افتاد. سریع به خانه رفت و به همسرش گفت قابلمه را پر از آب کند و...
  17. Telma _<

    آموزش انواع بازی کودکانه

    هیچ زمانی برای بازی کردن با نوزاد زود نیست. بازی کار کودک است و از همان بدو تولد، او آماده بازی کردن است. بازی کردن موجب رشد جسمی، حسی، ارتباطی و شناختی نوزاد می شود. اما بسیاری از پدر و مادرها نمی‌دانند با کودکان‌شان چه بازی‌هایی می‌توانند انجام دهند. در این تاپیک مجموعه ای از انواع بازی با...
  18. Silent boy

    مجموعه ای از اشعار زیبا برای کودکان

    رمانیک اشعاری برای کودکان سرزمین: عینک مادر بزرگ چند روزيه شكسته انگار يه عالمه غم توي دلش نشسته هرجا كه ميخواد بره منو صدا ميكنه اونوقت با مهربوني منو دعا ميكنه خدا كنه كه چشماش دوباره خوب ببينه چون كه دلم نميخواد غم تو دلش بشينه
بالا