اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

یه رمانی بود طی یه ماجرایی دختره و پسره باهم ازدواج میکردن بعد پسره با یکی از هم دانشگاهی های دختره به اسم شراره خ**ی**ا**ن**ت میکردن و بعد دختره طلاق میگرفت میرفت خارج بعد اونجا عموش حمایتش میکرد و چند ماه بعد دختره میفهمید حامله اس بعدش که دختر ش رو به دنیا میاورد اسمش رو میزاشت طلا و بعد چند سال برمیگشتن ایران و دختره و پسره همدیگه رو دوباره میدیدن و دختره میفهمید پسره خ**ی**ا**ن**ت نکرده و همش سوء تفاهم بوده بعد باهم آشتی میکردن و...

خواهشا اسم رمان رو اگه میدونین بگین من خیلی ذهنم درگیرش شده حتی اسم شخصیت ها هم یادم نمیاد که یه سرچ تو اینترنت بکنم :(
سلام اسم رمانه فکر کنم غزال باشه.
 
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
اسم رمان طلایه هست
 
سلام
دارم خل میشم انقد فکر کردم
یه رمان بود ۵ سال پیش خوندم،یه دختره ک اسمش بنفشه بود،داداشش میره با دختری یواشکی ازدواج میکنه بعد فرار میکنن،دختره یه داداش داشت که با ازدواج این دوتا مخالف بود،بعد داداش این عروس خانوم میاد این بنفشه هه رو بهش ابمیوه میده بیهوشش میکنه میبره شمال * میکنه بهش،بعدا عقدش میکنه میاره خونشون
اخرسرم باردار میشه پسره نمیدنسته میزنه اش بچه اش سقط میشه.

فک کنم تو اسم رمان کلمه ه**و**س هم بود،ممنون میشم راهنمایی کنید
فکر میکنم اسم رمان تازیانه وعشق باشه
 
سلام.چند سال پیش یه رمان خوندم که اسم شخصیت هاش یاس وحبیب بود که اگر اشتباه نکنم حبیب پسر عمو یا دایی یاس بود ویاس با خانواده حبیب زندگی میکرد حبیب یاس رو دوست داشت اما یاس با دایی حبیب به اجبار ازدواج میکنه واز اون یه دختر میاره ولی در اخر یاس و حبیب به هم میرسن کسی اسم این رمان رو میدونه.ممنون میشم کمکم کنید.
 
سلام ببخشید یه رمان خوندم سالها پیش اسمش یادم رفته سه دختر و پسر با هم آشنا میشن اسم یکی از پسرا سامیاره فکر کنم یکیشونم آرتین یا آروینه پسر عموی یکی از اون دخترا اسمش ایلیا است که عاشق دختر عموش میشه یه بار ساعت پنج صبح یه دختر کوچولو به اسم فکر کنم نازنین رو با هم می‌برن پارک اما هر سه تاشون رو می‌دزدن وقتی خانواده میرن دخترا رو برگردونن خونه میفهمن دزدیده شدن بعد چند مدت پلیس سر میرسه دوتاشون فرار میکنن و خونه آتیش میگیره ایلیا دختر عموش رو نجات میده اما خودش زنده زنده تو آتیش می‌سوزه و بعدش با خوشی و شادی کنار هم زندگی میکنن. لطفا بهم بگید اسمش چیه خیلی وقته دنبالشم
 
سلام یه زمان واسم تعریف کردن داستان از این قرار بود که پسره دنیا رو سیاه سفید میدید بعد فک کنم دختره هم نقاش بود.. اینا میرن غروب بکشن دختره میاد رنگا رو واسه پسره توصیف میکنه و این حرفا... بعد پسره میفهمه رنگا همون رنگای سیاه سفید بودن دختره میخ. استه بفهمه دنیا از دید پسره چه جوریه
اسمشو اگه میدونین بگین لدفاااا
 
سلام
دنبال رمانی هستم که دختره توسط پدرش که معتاد بوده فروخته میشه به پسری که فکر کنم(مسعود نام بود )اون پسر میارتش خونه اما پدر پسره متوجه میشه و مانعش میشه پدر پسره یک هکر فوق العاده با ضریب هوشی فوق العاده بود بعد متوجه میشه دختره هم ضریب هوشیه عالی داره و به دختره کمک میکنه که هکر فوق العاده ای بشه و و اسم دختره وقتی هکر میشه تو دنیای مجازی (سایه شب )هستش بعد از اینکه دختره قوی وپولدار میشه دوستای برادرش رو که خیلی باهاشون خوب بودرو پیدا میکنه و باهم یک گروه میشن واین دختر رئیسشون میشه و خیلی پیشرفت میکنه و.......
اگر اسمش رو میدونید ممنون میشم کمک کنید
 
آخرین ویرایش:
سلام من ی رمان خوندم که دختره به اسرار پدر یا پدربزرگ پسره ازدواج کرده بودن و پسره از زن قبلیش طلاق گرفته بود و ی بچه عم داشت و پسره از زن جدیدش بدش میومد همینقدر یادمه لطفا اگه اسمشو میدونید بگید
 
سلام
دنبال رمانی هستم که دختره توسط پدرش که معتاد بوده فروخته میشه به پسری که فکر کنم(مسعود نام بود )اون پسر میارتش خونه اما پدر پسره متوجه میشه و مانعش میشه پدر پسره یک هکر فوق العاده با ضریب هوشی فوق العاده بود بعد متوجه میشه دختره هم ضریب هوشیه عالی داره و به دختره کمک میکنه که هکر فوق العاده ای بشه و و اسم دختره وقتی هکر میشه تو دنیای مجازی (سایه شب )هستش بعد از اینکه دختره قوی وپولدار میشه دوستای برادرش رو که خیلی باهاشون خوب بودرو پیدا میکنه و باهم یک گروه میشن واین دختر رئیسشون میشه و خیلی پیشرفت میکنه و.......
اگر اسمش رو میدونید ممنون میشم کمک کنید
سلام. رمان ریما.
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 1, کاربران: 0, مهمان‌ها: 1)

عقب
بالا