اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلامدنبال یه رمان تخیلیم که پسره گرگینه س و حالا داره با یه پری ازدواج میکنه ولی کشش زیادی بهش نداره بعد میفهمه پریه حاملس و بچش جفته این پسرس حالا وقتی بچه به دنیا میاد دوس داره از خون پسره بخوره ولی برای حفاظت از دختره اونو به کشور دیگه یی میبره و حالا بعد بیست سال توی جنگل همو میبینن و وقتی دست های همو میگیرن یه کلاف نقره ای دور دسته شونه یه ساله دارم دنبالش میگردم😭😭
 
سلامدنبال یه رمان تخیلیم که پسره گرگینه س و حالا داره با یه پری ازدواج میکنه ولی کشش زیادی بهش نداره بعد میفهمه پریه حاملس و بچش جفته این پسرس حالا وقتی بچه به دنیا میاد دوس داره از خون پسره بخوره ولی برای حفاظت از دختره اونو به کشور دیگه یی میبره و حالا بعد بیست سال توی جنگل همو میبینن و وقتی دست های همو میگیرن یه کلاف نقره ای دور دسته شونه یه ساله دارم دنبالش میگردم😭😭
 
سلام دنبال یه رمان می‌گردم که شخصیتاشون با هم تو دانشگاه آشنا می‌شن ولی یکی فکر کنم یکی از اون دخترا رو می‌دزده اسم یکی از اون شخصیتا سامیاره
 
سلام بچه ها من دنبال یه رمانی میگرم که داستانش از یک یتیم خونه شروع میشه و بعدش با تعریف کردن داستان زندگی یه ویالونیستادامه پیدا میکنه داستان درباره ی اینه که مرد ویالونیست عاشق یه دختر مریض و فقیر میشه و درمانش میکنه و بعد باهم ازدواج میکنن
دختر به خاطر صدای زیباش خواننده میشه و وقتی به شهرت میرسه خانوادش رو رها میکنه
تا اونجایی که یادمه اسمش شهرزاد بود ولی هرچی میگردم نیست
ممنون میشم کسی بدونه کمک کنه
 
سلام بچه ها من دنبال یه رمانی میگرم که داستانش از یک یتیم خونه شروع میشه و بعدش با تعریف کردن داستان زندگی یه ویالونیستادامه پیدا میکنه داستان درباره ی اینه که مرد ویالونیست عاشق یه دختر مریض و فقیر میشه و درمانش میکنه و بعد باهم ازدواج میکنن
دختر به خاطر صدای زیباش خواننده میشه و وقتی به شهرت میرسه خانوادش رو رها میکنه
تا اونجایی که یادمه اسمش شهرزاد بود ولی هرچی میگردم نیست
ممنون میشم کسی بدونه کمک کنه
رمان یاسمین هست
 
سلامدنبال یه رمان تخیلیم که پسره گرگینه س و حالا داره با یه پری ازدواج میکنه ولی کشش زیادی بهش نداره بعد میفهمه پریه حاملس و بچش جفته این پسرس حالا وقتی بچه به دنیا میاد دوس داره از خون پسره بخوره ولی برای حفاظت از دختره اونو به کشور دیگه یی میبره و حالا بعد بیست سال توی جنگل همو میبینن و وقتی دست های همو میگیرن یه کلاف نقره ای دور دسته شونه یه ساله دارم دنبالش میگردم😭😭
اسم حداقل یکی از شخصیت اصلی و یادت نمیاد
 
سلام دنبال یه رمان می‌گردم که شخصیتاشون با هم تو دانشگاه آشنا می‌شن ولی یکی فکر کنم یکی از اون دخترا رو می‌دزده اسم یکی از اون شخصیتا سامیاره
کلاه داران رو چک کنید
 
کلاه داران رو چک کنید
اون رمانی نبود که می‌خواستم تو این رمانی که میخوام یکی به اسم ایلیا عاشق اون دختر میشه ولی دختره بهش جواب رد میده بعدم پنج صبح که یه دختر کوچولو رو برده بودن هر سه دختر رو می‌دزدن ولی در نهایت ایلیا می‌سوزه پایان خوشی هم داره
 
سلام یه رمان بود 3 تا دختر بودن فقط اسم یکیشون یادمه مبینا بود نمیدونم یا مینا بعد اینا شمالین برای یه اردو از طرف مدرسه میرن تبریز ولی به دیایلی نمیتونن برگردن و تو جنگل گم میشن و یکی از دخترا جن گیر بوده ولی سالها پیش گذاشته کنار جن گیری میشه اسمشو بهم بگین لطفا
 
سلام من چند سال پیش یه رمان آنلاین میخوندم اما بعدش گمش کردم، قصه اینطور بود که تقریبا بیست سال پیش پسر یه خانواده پولدار با دختری که مورد تایید خانواده اش نیس ازدواج میکنه و از خانواده اش دور میشه یه دختر به دنیا میارن اما بچه مشکل قلبی داشت و باید عمل میشد که پول ندلشتن مجبوری پسره میره پیش پدرشو از اون پول میگیره اونم شرط میزاره که بیان تو خونه اون زندگی کنن میرن اونجا با خانواده خوب میشن بچه اشونم بزرگ میشه اما بچه برادر پسره که کم سن و سال بود یه روز بچه اینا رو از پله میندازه پایین، دختره که خیلی خوشکل بود با این اتفاق یه سری اتفاقا برا صورتش میوفته که نمیتونه عمل کنه و باید تا بیست سالگی بمونه باقی داستان بزرگ شدن این دخترعمو پسر عمو بود
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا