سلامدنبال یه رمان تخیلیم که پسره گرگینه س و حالا داره با یه پری ازدواج میکنه ولی کشش زیادی بهش نداره بعد میفهمه پریه حاملس و بچش جفته این پسرس حالا وقتی بچه به دنیا میاد دوس داره از خون پسره بخوره ولی برای حفاظت از دختره اونو به کشور دیگه یی میبره و حالا بعد بیست سال توی جنگل همو میبینن و وقتی دست های همو میگیرن یه کلاف نقره ای دور دسته شونه یه ساله دارم دنبالش میگردم
