اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام من دنبال یه رمان هستم که یه دختری باپسرریس روستاازدواج کردبعدش فرار میکنه میره بعدخواهر دختره رومجبورمیکنن باخانزاده ازدواج کنه بعد یه مدت که دختره عاشق خانزاده میشه خواهر بزرگش برمیگرده ومیگه حامله ام ولی دروغ گفته دخترکوچیکه هم مجبوربه طلاق میکنن اونم که قبلن همراه خانزاده به شهراومده همون جامیمونه ودرس میخونه مدتی بعد متوجه میشه حامله اس و مجبور میشه به یکی ازاشناهاش بگه وباهاش عروسی کنه چندسال بعد که پسرش دنیا میاد وهفت ساله میشه شوهره میمیره ولی پدراصلی بچه یعنی خانزاده روقیم زن وبچه اش میکنه بعدشونمیدونم
 
سلام یه رمان قبلا خوندم اسم‌دختره آهو بود پدرش فوت کرده بود و مادرش مریضه بعد از یه مدت مادرش هم میمیره یه شب چند نفر اونو میدوزدن میبرن دبی بعد به یه شیخ عرب میفروشنش یه شب اون شیخه میهمانی داشت و همه ی پولدارای دبی رو دعوت کرد اونجا آهو با یه پسر به اسم ارباب عمران آشنا میشه و چون عمران رئیس همه ی شیخای دبی هست اونو میبره پیش خودش و عمران هم ایرانی هست اگه میشه اسمش بهم بگین لطفا
 
دنبال یه رمان میگردم اسم دختر آهو بود که به اجبار پدربزرگش با پسر عموش آریان ازدواج کرد و اسم رمان رو خواهش میکنم اگر میدونید بگید
 
به نام خدا

سلام خدمت کاربران عزیز🌺

اگر تیکه ای از رمانی رو در نظر دارید ولی اسم رمان رو یادتون نیست و دنبالش هستید، می‌تونید اینجا بگید تا اگر بقیه کاربران می‌دونستند بهتون کمک کنند.
از فرستادن اسپم خودداری کنید.
صبور باشید و با نقل قول و ارسال مجدد درخواستتون باعث شلوغ شدن تاپیک نشید.
تا جایی که می‌تونید به بقیه دوستان کمک کنید.
به هر نفر که به دوستانی که درخواست دادن کمک کنه 10 امتیاز تعلق می‌گیره. (اگر قبلاً جواب دوستان داده شده باشه تعلق نمی‌گیره.)
لطفاً فقط در صورتی که واقعاً اسم رمان رو می‌دونید و مطمئنید بگید (یا حداقل مقدار کمی شک داشته باشید.) تا دوستان به جواب درست و دلخواهشون برسن.
با سپاس

*توجه: برای فعالیت و ارسال پست در این تاپیک باید عضو انجمن رمانیک باشید.
آموزش عضویت رایگان در رمانیک


تیم مدیریت انجمن رمانیک​
سلام رمانه اینطوریه که دختره دانشجوعه و پسره استاد دانشگاه که با هم لج دارن دختره یه بار ماشین پسره رو پنچر کرد بعد برای یه مراسمی فکر میکنم رفته بودن یه شهر دیگه یه شهرستان دیگه که اونجا دختره و پسره میفهمن فامیل هم هستن یادم هست که یه بارم دخترا که دوست اون دختر نقش اصلی بودن با دختره تو نوشابه پسرا که همون پسره استاد دانشگاهه نقش اصلی و دوستاش نمک و تو دوغشون شکر یا یه همچین چیزی ریختن و پسرا بالا اوردن و پسرا هم همونجا فکر میکنم برای تلافی رو دخترا اب ریختن اسم رمان رو میدونید ؟ ممنون میشم اگه بگید
 
سلام من دنبال یه رمانم خلاصه اینه : دختر دانشجوعه استادشم یه پسر جوون بود که نمیدونم چه پیشنهادی بهش میده که میبرش خونشون و مادر پسر هم اصلا از دختره خوشش نمیاد و پسر عمو دختره که دوسش داره ادرسش رو پیدا میکنه با دعوا دختره رو از خونه میاره بیرون ولی دختره باز میره خونه پسره بعد چند وقت مادر پسره به دختره میگه که اگه بزاری بری خونه به اسمت میکنم و .. ولی اگه بمونی پسرمو از ارث محروم میکنم دختره که دوس نداره پسره از عرش به فرش برسه قبول میکنه و روزی که میخواست بره پسره میفهمه و دنبال دختره میدوهه که ماشین بهش میزنه و وقتی که پسره بهوش میده دیگه دلش نمیخواد دختره رو ببینه چون فک میکرده اونو دوس نداره و‌ فقط به خاطر پول رفته پیشش دختره نمیره و تو همون خونه زندگی میکنه و پسره هر شب دختر میاورده تو اتاق بغلی تا دختره رو اذییت کنه اسم رمان رو یادم نیس ممنون میشم کمکم کنید و اسمشو بگید🤕🥺
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم یه پسری به اسم حسام با دختر بی بند و بار فامیل ازدواح میکنه فک کنم اسمش شهره بود که شاخ اینستا هم بود و حسام دقیقا روز اول زندگی میفهمه چه رو دستی خورده و دیگه دوستش نداره حسام یه پلیس هم هیت بعد ها یه دختری به اسم مانلی به عنوان جاسوس میاد خونش و اونجا کار میکنه اما بعد یه مدتی حسام و مانلی عاشق هم میشن کسی اسمشو میدونه؟
 
سلام میشه رمان هایی که دختره واسه پرستاری پچه میره خونه پسره رو بهم معرفی کنید
 
یه رمانی بود که دختره در استانه ازدواج با یکی بود که یه نفر دیگه رو دوست داشت بعد یه پسر دیگه بود که تو محلشون اسمش بد در رفته بود یه روز واسه کمک به این دختر از دیوار بالا میره یکی اینارو میبینه مجبور میشن ازواج کنن به زور بعدا دختره بهش علاقمند میشه باهم میمونن اهااا دختره متخصص زنان میشه پسره هم نقاشی میکرده
رمان وسوسه را چک کنید
 
سلام
دنبال یه رمان میگردم که دختره و پسره باهم ازدواج میکنن و دختره حامله میشه ولی به شوهرش نمیگه بعد یه دختر بدجنس که عاشق پسره ست پسره رو تهدید به مرگ زنش میکنه و میگه باید زنتو ترک کنی پسره مجبوره دختره رو ترک میکنه و دختره میره یه کشور دیگه زندگی میکنه و تنهایی بچه هارو که دوقلو ان بزرگ میکنه بعد از چند سال دختره رو پیدا میکنه با دو تا بچه و فکر میکنه فقط یکی از اونا بچه ی خودشه و دومی حرومزاده س!!!
 
سلام یه رمانی هست که داستان اینجوری شروع میشه که دونفر یه مدت کوتاهیه ازدواج کردن و پسره دکتره و دختره پرورشگاهیه و پسره بخاطر یه چیزی با دختره ازدواج کرده.بعد طلاق میگیرن.بعدش دختره میره پیش یکی از مسئولای پرورشگاه(خاله زهرا) زندگی میکنه که اون مسئوله یه پسر داره و پسره با دخترخاله(تارا) شوهر سابقش ازدواج میکنه و...
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 3, کاربران: 0, مهمان‌ها: 3)

عقب
بالا