اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام.
یه رمانی بود که اسم شخصیت اصلی روژان بود اسم ابجیش رزا بود.
رزا ابجی واقعیش نی میره روستا دنبال خانوادش بعد مجبورش میکنند با پسر عموی ارباب روستا ازدواج کنه اسمشم کیارش بود عاشق دختره بودش.
بعد این روژان میبینه رزا نمیاد زنگم نمیتونه بزنه میفهمه چی شده پا میشه میره روستا، قلدر بازی در میاره ابجیشم بر میداره میره ولی بعد باز میان ت روستا و این روڗان کوچیک تر از رزا هست اما همه حس میکنند روڗان بزرگتره چون همیشه هوای ابجیش رو داره.
بعد ارباب جوان روستا و روژان عاشق هم میشن.
اخرای رمان هم کمی ژانر پلیسی داشتش.
اسمش رو لطف کنید بگید یادم نمیاد هرچی فکر میکنم. متشکر.
در آغوش مهربانی چک کنید
 
سلام
دنبال یه رمانی ام که پسره لکنت زبان داشت .رییس شرکت بود فک کنم.دخترِ هم با خانواده عموش زندگی میکرد که عموش اینا اینو میزارن میرن و پسره گوشیش گم میشه و دزدا میدزدن و دختره گوشی اینو پیدا میکنه بهش زنگ میزنه.پسره عاشق این میشه بعد شرایط زندگیش رو که میبینه به دختره میگه بیا خونه مادر بزرگم تو حیاط خونه سرایداری زندگی کن اگه راحت نیسی هرماه اجاره هم مییگرم ازت.اینا اخر رمان ازدواج میکنن باهم.پسره قبلا یه ازدواج ناموفق داشت
لطفاااا اسمش رو بلدین بگین:cry::cry:
ریکاوری
 
سلام

یه دختره طلاق گرفته میخواد که بچه داشته باشه میره یه مهمونی بایه پسره صیغه میشه این پسره آدم جالبی نبوده این و پیداش میکنه اذیتش میکنه
فکر کنم این خلاصه ش بود
اسم این رمان چیه؟
سلام فکر کنم اسم رمان مات باشه
 
سلام.
دنبال اسم رمانی میگردم که دختره و پسره تو نوجوونی باهم دوست بودن در حدی که دختره دوس دخترای پسره رو براش جور یا رد میکرده بعد در اثر یه سوتفاهم که دختره فکر کرده پسره چاقیشو پیش دوستای دیگش مسخره کرده از هم دور میشن در حالی که پسره اینکارو کرده بوده چون دوستش میخواسته به دختره شماره بده ولی پسره خودش دختره رو مخفیانه دوس داشته .بعد سالها که دختره با رژیم لاغر شده همدیگه رو میبینن و هر دوشون استاد یه دانشگاه هستن و دختره به خاطر اینکه یهویی وزن کم کرده هی میوفته فکر میکنه دست و پا چلفتیه.تا ابنکه پسره میبرتش باشگاه و..‌.فکر کنم اسم دختره رها و اسم پسره ماهان ساسان یه همچین چیزی بود
 
سلام.
دنبال اسم رمانی میگردم که دختره و پسره تو نوجوونی باهم دوست بودن در حدی که دختره دوس دخترای پسره رو براش جور یا رد میکرده بعد در اثر یه سوتفاهم که دختره فکر کرده پسره چاقیشو پیش دوستای دیگش مسخره کرده از هم دور میشن در حالی که پسره اینکارو کرده بوده چون دوستش میخواسته به دختره شماره بده ولی پسره خودش دختره رو مخفیانه دوس داشته .بعد سالها که دختره با رژیم لاغر شده همدیگه رو میبینن و هر دوشون استاد یه دانشگاه هستن و دختره به خاطر اینکه یهویی وزن کم کرده هی میوفته فکر میکنه دست و پا چلفتیه.تا ابنکه پسره میبرتش باشگاه و..‌.فکر کنم اسم دختره رها و اسم پسره ماهان ساسان یه همچین چیزی بود
سلام
رمان "هیچ کی مثل تو نبود"
 
سلام یه رمان هست که پسره یه نفرو دوست داره ولی پدرش موفق نیس ومیگه باید بادختری که من میگم ازدواج کنی اونم به دلایلی بادختر ازدواج میکنه دختر رو هرروز کتک میزنه وبعد چند ماه بادختری که علاقه. داره به خارج میره واون دختری هم که باهاش به اجبار ازدواج کرده ازش حامله هس ولی به پسر نمیگه پسره بعد چهارسال به ایران میاد ومیفهمه که بچه داشته وبه دختره علاقه داره ودوست داره جبران کنه اسمشو بگین لطفا
 
سلام یه رمان هست که پسره یه نفرو دوست داره ولی پدرش موفق نیس ومیگه باید بادختری که من میگم ازدواج کنی اونم به دلایلی بادختر ازدواج میکنه دختر رو هرروز کتک میزنه وبعد چند ماه بادختری که علاقه. داره به خارج میره واون دختری هم که باهاش به اجبار ازدواج کرده ازش حامله هس ولی به پسر نمیگه پسره بعد چهارسال به ایران میاد ومیفهمه که بچه داشته وبه دختره علاقه داره ودوست داره جبران کنه اسمشو بگین لطفا
رمان راز سربه مهر
یا
رمان سفر به دیار عشق
یا
رمان باورم کن
یا
رمان زیتون رو

چک کنید
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 3, کاربران: 0, مهمان‌ها: 3)

عقب
بالا