اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام دوستان
یه رمان خوندم که دختره چند سال از عشقش جدا میشه و وقتی برمیگرده میبینه خواهرش با برادر عشقش قراره ازدواج کنه خلاصه شرایط برای دیدار مجدد این دو فراهم میشه و دوباره به هم نزدیک میشن
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که یه دختر کم سن و سال بچه داره دوتا یه دختر و یه پسر که مهندس نقشه کشی و والیبالیست هم هست وبچه اش هوش بالایی داره و همه کار برای بچه هاش میکنه
 
روایت از زبان دختر داستانه
راجب دختریه که پدرش خیلی ادم پولدار و مهمی بوده و نامزد دختره برای پدرش پاپوش درست می کنن که اینو دختره بعدا نی فهمه.
.بعد دختره با پسری که پلیسه اشنا می شه.(شیوه ی اشنا شدنشون یادم نیست) و این موضوع رو باهاش درمیان میذاره.بعد طی یه قضیه ای دختره با خانواده ی پسره که مذهبی بوده می ره مشهد و بعد دختره می فهمه که پدرش افتاده زندان.بعد بلیط اتوبوس میگره که برگرده. پسره که نی بینه داره تنها بر می گرده باهاش هم مسیر میشه که اتفاقی براش نیوفته.توی راه اتوبوس خراب میشه .دختره تنها میره دستشویی که چند تا پسره می خوان اذیتش کنن.بعد همون پسره که همراهش بوده میره و نجاتش میده.
بعد برای اینکه ادمای اونجا راجبشون فکر بد نکنن پسره یه صیغه محرمیت می خونه
که میگه باید حتما محریه مشخص بشه و دختره میگه یه کارتن لواشک یا اب درست یادم نیس
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
رمان ایرانی عاشقانه بود و توی ایران
روایت از زبان دختر داستانه
راجب دختریه که پدرش خیلی ادم پولدار و مهمی بوده و نامزد دختره برای پدرش پاپوش درست می کنن که اینو دختره بعدا نی فهمه.
.بعد دختره با پسری که پلیسه اشنا می شه.(شیوه ی اشنا شدنشون یادم نیست) و این موضوع رو باهاش درمیان میذاره.بعد طی یه قضیه ای دختره با خانواده ی پسره که مذهبی بوده می ره مشهد و بعد دختره می فهمه که پدرش افتاده زندان.بعد بلیط اتوبوس میگره که برگرده. پسره که نی بینه داره تنها بر می گرده باهاش هم مسیر میشه که اتفاقی براش نیوفته.توی راه اتوبوس خراب میشه .دختره تنها میره دستشویی که چند تا پسره می خوان اذیتش کنن.بعد همون پسره که همراهش بوده میره و نجاتش میده.
بعد برای اینکه ادمای اونجا راجبشون فکر بد نکنن پسره یه صیغه محرمیت می خونه
که میگه باید حتما محریه مشخص بشه و دختره میگه یه کارتن لواشک یا اب
درست یادم نیست
 
سلام دنبال یه رمانی هستم که اسم پسره یاسر بود ولی یاس صداش میکردن قاچاقچی بود اخرش هم اون دختری که دوسش داشت رو دوست پسره با تفنگ میکشه دختره هم 2 سال قبلش زندان رفته بوده
یه مدته خیلی ذهنم رو درگیر کرده
ممنونم
هیچوقت دیر نیست
 
هیچوقت دیر نیس
 
سلام کسی اسم این رمانو میدونه که پدر دوتا پسر با پدر دوتا دختر فک کنم دوستن و پدرو مادره دخترا باعث مرگ مادرو پدره پسرا میشن و پسرا میخوان ازشون انتقام بگیرن که حتی م×س×ت میکنن مزاحمشونم میشن و ازشونم فسلم میگیرن اگ کسی اسمشو میدونه لطف میکنه بگه
از نیلوفر قایمی فره
 
سلامم بچهااا این رمانی که میگم خلاصه فصل دومشه اسمشوو یادم رفته ولی میدونم فصل اول اکیپی تور بود یه رمانی بود فصل دومش خانواده هه۴تا بچه داشت۲تاپسر ۲ دختر فکرکنم یکی از دخترا قرص میخورده نمیدونست مواده هر وقت خانوادش اذیتش میکردن میخورد بعد این رو یکی طایفش کراش داشت از قبل مامان و بابا پسره میگفتن این عروسمونه بعد خواهر دختره رو نامزد طرف میکنن بعد چند وقت دختره نامزدیه بهم میزنه بعد یه پسرعمو اسم دانیالم اومده بود از ناکجا اباد اومده بود میگفتن گمشدست که تازه پیداش کردنه دختره با همین دانیال بوده و حامله بوده و سر این قضیه دعوا شده بود گمش کردممم کسی اسمشو میدونه بگههه
 
سلام رمانی بود که پسره اسمش آبان بود و استاد دانشگاه ،عاشق دانشجوی خودش میشه و به خاطر دختره اسید میپاشه روی پشتش و آخرشم ازدواج می کنن
 
سلام خواهش میکنم کمکم کنین پیداش کنم
ماجرا راجبه یه دختره به اسم مریم که خیلی بی کس و فقیره و یه روز یه ماشین بهش میزنه و کاملا اش و لاش میشه و اونی که با ماشیم بهش زده بعد از بهبودی سعی میکنه کمکش کنه یه دکتر داروسازه و از ب یه خانواده اصیل و پولداره و بهش تو دارو خونه ش کار میده و به خونه شون راهش میده و اینا بعد این دختره با عموی پسره یا داداش بزرگش دقیقا یادم نیست یه مرد سن بالاتر اوکی میشه و بعد باهاش میره خارج و اونجا زندگی میکنن و یه سری مشکلات بعد از ازدواج دارن اما اخرش باهم خوب میشن
 
آخرین ویرایش:

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا