اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام

یه رمان هست ۴ تا پسر که خیلی با هم رفیقن به اسمای سینا و محسن و محمد طاها و کامران که تو دانشگاه با ۴ تا دختر یه اسمای هستی و مهسا و شهرزاد و ساحل آشنا میشن که سینا و ساحل ازدواج میکنن ، محمد طاها و شهرزاد هم شریک میشن محسن هم عاشق مهسا هست ولی چون مهسا نامزد داره بیخیالش میشه کامران و هستی هم عاشق همن ولی کامران بچه داره

لطفا کمک کنید😢
توی تل*گرام به اسم مجنون عشق هست
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه رمان هستش دختری به اسم ماه و پسری به اسم مهرداد که مهرداد برا انتقام از پدر ماه نزدیکش شد و می خواد انتقام بگیره و ....
کسی اسمشو می دونه لطفا بگید اگه می دونید🙏🏻
من توی روبیکا می خونمش اسمش ماه پیشونی
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
یه رمانی بود رلجب یه دختر فقیر لات که تو پایین شهر زندگی میکرد یه شب که میخواستن به صورت دختره اسید بریزن پسره میاد و نجاتش میده و چند قطره از اسید به شونه پسره میخوره و میسوزونتش دختره بلوز پسره رو در میاره جای شلاق رو تن پسره میبینیکه عفونت کردن و بهشون رسیدگی نشده به هر بدبختی که شده پسره راضی میکنه برن بیمارستان
بعد از چن روز دختره یه صدایی رو میشنوه که چن تا پسر دارن یه دختره رو اذیت میکنن میره و باهاشون درگیر میشه و میبینه صورت دختره قبلا با اسید سدخته و بخاطر همین اذیتش میکردن داداش دختره میاد و اون یکی دختره میبینه داداشش همون پسریه که نجاتش داد و به محله اینا اسباب کشی کردن
کسی اسمشو م

سلام تروخدا جواب بدین
یه دختری اسمش غزله ۲۲سالشه و روستایی به ازدواج صوری با یک مرد که اسمش فریده ۲۸ سالشه و تهرانی در میاد فرید یک پسر از زن قبلی اره و قبلیشو خیلی دوست داشته و زندست بخاطر رویایی بازیگری زن اولشو ول کرده و زن دومشم دوست نداره و فقط برای نگه داری بچش ازدواج کرده ولی فکر کنم کم کم به هم علاقه پیدا میکنن
توی تل*گرام اسمش هست گل گازانیا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام
یه رمانی بود که دختره با مادرش زندگی می‌کرد بعد یه پسری هم بود که به فرزندخواندگی قبولش کرده بودت و این پسره هی هوای دختره رو داشت و اینا و دختره اولش پرخاش میکرد ولی بعد دختر عاشق پسره شد اما پسره نه. بعد نمی دونم دختره رفت خارج از کشور یا پسره که یه مدت از هم دور شدن و بعد که برگشتن رابطه شون نسبتا اوکی بود‌ دختره بالغ تر شده بود. مطمئن نیستم ولی فکر میکنم اسم دختره پرستو بود.
 
سلام
رمان درباره ی یه دختری بود که با زن داداشش و داشش زندگی می کرد چون پدر مادرش مرده بودن .دختر خسته شده بود نمی خواست دیگه مزاحم داشش بشه بعدش دوست داشش میاد خاستگاریش با هم توافق می کنن که فکر کنم یک سال یا دو سال باهم زندگی کنن. داداش دختره می میره . پسره قبلا یه زن داشته که با دوستش به پسره خیانت می کن.
یه روز که پسره خونه نبوده همون دوستش که زن قبلی پسره بهش خیانت کرده میاد خونشون دختره هم نمی دونسته درو باز می کنه دعوتش می کنه تو خونه .
تا اینجاشو یادمه اگه کسی اسم رمانو می دونه بگه لطفا
سلام این رمان رو خوندم ، فکر کنم اسم رمان سفید برفی باشه
 
سلام چندسال پیش یه رمان تو ایتا خوندم که دختره ، پدرومادرش فوت کرده بود با زنعموش و بچهاش(سه تا پسر و یه دختر)زندگی میکرد ، عموش هم فوت کرده بود ، زنعموش مهربون بود ، دختره عاشق پسر عموش که پلیسه شده بود ولی اختلاف سنی داشتن
از طرفی هم پدربزرگو مادربزرگه دختره دوسش داشتن و همش میخواستن اون بیاید خونشون با اونا زندگی کنه
این دخترعموش هم دختر خوبی نبود و همش بخاطرش تو دردسر میوفتاد
کسی اسمشو میدونه
سلام چندسال پیش یه رمان تو ایتا خوندم که دختره ، پدرومادرش فوت کرده بود با زنعموش و بچهاش(سه تا پسر و یه دختر)زندگی میکرد ، عموش هم فوت کرده بود ، زنعموش مهربون بود ، دختره عاشق پسر عموش که پلیسه شده بود ولی اختلاف سنی داشتن
از طرفی هم پدربزرگو مادربزرگه دختره دوسش داشتن و همش میخواستن اون بیاید خونشون با اونا زندگی کنه
این دخترعموش هم دختر خوبی نبود و همش بخاطرش تو دردسر میوفتاد
کسی اسم رمان رو میدونه؟
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام یه رمانی بود اسم پسره علیرضا بود اسم دختره رو یادم نیست و رمان از اینطور شروع میشه که یه زنی دود سیگار رو فوت میکنه تو صورت دختره و دختره سرفه می‌کنه زنه بهش میگه داری میمیری؟ پسره که اونجا دکتر بود میگه پمپونی داره ولی در واقع اون پدر دختره از علیرضا خواسته بود مراقبش باشه
 
سلام یه رمانی بود اینطوری شروع میشد که یه زنی بالای سر دختره وایساده بود داشت سیگار می‌کشید و دودش رو تو صورت شخصیت زن داستان فوت میکرد دختره سرفه می‌کنه و زنده بهش میگه داری میمیری؟ اسم شخصیت مرد داستان بود علیرضا که پدر این دختره ازش خواسته بود مراقب دخترش باشه از قضا تو این گیر و دار دختره پمپونی هم داشته
 
سلام یح رمانیه راجب یح دختره کح حافظشو از دست داده و پیش خالش و شوهر خالش زندگی میکنه
یح پسره عم کح قبلن عاشقش بوده اونو میدزده و فک میکنه کح دختره بهش خیانت کرده.
میبره خونش کح فکرکنم تو خارجه شکنجش میکنه
پاهاشو میخواد با اره برقی قطع کنه و با میله داغ رو کمر دختره مینویسه برده ی من و ....
اگه کسی میدونه سریع بگه خیلی وقته دنبالشم🙁💔
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 6, کاربران: 0, مهمان‌ها: 6)

عقب
بالا