سلام یه رمانی بود که دختره تنها زندگی می کرد بعد فکر کنم تو کوچه بهش *** میشه اسم دختره هم به نظرم باران بود بعد دختره حامله میشه بچه چند ساله که میشه پسری که به دختره *** کرده بچه رو ازش میگیره میبره عمارت و میگه اگه میخوای بچه رو باید بیای با ما زندگی کنی دختره اول قبول نمی کنه ولی بعدش مجبور میشه اونجا زندگی کنه
آخرین ویرایش توسط مدیر: