اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام خوبین دوستان من یه رمان چندسال پیش خوندم اما یادم نمیاد اسمش چیه داستانش به این صورت بود که یه دختره به عنوان خون بس میره خونه اربابی و اون رو به عقد برادر ارباب ک ولیچر نشین بود درمیارن ولی بعد یع مدت برداره ارباب میمیره و دختره با ارباب ازدواج میکنه
میشه هرکی میدونه اسمش رو بگه🥹
 
سلام دنبال یه رمان هستم اینجوری شروع میشه که یه پسر و دختر تنهایی تو خونه هستن دختر میگه من باید برگردم خونه خواهرم حساس شده پسره ناراحت میشه میگه واسه چی این خواهرت دخالت می‌کنه خودش از همه بدتر هست دختر میگه نه خواهرم اهلش نیست پسر میگه بهت ثابت میکنم خواهرت قدیسه نیست بعد با یه نقشه وارد زندگی خواهر میشه لطفاً کمک کنید اسمش را پیدا کنم
 
سلام یه رمانی بود دختره تومهمونی توی نگاه اول عاشق میشه بعد پسره میدزده چشای دختر فکنم نقرهای بود
 
سلام ی رمان هست ک اسم دختره نوشینه و اسم پسره آرشا این دونفر خیلی عاشق هم دیگه هستن ولی برای دختره نقشه میکشن و آبروش و جلویی پسر میبره پسرهم ولش میکنه ب مدت سه سال میره خارج از این ور خانواده دختره هم اونو از خونه بیرون میکنن ودختره خدمتکار خونه ای مردم میشه‌‌ .لطفت اسمشو بگین
سلام کسی این رمان و نخونده میشه لطفا جواب بدین ؟؟؟
 
سلام دنبال اسم رمانی هستم راجب دختری که مدت طولانی محکوم ب قتل خواهرش بوده و حتی نامزدش اون رو ولش کرده و رفته و خونوادش هم زجرش میدن و اذیتش میکنن و اون خودش وانمود به مرگ کرد در حالی که زنده بود و رفت تا از خودش رفع اتهام کنه و بی گناهی خودش رو ثابت کرد و در مدتی ک نامزدش فکر میکرد مرده هم نامزدش پی به بی گناهیش برده بود و...
سلام
فکر کنم دنبال سفر به دیار عشق میگردی
 
سلام یه رمان سه سال پیش خونده بودم فقط اینو یادمه که دختره فرزند اخر بوده و دو تا داداش بزرگتر از خودش داشته فک کنم اسم دختره ارام بود دختره چون یجورایی نا خواسته بوده یعنی مامانش نمیخواستش برا همون خیلی اروم بود و یجورایی اجتماعی نبود فقط با داییش و زنه داداش بزرگش راحت تر بود ولی با بقیه نه اسم یکی ار داداشاش رامین بود که داداش دومش یه دوستی داشته از قضا داداش دومش عاشق خواهر دوستش میسه و اینجا یه اتفاقی میوفته که دوست داداشش برای انتقام میاد دختررو عاشق خودش میکنه ولی بعد دختره میفهمه جریانو و افسردگی میگیره با تمام اعصای خونوادش قهر میکنه و چون اون زمان ریاضی میخونده دختره اون زمان رشتش ریاضی بوده وبعد به کمک داییش میره خارج بعد اونجا فک کنم با داداش زنداییش زندگی میکنه که دوتا بچه. داشته و تقریبا ۴۰ سالش بوده اون به دختره کمک میکنه که شخصیت درونگراییش رو تغییر بده و بتونه راحت با جامعه کنار بیاد
سلام شهربازی
 
سلام
یک رمان بود اسمش شخصیت اصلیش نفس بود و شخصیت پسر اصلی امیرحسین دختر خانواده ای به شدت مذهبی داشت ولی خودش فقط جلوی خانوادش خودش رو معتقد نشون میداد اما با پسری به اسم حامد رابطه داشت و امیرحسین همسایه ی بچگیشون بود ولی رفته بودن و حالا بعد چند سال دوباره داشتن همدیگه رو میدیدن و همچنین معلوم شد مادر دختره کسی بوده به اسم طلا
 
سلام من یه رمانی خونده بودم انگار یه دختر و پسر عاشق همدیگه بودن بعدا متوجه میشن که پسره زن دیگش حاملس بعد من اونجا مونده بودم که پسره هم نمیتونست از بچش بگذره و هم از عشقش اکر کسی اسمشو میدونه لطفا بگه
 
ارسام، پسر ناخلف حاج سلطانی که دخترا براش فقط تخت گرم کن و بازیچه ان!
با ورود سراب به محله، دل میده به دختر چشم رنگی و حامیش میشه...
عشقی که پر از دردسره براش، اما دردسرشم به جون میخره...
منم دنبال این رمانم میشه لطفا اسمشو بگین ؟؟
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 4, کاربران: 0, مهمان‌ها: 4)

عقب
بالا