اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسمشو نمیدونم فکر کنم اسم پسره ارسلان بود اسم دختره آرام دختر عمو پسر عمو بودن و آرام زیاد علاقه ای ارسلان نداشت ولی از پونزده سالگی صیغه ارسلان بود به اجبار خانوادش ارسلان پلیس بود و یه شب آرام و تو یه پ**ا**ر**ت**ی لخت پیدا میکنه و آرام میفهمه همون دوستاش که اوردنش پ**ا**ر**ت**ی به ارسلان گفتن و فکر میکنه ارسلان یکی از دوستاشو دوست داره و میخواد شب عقد و عروسی همچیو خراب کنه برای همین شب عروسی میخواد فرار کنه ولی یه ماشین میدزدتش تو اون ماشین ارسلان بوده و میبرتش عروسیشون لطفا اگه کسی اسمشو میدونه بگه
اسم رمان به من نگو کوچولو
ولی رمانش پیدا نمیشه منم خودم خیلی دنبال رمانشم ولی پیدا نمیکنم
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که اسمشو نمیدونم فکر کنم اسم پسره ارسلان بود اسم دختره آرام دختر عمو پسر عمو بودن و آرام زیاد علاقه ای ارسلان نداشت ولی از پونزده سالگی صیغه ارسلان بود به اجبار خانوادش ارسلان پلیس بود و یه شب آرام و تو یه *** پیدا میکنه و آرام میفهمه همون دوستاش که اوردنش *** به ارسلان گفتن و فکر میکنه ارسلان یکی از دوستاشو دوست داره و میخواد شب عقد و عروسی همچیو خراب کنه برای همین شب عروسی میخواد فرار کنه ولی یه ماشین میدزدتش تو اون ماشین ارسلان بوده و میبرتش عروسیشون لطفا اگه کسی اسمشو میدونه بگه
اسم رمان به من نگو کوچولو
ولی رمانش پیدا نمیشه منم خودم خیلی دنبال رمانشم ولی پیدا نمیکنم

سلام خسته نباشید همگی چندوقت پیش یه رمان خوندم درباره یه پسره به اسم محراب که خلافکار بود و برای فرار از دست پلیس یه پرستار بیمارستان رو میدزده فکرکنم اسمش تمنا بود لطفاً هرکس اسم این رمان رو می‌دونه بهم بگه ممنونم
سلام
اسم رمان خلافکار خشن من
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام من دنبال یه رمانی میگردم که دختره وقتی بچه بود خجالتی بود و پسر عموشو دوست داشت ولی خانواده عموش میرن خارج از کشور و روزی که میخوان برن دختره به پسرعموش ابراز علاقه میکنه ولی پسر عموش ردش میکنه و بعد از چند سال عموش اینا برمیگردن و تا خونه خودشون اماده شه طبقه بالای خونه خانواده دختره زندگی میکنن و اون دختره دیگه مثله قبلا کم حرف و خجالتی نیست و یه دوست صمیمی هم داره که مربی رقصش بوده کسی اسمش رو میدونه؟
 
سلام یه رمانی هست که دختره میخواد بهش *** بشه ولی فرار میکنه شب بوده و همینطور که داره میره جلوشو نمیبینه و نزدیک بود ماشین بهش بزنه یه مرد مسنی توی ماشین بود و به دختره کمک میکنه که از اونجا فرار کنه و چون دختره جایی رو نداشته بره میبرتش به خونش. بعد از چند وقت دختره عاشق مرده میشه و مرده هم عاشق دختره ولی مرده میگم من از تو خیلی پیر ترم و نمیشه و فلان... مرده از زنش طلاق گرفته و یه دختر داره که خارج از کشور با زنش زندگی میکنه. اگه اسمشو میدونین بهم بگین لطفا
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام ی رمان پناه ب ازای آزادی برادرش ک قراره اعدام بشه ب شرطی ک قاضی آرکان گذاشته عمل کنه و پناه قبول میکنه ک بعدش فکر کنم از دست خانوادش فرار میکنه با آرکان میرن تهران اونجا هم پسره ک باباش گفته با ی دختره دیگ ازدواج کنه قبول نمیکنه از تهران میزن ب پاریس تا اینجا یادمه فقط
 
سلام ی رمان هس ک گرشا از خارج ب ایران میاد برای مراسم فوت پدرش تو خونه میاد با ی خدمتکار برخورد میکنه ک سینی حلوا میریزه زمین و خدمتکاره فکر کنم نابینا بودش اسمشم توکا بود بعد ها گرشا ازش خوشش میاد و با توکا ازدواج میکنه اگه میشه اسم رمان رو بگین
 
سلام ی رمانی بود دختره با دوتا پسر و خواهرش زندگی میکنه روانشناسه همسرش اینا رو ول کرده رفته خارج جراح قلب شده
 
کژال یعنی دختری با چشمای آهویی! و ارباب عمارت به اسم تیرداد که به زور باهم ازدواج میکنن برای اوردن وارث که بعد از مدت چند روز عاشق هم میشن
اسم رمان چیه نمی دونی کجا داره
 
من یه رمان خوندم که دختر عمو و پسرعمو باهام ازدواج میکنن اسم دختره آوا یا آرام هست من پسرعمو هم استاد دانشگاهه بعد اینا چهارقلو بچه بدنیا میارن
کی گفته من شیطونم
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 2, کاربران: 0, مهمان‌ها: 2)

عقب
بالا