اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام یه رمانی هست که پدر و مادر دختره از هم جدا شدن و دختره با دو تا برادراش که خیلی دوستش دارند ولی خیلی سخت گیرن زندگی می کنه. معلم مدرسه ی دختره دوست برادرش هست.اسمش چی بود؟ (دبیرستان عشق رو نمیگم)
 
دنبال یه رمانی میگردم دختره رو میدزدن به عربا میفروشن شیخی که اونو واسه پسرش میخواد تا باهاش ازدواج کنه پسره هم قبلا ازدواج کرده ولی بچه دار نمیشدن چون پسره مشکل داشه توی بیابون هم زندگی میکنن
عود
 
رمان فراس

رمان فراسوی خیال چشمانت رو چک کنید
ممنون ولی این نیست😣
رمانی که دختره پرستاره واسه پول عمل. مادرش صیغه یه شب دکترمجردمیشه بعد دختره باردارمیشه ..یه بار که یه دکترازش خواستگاری می‌کنه دکتر قبلی میاد میگه از زن من که بچه من تو شکمشه خواستگاری میکنی کسی این رمان خونده ؟؟؟؟

رمان فراس

رمان فراسوی خیال چشمانت رو چک کنید
این نبود
 
رمانی که دختره پرستاره واسه پول عمل. مادرش صیغه یه شب دکترمجردمیشه بعد دختره باردارمیشه ..یه بار که یه دکترازش خواستگاری می‌کنه دکتر قبلی میاد میگه از زن من که بچه من تو شکمشه خواستگاری میکنی کسی این رمان خونده ؟؟؟؟

پیداکردم رمانو
 
آخرین ویرایش:
سلام یه رمان بود اسم دختره ستاره بود با پسر دایی یا پسر عمه یا عمو یا خاله دقیق یادم نیس ازدواج کرده بودن شوهرش پلیسه مافیا میکشه شوهرشو بعد دختره میوفته دست مافیا بعد یه چیزی میکوبه تو سر مافیا فک میکنه که ستاره عشق سابقشه اسم اون مافیا شهاب هس بعد عاشق هم میشن
 
سلام
من دنبال ی رمانیم که شخصیت مذکر داستان اسمش ارسلان راستین بود
از کلش همین یادمه 😂
 
سلام
چند وقت پیش یه رمان خوندم ولی اسمشو یادم نیس...رمانه اینحوری بود که دختره عاشق یه پسر به اسم امید بود پسره ام رفته بود خارج بابای دختره هم با ازدواجشون مخالف بود و میخواست دختره رو شوهر بده. دختره هم یکیو پیدا میکنه ک تا برگشتن امید باهاش ازدواج کنه..ولی بعدا میفهمه ک امید اونجا ازدواج کرده بوده و....
 
یه رمانه بود که زنو شوهره سوخته بودن بعد این مرده برا نیازش یه دختره رو میگیره و خودش نقاب داره . میدونین اسم این چیه؟
اینو کسی نمیدونه؟
 
سلام چند سال پیش یه رمان خوندم اسمش یادم نیست دو فصله که دختره با دوستش دانشگاه تهران قبول میشن میرن خونه پیر عمه دوستش بعد دوستش عاشق پسر عمه شه ولی پسر عمش دختر داریوش دوست نداره عاشق همین دختره دوستش میشهه😂😅
 
سلام یه رمانی بود اسم دختره آرام بود دوتا برادر داشت اسماشون آرمان بود آرش...بعد دختره خیلی خجالتی بود چون همه دعوا مامان و باباش سر اون بود چون ناخواسته بدنیا اومده بود و رفیق آرش برای اینکه از آرش انتقام بگیره به آرام نزدیک میشه و اونو عاشق خودش میکنه......لطفا اگر کسی اسم این رمان رو میدونه
رمان شهربازی
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 1, کاربران: 0, مهمان‌ها: 1)

عقب
بالا