اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

سلام
اسم این رمانو می خواستم لطفا
دختره مادرش عمل می خواد کنه مجبور میشه صیغه شه وقتی میره خونه طرف میفهمه عشق قبلیشه که ترکش کرده اسمشو میدونین؟
 
سلام
یه رمانی بود که دختره بخاطر این مجبور شده با پسره ازدواج کنه که بهش *** کرده بود ولی وسط رمان معلوم میشه نکرده بوده، اسم برادر دختره محمد بود فک کنم که قبلا خواهر پسره رو دوست داشته اینا هم خونشون یه خونه کوچیک کنار خونه مامان پسره بوده، پسره هم به چشم برادری خیلی آقا و متین بود یادمه
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام دنبال یه رمانی میگردم داستانش این طور بود که یه پدربود که وضع مالی خیلی خوبی داشت یه کار خونه داشت و شرکت و ۲ تا دختر هم داشت که دختر اولی خیلی ناز نازی و دختر دومی سختی کشیده بود. پدر خیلی به دختر دومی سخت میگرفت و اذیتش میکرد و دختره خیلی ناراحت بود . داستان پیش میره تا جایی که دختر اولی قرار بود با کسی ازدواج کنه ولی نمیتونه و میزنه زیرش و پدر چون این کسی که دخترش مسخواسته باهاش ازدواج کنه خیلی ادم کله گنده و پولدار بوده دختر دومی رو مجبور میکنه که موقتا با پسره ازدواج کنه
بگذار آمین دعایت باشم
 
سلام من دنبال یه رمان میگردم که نامزد دختره بهش *** میکنه و دختره میره خارج کشور و اونجا یه دختر به دنیا میاره و بعد از سالها برمیگرده ایران و دخترش رو سوییتی صدا میزنه اسم پسره هم کیان هست لطفا اگه میدونید اسم رمان رو بگین🥺🙏🙏🏻
بن بست ۱۷
 
آخرین ویرایش توسط مدیر:
سلام.دنبال به رمانی میگردم.خلاصش اینه که یه دختر و پسر باهم ازدواح میکنن.یه دختر هم گیرشون میاد.مرد خیلی خسیس بوده.زنه ازش طلاق میگیره.مدتب تو بیمارستان بستری بوده و اونجا با یه دکتر آشنا میشه و ازدواج میکنه.دکتر یه دختری داشته که فوت کرده بوده.خانمه دختر خودشو جای دختر دکتر میزنه و باهم از کشور خارج میشن.....
 
اون رمانی که دختره از پسرعمه اش جدا میشه با یکی دیگه صوری ازدواج میکنه بعد یه روز میره خونه مامان بزرگش پسرعمه هم میاد بعد وقتی پسر صوریه میاد بغلش میکنه اونم فک میگنه برای پسر عمه ه اینکارو کرده


فک کنم پسر صوریه دکتر بود بعد یه مدت اول پسره عاشقش میشه بعد دختره هم همینطور یه بار میرن مسافرت پسر عمه ه با زنش هم میان اونم یه لباس سبز میپوشه عاشق این رنگه پسر عمه ه میگه اینو بخر بعد شوهرش ناراحت میشه
دروغ شیرین
 
به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
دنبال یه رمان تخیلی میگردم، حدود سال ۹۳. سه جلدی بود و یه اسم خاص داشت تو یکی از جلدهاش هم احتمالا کلمه قرمز به کار رفته بود، داستانش راجع به پسری بود که یهو وارد دنیای دیگه شد و انگار حافظه اشو بچگیاش از دست داده بود. تو اون دنیا با یه مرد زندگی میکرد، الف ها و موجودات تخیلی اینطوری هم تو داستان بودن. دیگه هیچیش یادم نیست🤧
 
سلام به همگی
یه رمانی بود درباره یه پسر فوتبالیست البته مطمئن نیستم و یک دختری که فک کنم به اجبار پدر مادراشون باهم ازدواج میکنن و از هم خوششون نمیاد و پسره خودش کسه دیگه ای رو هم میخواد و مثل اینکه دختره هم شب خواستگاری خودشو زشت میکنه. اگه درست یادم مونده باشه فک کنم باهم میرن توی یه آپارتمان یه طبقش دختره زندگی میکنه و پسره هم یه طبقه دیگه.
بقیشو دیگه یادم نیست.😂😂😂
طلاییه
 
سلام یه رمان بود که دختره قدرت هر چهارتا عنصر طبیعی رو داشت بعد رو بازوشم یه تتو اژدها داشت که یه عده ادم برای نجات جون شهرشون دنبالش میگشتن و پیداش میکنن پسره گرگینه است و اونم رو بازوش نشان اژدها داره که برا دختره سفید برا پسره سیاه اینا عاشق هم میشن دوستای دختره هم قدرت عناصر رو داشتن دوستای پسره هم همینطور اینا همشون عاشق هم میشن بعد دختره باید دنیای پسرا رو نجات بده بعد قدرت شفا بخشی رو هم داره و اینکه میدونه مادر‌ش زنده است و میخواد نجاتش بده و با یه طلسم از ایینه عبور میکنه و میره پیش مادرش و اینکه دختره از همه قدرتاش بیشتر رو قدرت اتیش تمرکز داره
میشه اگه اسمش رو میدونین کمکم کنین
سلام
دختری با نشان اژدهارو چک کن
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 11, کاربران: 0, مهمان‌ها: 11)

عقب
بالا