اینجا رمانیکــ ـه!

با عضویت در رمانیک، شما قادر خواهید بود با دیگر اعضای انجمن بحث کنید، به اشتراک بگذارید و پیام خصوصی ارسال کنید.

عضویت! **پیدا کردن رمان بی نام**

مهم ★پیدا کردن رمان‌های بی‌نام★

به نام خدا

سلام دوست عزیز، به رما‌نیک خوش اومدی!

تا حالا شده یه رمانی رو بخونی و ازش خوشت بیاد ولی دیگه اسمش یادت نیاد و در به در دنبالش باشی؟
توی ر‌مانیک ما بهت کمک می‌کنیم به ر‌مان‌های گمشده‌ت برسی!
کافیه هر چیزی که از ر‌مان، د‌استان یا حتی کتاب گمشده‌ت یادت میاد رو توی این تاپیک برامون بفرستی.
برای پیدا شدن رمانت باید صبر کنی و هر چند روز یه سر به رمانیک بزنی.
خوشحال می‌شیم اگه اسم رمانی که بقیه گم کردن رو می‌دونی، اون‌ها رو راهنمایی کنی. (ما برای تشکر، به هرکسی که به پیدا شدن رمان بقیه کمک کنه ده امتیاز می‌دیم.)

راستی شاید قبل تو یکی دیگه هم این ر‌مان رو گم کرده باشه و به جواب رسیده باشه، حتماً یه سر به پست‌های بقیه هم بزن.

می‌تونی تا وقتی رمانت پیدا میشه، جدیدترین و بهترین رمان‌های آنلاین رو بخونی. (کلیک کن!)
***
دوست داری خودت رمان بنویسی؟ (کلیک کن!)
***
راستی ما این‌جا داستان، دلنوشته، شعر،
فیلمنامه و نمایشنامه، فن‌فیکشن، ترجمه باحال‌ترین آثار نویسنده‌های دنیا و حتی ترجمه محبوب‌ترین کمیک‌ها رو هم داریم!
***

کلی آموزش‌های رایگان و تیم‌های جالب هم داریم که اگه علاقه داری می‌تونی بهشون بپیوندی!
***

کار با انجمن رو بلد نیستی؟ (کلیک کن!)
سلام من دنبال یک رمان میگیردم که اسم پسره شاهو هستش و شاهو با سیمین ازدواج میکنه درحالی که از پرستو خشش می اومده بخاطر همین شب عروسی سیمین رو پس میزنه
 

دنبال یک رمانم درباره زنی که در آستانه طلاق است اما با وجود همه گذشت و فداکاری هایش جدا میشوند اما به خاطر ازدواج فامیلی و سنتی بودن خانواده در شرایط سختی قرار دارد همسر سابقش ازدواج میکند برای او و خانواده اش کارت عروسی می اورد اما او مظلوم و ناامید به زندگی ادامه میدهد تا اینکه یکی از همکاران شوهر سابقش را می بیند با کمک او میتواند به زندگی برگردد،با کمکش جهازش رو پس میگیره، سر کار میره، اعتماد به نفس پیدا می‌کنه اطراف پسره دخترهای زیادی هست اما همه رو به خاطر این زن از زندگیش بیرون می‌کنه
 
آخرین ویرایش:
سلام من این رمان رو در حال حاضر دارم میخونمش با اسمه حکم اجباری
شما کاملشو از کجا خوندی ؟؟
اسم رمانش حکم اجباری به قلم آیلین بود، ظاهرا کانالش فیلتر شد و یه کانل جدید زد و پارت گذاری رو از اول شروع کرد، کانال جدیدشو گم کردم، میتونی لینکشو بزاری؟ خیلی وقته دنبالش میگردم، قبلا لینکشو توی پیج روبینو دیدم ولی الان پیجشو بسته
 
سلام ممنون اما رمان حکم اجباری نیست رمان درباره طلاق دختر و اتفاقات بعدش هست
دختره یک خواهر هم داره که با شوهرش خیلی سعی می‌کنه افکار سنتی مادرش و فامیل به خواهرش صدمه بیشتر نزنه
 
سلام دنبال رمانی هستم که اسمش و یادم نیست ظاهراً فکر کنم پارسال چند پارتش در گروهی پخش شد خلاصه داستان اینجوریه که دختر قصه محجبه بود و پدرش معتبر محل که این دختر با دختری دوست بود که از نظر اعتقادی خیلی با هم فرق داشتن و این دختر عاشق پسری شده بود که تازه از زندان آزاد شده بود و ظاهراً خلافکار بود و به بهانه خجالت بسته هایی به این دختر محجبه میداد تا جلوی در خونه این پسر بزاره ولی ظاهراً تو این بسته وسایل خوبی نبوده و همه چیز به گردن این دختر محجبه میوفته یه جور آبروی خودش و پدرش در خطر میوفته
ممنون میشم اگه اسمش و میدونید بگید
 
رمانی که خود دختره یه خال ریز زیر لبش داشت
پدربزرگش باغ میوه داشتو بخاطر یسری داستانا همسو اورده بود باغ
دختره لکنت داشت ولی پسرعموش که اسمش جهان بود بردش دکترو کمکش کرد
اون پسره بلد سالها اینارو پیدا میکنه انتقام بگیره با کیان دوستش میوهاشونو پیش خرید میکنه و ...
با دختره هم ازدواج میکنه درحالی که پسرعموش هم خواستگارشه لزفا اسمشو اگه میدونید
رمانی که خود دختره یه خال ریز زیر لبش داشت
پدربزرگش باغ میوه داشتو بخاطر یسری داستانا همسو اورده بود باغ
دختره لکنت داشت ولی پسرعموش که اسمش جهان بود بردش دکترو کمکش کرد
اون پسره بلد سالها اینارو پیدا میکنه انتقام بگیره با کیان دوستش میوهاشونو پیش خرید میکنه و ...
با دختره هم ازدواج میکنه درحالی که پسرعموش هم خواستگارشه لزفا اسمشو اگه میدونید بگین بهم
زهار از آرزو نامداری
 
رمانی که خود دختره یه خال ریز زیر لبش داشت
پدربزرگش باغ میوه داشتو بخاطر یسری داستانا همسو اورده بود باغ
دختره لکنت داشت ولی پسرعموش که اسمش جهان بود بردش دکترو کمکش کرد
اون پسره بلد سالها اینارو پیدا میکنه انتقام بگیره با کیان دوستش میوهاشونو پیش خرید میکنه و ...
با دختره هم ازدواج میکنه درحالی که پسرعموش هم خواستگارشه لزفا اسمشو اگه میدونید بگین بهم
زهار
 
یه رمان بود دختره از عروسییش فرار میکنه بعد میره توی یه ماشین قائم میشه
بعد از اینور یه پسره اسمش مسیح بود اونم شب عروسیش بود که عروسش فرار کرده بود میاد تو ماشینش میبینه یه دختر با لباس عروس اونجاست دوستاش بهش پیشنهاد میدن دختره رو بزاره جای عروس خودش دختره ام به خاطر فرار کردن از عروسییش قبول میکنه
حرارت تنت
 
سلام
دارم خل میشم انقد فکر کردم
یه رمان بود ۵ سال پیش خوندم،یه دختره ک اسمش بنفشه بود،داداشش میره با دختری یواشکی ازدواج میکنه بعد فرار میکنن،دختره یه داداش داشت که با ازدواج این دوتا مخالف بود،بعد داداش این عروس خانوم میاد این بنفشه هه رو بهش ابمیوه میده بیهوشش میکنه میبره شمال * میکنه بهش،بعدا عقدش میکنه میاره خونشون
اخرسرم باردار میشه پسره نمیدنسته میزنه اش بچه اش سقط میشه.

فک کنم تو اسم رمان کلمه هوس هم بود،ممنون میشم راهنمایی کنید
تازیانه و عشق
 

موضوعات مشابه

کاربران در حال مشاهده این موضوع (مجموع: 7, کاربران: 0, مهمان‌ها: 7)

عقب
بالا